این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید




نشستگان
نشستگان
450,000 تومان قیمت اصلی 450,000 تومان بود.315,000 تومانقیمت فعلی 315,000 تومان است.
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1402 |
| تعداد صفحه |
276 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
450,000 تومان قیمت اصلی 450,000 تومان بود.315,000 تومانقیمت فعلی 315,000 تومان است.
موجود
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
خلیفه مرده است و سه برادر برای برافراشتن به پا خاسته اند. اما چه به پا خاستنی؟ حسین اصلاح امت جدش را در امر به معروف و نهی از منکر و قیام می داند. محمد حنیفه راه درست را در مسیر دیگری، مخالف برادرش می بیند و در این بین عباس، برادر کوچک تر و قهرمان خاموش داستان، نگاه دیگری دارد. (نشستگان) روایتی است صد و بیست روزه از ماجرای کسانی است که به دنبال حقیقت می گردند. مومنانی که دل نگران سنت رسول الله و کتاب خدا هستند اما هر کدام از زاویه ای متفاوت به ماجرا نگاه می کنند. داستان تاریخی (نشستگان) داستان خوب ها و بد ها نیست. داستان نشستگان و مجاهدان خداست. داستانی به عمق باور ها و ایمان.
| وزن | 307 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1402 |
| تعداد صفحه |
276 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
| ویژگی |
کتاب های مرتبط
- فاطمه سلطانی
- سید یحیی یثربی
- غلامحسین ساعدی
- رضا براهنی
- ابراهیم حسن بیگی
- بزرگ علوی
- محبوبه زارع
- مظفر سالاری
- محمد رضا یزدانی نژاد
- حدیث افخمی
- راضیه تجار
- 211935
بریده هایی از کتاب نشستگان
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
پیرمرد در حالی که اشک از چشمانش جاری شده بود، دستان خود را بهسوی آسمان بلند کرد:
خداوندا، تو امیر مؤمنان، جناب معاویهبنابیسفیان، را بر ما برتری و سروری دادی، به او عزت و حکومت عطا کردی و دینت را بهواسطۀ او به ما تعلیم دادی. خداوندا، هماکنون او برترین خلق تو بر روی زمین و نزدیکترین فرد به پیامبر توست. خدایا، خودت به ایشان سلامتی بده و سایۀ او را بر سر ما مستدام بدار.
- ارسال شده توسط: حامد عطایی
دارم هلاک می شوم. از صبح تابهحال، نفسم بالا نمیآید. نمیدانم چرا امروز هوا اینقدر گرم شده است. آخر این خورشید بیرحم از زمین بیچاره چه میخواهد که شلاقهای آتشینش را بر تن عریان آن فرود میآورد؟! انگارنهانگار که فصل خرماپزان سر آمده است. در تمام عمرم، پاییزی به این داغی ندیده بودم.
- ارسال شده توسط: حامد عطایی









نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.