این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


سمفونی مردگان
سمفونی مردگان
350,000 تومان قیمت اصلی: 350,000 تومان بود.245,000 تومانقیمت فعلی: 245,000 تومان.
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
پنجاه و چهارم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
375 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
350,000 تومان قیمت اصلی: 350,000 تومان بود.245,000 تومانقیمت فعلی: 245,000 تومان.
در انبار موجود نمی باشد
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 1,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
این رمان جایزه بنیاد غیردولتی کگدوپ وجایزه سال ۲۰۰۱ از بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ را گرفته است. وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد، بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد؛ و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود…! این جملهی معروف از کتاب سمفونی مردگان برای همهی ما آشنا است. سمفونی مردگان داستان زندگی اعضای خانوادهی اورخانی است. آنها در در ایران معاصر در حال گذار به مدرنیته زندگی میکنند. یک خانوادهای سنتی که به سرنوشت عجیبی دچار میشوند. چهار فرزند خانواده هر کدام به نوعی نماینده یک تفکر خاص هستند. اما جدال بین آیدین و اورهان شدیدتر است. آیدین با تفکری مدرن جلو میرود و از خانواده طرد میشود. اورهان برادر دیگر که پایبند به سنتها است، فرزند مورد علاقهی پدر است.
عباس معروفی در کتاب سمفونی مردگان در حال توصیف تضادهای اجتماعی در سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی است. هر کدام از شخصیتهای این داستان نماینده طبقه و بخشی از جامعه هستند و تعارضهای میان آنان، بیانگر برخوردهای لایههای گوناگون اجتماع ایران آن روزگار است. سمفونی مردگان نیز مثل بخشهایی از کتاب خوشههای خشم ویلیام فاکنر، به صورت جریان سیال ذهن نوشته شده است. از همین رو این دو کتاب را با یکدیگر مقایسه میکنند.
| وزن | 342 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 14 × 21 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
پنجاه و چهارم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
375 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
10 دیدگاه برای سمفونی مردگان
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب های مرتبط
- فائزه گوئن
- وجیهه سامانی
- کریستی لفتری
- مهدی کرد فیروزجایی
- بابک زمانی
- ژوزه ساراماگو
- میچ آلبوم
- علی محمد افغانی
- ویکتور هوگو
- بهزاد دانشگر
- 41116
بریده هایی از کتاب سمفونی مردگان
اگر کتاب "سمفونی مردگان " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- خدیجه
هیچکس حال روشن کردن بخاریها را ندارد. آجرهای هفت و هشت بالای دیوارها یکی یکی میافتند، انگار که ساختمان سرما خورده باشد. کسی جارو نمیزند، مهمان نمیآید. لالههای مردنگی سردر خانه شکستهاند. اتاقها بیاثاثیه بزرگ جلوه میکنند و انعکاس صدای پای آدم بر مغز چکش میزند. صدای نفس لمبر میخورد. حتی دیگر جرئت سرفه کردن هم نداری، انگار در مغز خودت میپیچد و میپیچاندت. فقط از آن همه هیاهو و همهمه، کلاغهای کاج ماندهاند که چاقتر و پیرتر روی شاخهها جابجا میشوند و با صدای دریدهشان میگویند: «برف. برف.»
- خدیجه
گفتم: «اورهان نه. آقا داداش.» و یکی خواباندم بیخ گوشش. پاپاخ از سرش افتاد. پاپاخ کهنه پدر وادارم میکند که عاطفهام را حفظ کنم. گاه میخواهم بخوابانم زیر گوشش یا به نردههای ایوان بالا زنجیرش کنم. امّا صورت خندانش زیر آن پاپاخ رنگ و رو رفته مانعم میشود. چه میشود کرد؟ مادر گفت: «تو عاطفه نداری.» گفتم: «دارم.» و دارم. تو هم اگر بودی، مادر، جانت به لب میرسید. پا در خانهای نمیگذاشتی که آب حوضش سبز شده، سیخهای کاج کف حیاط را پوشانده، سرما پشت پنجرههای خاک گرفته اتاقها مانده و اجاقهای مطبخ زیر خرت و پرتها پیدا نیست.
- مریم
گفت: «شماها خیال میکنید که پدر دشمن شماست. امّا اشتباه میکنید.» آیدین گفت: «من میدانم که چی میخواهی بگویی. امّا خوشبختی او با من خیلی فرق دارد.
- مریم
مملکت در حال تحول است امّا حالا کو تا به آمریکا برسد. آن ماشینها، آن ساختمانهای بلند، آن پلهای اعجابانگیز، آبشار نیاگارا، سیاهپوستان قدرتمند، بردگی، نفت، عشق، زندگی و مرگ.
- مریم
«تازگیها فهمیدهام در مملکتی که جنگ باشد زلزله قریبالوقوع است. میپرسی چرا؟ خوب معلوم است، بعدها که دود از کله شهر بلند شد میفهمی.»
- مریم
حضورش برایم اهمیتی نداشت امّا غیبتش خیلی آزاردهنده بود. شبهایی که توی آن زیرزمین میخوابید، من بالا بودم، تنها، امّا میدانستم که هست. یکی هست. یکی آن پایین دارد نفس میکشد، به خصوص در خانهای که بوی کت بارانخورده پدر میداد













محسن –
این کتاب داستانی زیبا و غم انگیز دارد. روایت داستان سرراست نیست و اما درگیر کننده و زیبا است. سرنوشت همه افراد کتاب غم انگیز است.
مبینا –
داستانی دربارهی یک خانوادهی اردبیلی در دههی ۲۰ هجری. تقابل افکار، باورها و جهانبینی اعضای خانواده و با قلمی غمناک بیان شده. فضاسازی کتاب تا حدی تیره و مایوس کننده هست.
علیرضا آئینی –
کتابی بسیار عالی از عباس معروفی، پیشنهاد میکنم که این کتاب رو مطالعه کنید.
خانم –
خواندنی
فاطمه –
غمانگیز بود و زیبا! فعلا تنها کتابی که از آقای معروفی خوندم همین کتابه و حتما سر فرصت سراغ باقیش هم میرم.
عارفه –
جذابیت کتاب بسیار بسیار بالا شاید نتونید زمین بذارید!
تلخ و تلخ و تلخ.
حضور تلخی در ادبیات ما کم نیست، حین خواندن کتاب حس خوشحالی و رضایت نخواهید کرد. بنظرم سختی ها و سیاهی ها اغراق آمیزه.
این عیب بود و حسن جذابیت زیاد
Masoomeh –
غم انگیز در عین حال زیبا
یه شاهکار بینظیره!
خانم (این محصول را خرید کرده است.) –
از بهترین آثار عباس معروفی ولی غمگین
بهنام مؤمنی (این محصول را خرید کرده است.) –
بهترین کتاب عباس معروفی. این کتاب که برخی معتقدند با نگاهی به خشم و هیاهوی فاکنر و با تکنیک جریان سیال ذهن نوشته شده است، از بهترین رمانهای فارسی است. از معدود کتابهای پرفروش ایرانی است که واقعاً خوب هم هست.
اسماعیل مومنه –
نه تنها خواندنی و درگیرکننده، بلکه روایتی است عمیق و پرمغز از طمع آدمی، حرص بیپایان و ظلمهایی که زیر بار سنگین برفهای سرتاسر تاریخ زندهبهگور شدهاند.
با وجود نقش پررنگ و مؤثرِ اکثر شخصیتها در روند روایت، ارتباط آیدین و سورمه نقطۀ طلایی داستان است و تقریباً تنها دالان به سوی دوران روشن زندگی آیدین به حساب میآید.
به وضوح میتوان دریافت که خود معروفیِ فقید هم دریافته بود که علاقۀ سورمه به آیدین را نمیتواند بهتمامه در کلمات بگنجاند؛ در نتیجه این محبت ژرف را از زبان سورمه در نزدیکترین معناها از جمله «آسانتر از بوییدن گل»، «پُر کننده؛ طوری که آدم نخواهد به دیگری فکر کند.» و «نزدیککننده به ابدیتی عجیب!» معنا میکند.
در مورد فضای کلی داستان، میتوان گفت که آکنده از غم و یأس و تعفن است؛ تعفنی که بیش از اجساد، از اذهان بشر متبلور میشود. و کلاغهایی که انگار وظیفهای ندارند جز این که روی کاجها گعده بگیرند و بگویند: «برف. برف.»