این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
175 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
54,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
… دیشب قبل از خواب که تمام شب خواب به چشمم نیامد، در بالکن را باز کردم و چند دقیقه تو تاریکی و سرما ایستادم. رگه های سفید برفی را که روی دیوارهای خانه ی روبه رویی و حاشیه ی کوچه نشسته بود تماشا کردم و یادم افتاد که می گفتی از باریدن برف، بیشتر از هر چیز صدایش را دوست داری و من به تو می خندیدم. آن وقت منی که به تو می خندید، گوش تیز کرده بود تا صدایی را که می گفتی و آن همه با اصرار، بشنود. خیلی خب، راست می گویی، حق با توست. برف که می بارد، صدایی دارد که فقط در سکوت مطلق می شود شنید. مثل وقتی انگشت روی آخرین پرده ی تار می گذاری و مضراب می زنی. مثل وقتی نوک انگشتت را روی سیم سل فشار می دهی تا از ارتعاش نامحسوسش کیف کنی. مثل…
| وزن | 180 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
175 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
کتاب های مرتبط
- روزبه معین
- جین آستین
- نادر ابراهیمی
- ابراهیم حسن بیگی
- رافائل ژیوردانو
- علی سلطانی
- محمود دولت آبادی
- نادیا مراد
- مظفر سالاری
- سعيده قدس
- انعام کجه جی
- 185916
بریده هایی از کتاب سیب ترش
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
ایرج زنگ زد که خبر بدهد خوشبختانه نمردهای هنوز و به ضربوزور دستگاههای خفن اتاق آیسییو نفس میکشی همچنان. نمیدانم خوب است یا بد. اما خوشم میآید که هنوز لادن هستی و خوب همه را گذاشتهای سرِ کار. حالا که علایم حیاتیات هم بهتر شده و انگاری واقعاً خیال مردن نداری و نداشتهای از اول هم. به افتخار اینهمه سرتقی، زنگ زدم ققنوس، برایم پیتزا بیاورند. پپرونی با سالاد و نوشابه و سیبزمینی. میخندی؟ همهاش را خودم میخورم. نیستی که نیستی. بهدرک! فوقش مجبور میشوم آقای غلامی را مهمان کنم یا خانهٔ پُرش میترکم. اینها را به یادِ آن شبی که از عطا جدا شدم انتخاب کردم. انتخاب تو بود. پپرونی با سالادِ روسی و سیبزمینی.
- ارسال شده توسط: خدیجه









نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.