این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


قمارباز
قمارباز
330,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سیزدهم |
| سال انتشار |
1395 |
| تعداد صفحه |
504 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
330,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
کتاب قمارباز اثری زیبا و مهم از نویسندهی مشهور و تاثیرگذار روس، فئودور داستایفسکی، است. قمارباز، حکایت عشق حریصانهی مردی به قمار است. مردی که با هر برد حرصش بیشتر میشود و پشیمانی در کارش نیست.
فئودور داستایفسکی کتاب قمارباز را از روی زندگی خود نوشته است. زمانی که مهلت کمی برای پرداخت یکی از بدهیهایش داشته است. این اثر را با ترجمهای از جلال آلاحمد میخوانیم.
دربارهی کتاب قمارباز
رمان قمارباز درباره قمار است. درباره آدمهایی که هر چقدر میبرند حریصتر میشوند و هرچه میبازند پشیمان نمیشوند. درباره آدمهایی که همه زندگی خود را به پای شانس میگذارند.
شخصیت اصلی رمان قمارباز، الکسی ایوانویچ است. الکسی معلم سرخانهای است که وارد خانوادهای اشرافی میشود. خانواده ثروت خود را از دست داده و تنها به امید ارثی زندگی میکنند که قرار است بعد از مرگ عمه ژنرال به آنها برسد. الکسی ندانسته عاشق پولینا، خواهر زن ژنرال، میشود. اما پولینا با سنگدلی و بیاعتنایی با او رفتار میکند. با این حال وقتی الکسی به پول نیاز دارد، پولینا به او پول برای قمار میدهد. بار اول شانس با او یار است. شهوت برد او را به سمت قمارهای دوباره و دوباره میکشاند تا حدی که تمام پول خود را میبازد.
| وزن | 590 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سیزدهم |
| سال انتشار |
1395 |
| تعداد صفحه |
504 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
2 دیدگاه برای قمارباز
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.

فئودور میخائیلویچ داستایفسکی (Fyodor Mikhailovich Dostoevsky)، نویسنده روسی قرن نوزدهم، متولد 1821 و درگذشته 1881، از برجستهترین نویسندگان تاریخ ادبیات روسیه است. او در بین نویسندگان روسیه و جهان به خاطر آثار خود در حوزه رماننویسی، داستان کوتاه و ادبیات انسانی شناخته شده است.
داستایفسکی در طول دوران زندگی خود، شاهد بسیاری از اتفاقات مهم و تأثیرگذار برای روسیه و جهان بوده است. او در سال 1849 به دلیل فعالیتهای سیاسی خود در دوران انقلابی، به اعدام محکوم شد اما در نهایت، مجازات او به دلیل توسل برخی از نویسندگان به نیکلای پاویچ کیروف، تبدیل به سالها زندان و کار اجباری در سیبری شد. تجربیاتش در زندانهای روسیه و درگیریهایش با مسایل اجتماعی و فلسفی، به شدت در آثار او به تجلی وجود میآید.
از جمله آثار برجسته داستایفسکی میتوان به "جنایت و مکافات"، "برادران کارامازوف"، "خاطرات خانه اموات" و "زیر زمین" اشاره کرد. او به دلیل قدرت ذهنی و دیدگاههای بینظیر خود، همواره به یکی از برجستهترین نویسندگان روسیه و جهان شناخته شده است.
فئودور داستایفسکی در سال 1881 درگذشت ولی به دلیل بیماریهای متعددی که داشت، زندگیاش به سختی بود. او از بیماریهایی مانند اپیلپسی، آسم و ضعف عمومی رنج میبرد و در یک مراسم بزرگ و دلخراش، در مقبرهای در نزدیکی سنت پطرزبورگ دفن شد. با وجود بیماریهایش، داستایفسکی تا انتهای زندگیاش به نوشتن ادامه داد و آثار بسیاری را برای جهان ادبی خلق کرد. امروزه، او به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان دورهی مدرن شناخته میشود.
کتاب های مرتبط
- فئودور داستایفسکی
- فئودور داستایفسکی
- فئودور داستایفسکی
- فئودور داستایفسکی
- باریس آکونین
- لئو تولستوی
- فئودور داستایفسکی
- فئودور داستایفسکی
- فئودور داستایفسکی
- فئودور داستایفسکی
- چارلز دیکنز
- ادیت وارتون
- 177617
بریده هایی از کتاب قمارباز
اگر کتاب "قمارباز " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- خانم
حسابوکتاب نمیکردم و حتی نشنیدم آخرین دور چه عددی آمد. وقتی هم بازی را شروع میکردم، در این مورد چیزی نپرسیدم، کاری که هر قمارباز حسابگری باید بکند. تمام دویستگلدنی که داشتم روی پاس گذاشتم.»
- خانم
درست جلویم، یکی کلمهٔ پاس را روی پارچهای سبز نوشتهبود. پاس سلسلهٔ اعداد از نوزده تا سیوشش را میگویند. از یک تا هجده را هم میگویند مانک. اما من کاری به این کارها نداشتم.
- خانم
رفتم نزدیک همان میزی که مادربزرگ پشتش بازی میکرد. آنقدرها شلوغ نبود، طوری که خیلیزود کنار میز جایی پیدا کردم و ایستادم
- خانم
وقتی متصدی ارشد، نزدیک ساعت تعطیلی داد میزند: سهدور آخر است، آقایان! حاضرند هرچه ته جیبشان مانده، در آن سهدور آخر خالی کنند روی میز و داو بگذارند. اغلب هم هرچه دارند میبازند.
- خانم
فقط از صبح تا شب بازی میکنند و اگر میشد حاضر بودند شب تا صبح را هم به بازی بگذرانند. همیشه هم وقتی ساعت یازده دارند کازینو را میبندند، باحسرت از آنجا دل میکنند.
- خانم
حوالی یازده دیگر فقط قماربازهای واقعی و قهار پشت میز ماندهاند. آنهایی که از گلگشتها فقط کازینو را میبینند و تنها برای آن آمدهاند، قماربازهایی که بهسختی متوجه میشوند اطرافشان چه میگذرد و در تمام فصل گشتوگذار هیچچیز دیگری توجهشان را جلب نمیکند.









F_b –
قمار باز عزیزم
با ترجمه آتش برآب
لطفا موجودددد کنیددد😒
کیوان حسینی –
لطفا این کتاب رو با این ترجمه موجود کنید