این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


قرار یکشنبه ها
قرار یکشنبه ها
20,000 تومان قیمت اصلی 20,000 تومان بود.18,000 تومانقیمت فعلی 18,000 تومان است.
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
144 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
20,000 تومان قیمت اصلی 20,000 تومان بود.18,000 تومانقیمت فعلی 18,000 تومان است.
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
«قرار یکشنبهها» زندگینامه و خاطرات شهید داوود عابدی به همت انتشارات شهید ابراهیم هادی است. این رزمنده دفاع مقدس در عملیات بدر در غرب هویزه به شهادت رسید:
عملیات بدر در ساعت ۲۳ روز یکشنبه ۱۹ اسفند ماه سال ۱۳۶۳ با رمز یا فاطمه الزهرا (س) شروع شد.
رمز موفقیت عملیات هم در ضربتی بودن و سرعت آن بود، اما از همان ابتدا، مشکلات، یکی پس از دیگری رخ نشان داد.
در بعضی محورها خط به راحتی شکسته شد و حتی برخی رزمندگان از دجله هم عبور کردند، اما در بعضی دیگر، رزمندگان با مقاومت سرسختانه عراقیها روبرو شدند. بعضی جاها کمبود قایق و امکانات، باعث تأخیر در رسیدن نیروها شد. دجله هم از آن چیزی که فرماندهان تصور کرده بودند، عریضتر و پرآبتر بود.
شب اول، نیروهای پراکنده در هور درگیر شدند و هواپیماهای عراقی از آنها پذیرایی کردند.
عراق هنوز مطمئن نبود که عملیات فقط در محور هور است و گمان میکرد مانند خیبر، در محور جنوب هم با ایرانیها روبرو خواهد شد. بعد از گذشت زمان و اطمینان عراقیها از تک محور بودن عملیات، آنها همه توانشان را به هور آوردند تا در مقابل رزمندگان ایرانی مقاومت کنند.
عراقیها عقبه رزمندگان ایرانی را با بمبهای شیمیایی میزدند و در مقابل، نیروهای رزمنده هم به شدت ایستادگی میکردند.
ایرانیها در شرایط سختی قرار گرفتند که حتی عقبنشینی هم برایشان سخت بود.
هر طرف که میدیدی آب بود و هور. برخی فرماندهان در معرکه زخمی شدند اما آنقدر ماندند و جنگیدند تا شهید شدند. چند فرمانده لشکر و قرارگاه هم در وسط معرکه حضور داشتند.
مهدی باکری، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا (آذربایجان) و نیروهایش که از دجله گذشته بودند، در محدودهای محاصره شدند.
از قرارگاه به نیروهای باکری دستور دادند اگر شده دست و پای او را ببندند و به عقب منتقلش کنند، اما او قبول نکرد و همانجا ماند. یک نفر در این میان، آنقدر التماسش کرد که حاضر شد سوار قایق شود اما هنوز راه نیفتاده بود که از آن پیاده شد.
حال عجیبی داشت. وسایل جیبش را خالی کرد و یک تفنگ برداشت و شروع کرد به تیراندازی و جنگیدن تا اینکه یک تیر به سرش خورد.
پیکر او را به قایق آوردند تا زیر آتش سنگین متلاشی نشود. اما قایق، مورد هدف قرار گرفت و شعلهور شد. مهدی باکری هم درون آن سوخت و به دجله پیوست.
| وزن | 140 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 11 × 20 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
144 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
6 دیدگاه برای قرار یکشنبه ها
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- حمیدرضا صدوقی
- سعید عاکف
- سعید عاکف
- محمدعلی جابری
- محمدرضا بایرامی
- سعید علامیان
- معصومه رامهرمزی
- محمدرضا طاهری
- مریم قربان زاده
- لیلا محمدی
- فرهاد خضری
- غلامرضا قلی زاده
- 17939
بریده هایی از کتاب قرار یکشنبه ها
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
اگر منکری را می دید وظیفه می دانست که حداقل تذکر دهد. خصوصاً به زنان نامحرم که حجاب را درست رعایت نمی کردند ، بارها دیده بودم که به تذکر زبانی بسنده می کرد و می گفت : خواهرم حجابت را رعایت کن. البته حجاب خانمها در آن سالها با وضعیت فعلی قابل مقایسه نیست! زنان بدحجاب خیلی کمتر از امروز بودند. اما با این حال
می گفت: در همین حد ما وظیفه داریم که تذکر بدهیم.
اگر مردم احساس وظیفه کنند و به یک زن بدحجاب تذکر بدهند، یقینا در رعایت حجاب بیشتر دقت میکند.
اما اگر من هیچ تذکری ندهم ، دیگری هم همینطور و… آن خانم یا آقایی که مسائل شرعی را رعایت نمیکند، احساس میکند که کارش درست است.
- ارسال شده توسط: حمید درویشی شاهکلائی
در بعضی محورها خط به راحتی شکسته شد و حتی برخی رزمندگان از دجله هم عبور کردند، اما در بعضی دیگر، رزمندگان با مقاومت سرسختانه عراقیها روبرو شدند. بعضی جاها کمبود قایق و امکانات، باعث تأخیر در رسیدن نیروها شد. دجله هم از آن چیزی که فرماندهان تصور کرده بودند، عریضتر و پرآبتر بود
- ارسال شده توسط: خانم
شب اول، نیروهای پراکنده در هور درگیر شدند و هواپیماهای عراقی از آنها پذیرایی کردند.
- ارسال شده توسط: خانم
عراقیها عقبه رزمندگان ایرانی را با بمبهای شیمیایی میزدند و در مقابل، نیروهای رزمنده هم به شدت ایستادگی میکردند.
- ارسال شده توسط: خانم
مهدی باکری، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا (آذربایجان) و نیروهایش که از دجله گذشته بودند، در محدودهای محاصره شدند
- ارسال شده توسط: خانم
حال عجیبی داشت. وسایل جیبش را خالی کرد و یک تفنگ برداشت و شروع کرد به تیراندازی و جنگیدن تا اینکه یک تیر به سرش خورد
- ارسال شده توسط: خانم









زهرا –
موجود کنید لطفاً ?
مهسا –
لطفاً سریعتر موجود کنید نیاز دارم
امیر –
کتاب در مورد شهیدی است که هر یکشنبه زیارت امام علی رو میخونه و ههیئتی در جبهه به پا میکنه…
که حتی تا حدودی شبیه به شهید ابراهیم هادی هم هست که برخی مواقع او را با آن شهید اشتباه می گرفتند
که در کل به نظرم کتابی زیبا از این شهید عزیز است.
حمید درویشی شاهکلائی –
نه فقط در چهره که در اخلاق و رفتار هم همان منش پهلوانی ابراهیم هادی را دارد. او هم مثل ابراهیم هادی مداح اهل بیت است. رحمت خدا بر او و برادرش که هنوز از پس سالها شهید مفقود الاثر است.
خانم (خریدار محصول) –
بسیار عالی از زندگینامه این شهید بزرگوار هر چی بخونیم کمه
کریمی (خریدار محصول) –
یکی از بهترین و تاثیرگذارترین کتاب های شهدایی
رحمت خداوند بر ابراهیم
قرار یکشنبه ها