اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

از غبار بپرس

از غبار بپرس

210,000 تومان

قیمت پشت جلد:210,000 تومان
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

پنجم

سال انتشار

1395

تعداد صفحه

251

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

210,000 تومان

ناموجود

ناموجود

این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.

قیمت پشت جلد:210,000 تومان

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

وون بودم، گشنه و لب به خمره و در تقلای نویسنده شدن. بیشتر مطالعاتم رو تو کتابخونه ی عمومی وسط لس آنجلس انجام می دادم و هیچ کدوم از چیزهایی که می خوندم به من یا خیابون ها و آدم های دوروبرم ربطی نداشت. یه جوری بود که انگار همه فقط با کلمات بازی می کردن و اون هایی که تقریبا هیچی برای گفتن نداشتن، همون هایی بودن که نویسنده های درجه یک به حساب می اومدن.

وزن 230 گرم
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

پنجم

سال انتشار

1395

تعداد صفحه

251

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

5
4 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
5
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
5
محتوای مفید و آموزنده
5
  1. علی –

    کتاب بسیار خوبی هست حتما باید بخونده بشه

  2. علی –

    این کتاب سوم از مجموعه باندینی هستش که ترتیب خواندن این مجموعه به این صورت می‌باشد : 1-تا بهار صبر کن، باندینی 2- جاده لس آنجلس ( که متاسفانه ترجمه نشده) 3- از غبار بپرس 4- رویاهایی از پناهگاه هیل ( اینم متاسفانه ترجمه نشده

  3. بهنام مؤمنی –

    کتابی کلاسیک و خواندنی از نویسندۀ پرکار.

  4. خدیجه –

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    ارزش خواندن دارد

دیدگاه خود را بنویسید

کتاب های مرتبط

کتاب های مرتبط با "از غبار بپرس"
-21%
پنج نفری که در بهشت ملاقات میکنی

قیمت اصلی 280,000 تومان بود.قیمت فعلی 220,000 تومان است.

-30%
فرانکنشتاین

قیمت اصلی 90,000 تومان بود.قیمت فعلی 63,000 تومان است.

-30%
شهردار کاستربریج

قیمت اصلی 100,000 تومان بود.قیمت فعلی 70,000 تومان است.

-10%
سه شنبه ها با موری

قیمت اصلی 450,000 تومان بود.قیمت فعلی 405,000 تومان است.

-25%
کتاب دوشیزگان

قیمت اصلی 280,000 تومان بود.قیمت فعلی 210,000 تومان است.

-30%
کتاب سفر سیلکا

قیمت اصلی 519,000 تومان بود.قیمت فعلی 363,300 تومان است.

-30%
راز بین دو نفر

قیمت اصلی 247,000 تومان بود.قیمت فعلی 172,900 تومان است.

-30%
دیگر آمریکایی ها

قیمت اصلی 94,000 تومان بود.قیمت فعلی 65,800 تومان است.

-30%
اگر گابریل نبود

قیمت اصلی 145,000 تومان بود.قیمت فعلی 101,500 تومان است.

-10%
آزمون بازیگری

قیمت اصلی 149,000 تومان بود.قیمت فعلی 134,000 تومان است.

-28%
شازده کوچولو

قیمت اصلی 250,000 تومان بود.قیمت فعلی 180,000 تومان است.

-30%
جزء از کل

قیمت اصلی 1,600,000 تومان بود.قیمت فعلی 1,120,000 تومان است.

بریده هایی از کتاب از غبار بپرس

اگر کتاب "از غبار بپرس " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

جوون بودم، گشنه و لب به خمره در تقلای نویسنده شدن. بیشتر مطالعاتم رو تو کتابخونهٔ عمومی وسط لس آنجلس انجام می دادم و هیچ کدوم از چیزهایی که می خوندم به من یا خیابون ها و آدم های دور و برم ربطی نداشت. یه جوری بود که انگار همه فقط با کلمات بازی می کردن و اون هایی که تقریبا هیچی برای گفتن نداشتن، همون هایی بودن که نویسنده های درجه یک به حساب می اومدن. نوشته هاشون ترکیبی بود از ظرافت و فرم و صناعت، و همین ها بود که خونده می شد و تدریس می شد و هضم می شد و دفع می شد

سخت کار می کردم. مثلا پاییز بود، ولی من تفاوتی حس نمی کردم. هر روز آفتاب داشتیم و هر شب آسمون آبی. بعضی وقت ها مه بود. دوباره میوه می خوردم. ژاپنی ها به م نسیه می دادن و گلچین دکه هاشون مال من بود. موز، پرتقال، گلابی، آلو. هر از گاه کرفس هم می خوردم.

یه قوطی پر توتون و یه پیپ نو داشتم. قهوه در کار نبود، ولی اهمیتی نمی دادم. بعد داستان جدیدم اومد روزنامه فروشی ها. «تپه های از پیش تر گم!» به اندازه «سگ کوچولو خندید» هیجان انگیز بود. نسخه مجانی ای رو که هکمث فرستاده بود سرسری نگاه کردم. در هر حال شادم کرد. یه روز اون قدر داستان می نوشتم که یادم نمی موند کجا چاپ شدن. «سلام، باندینی! داستانت توی شماره این ماه آتلانتیک مانثلی قشنگ بود.» باندینی گیج می شه. «توی آتلانتیک کار داشتم؟ خب، خب.»