این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


یک عاشقانه آرام
یک عاشقانه آرام
240,000 تومان قیمت اصلی: 240,000 تومان بود.168,000 تومانقیمت فعلی: 168,000 تومان.
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
شصت و پنجم |
| سال انتشار |
1396 |
| تعداد صفحه |
239 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
240,000 تومان قیمت اصلی: 240,000 تومان بود.168,000 تومانقیمت فعلی: 168,000 تومان.
فقط 4 عدد در انبار موجود است
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 1,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
..رسیدن،پله ی اول مناره یی ست که بر اوج آن، اذان عاشقانه می گویند.برنامه یی برای بعد از وصل -برنامه یی برای تداوم بخشیدن به وصل. از وصلِ ممکن و آسان تن به وصل دشوار و خطر روح. برنامهیی برای سربندی ِ قاهرانه در برابر خاطره شدن . برنامه یی برای ابد . برای آن سوی مرگ. . برای بقای مطلق . برای بی زمانیِ عشق
| وزن | 260 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
شصت و پنجم |
| سال انتشار |
1396 |
| تعداد صفحه |
239 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
9 دیدگاه برای یک عاشقانه آرام
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.

نادر ابراهیمی؛ زادۀ ۱۴ فروردین ماه سال 1315 در تهران؛ داستان نویس شناخته شدۀ ایرانی بود که فعالیت هایی هم در عرصۀ فیلم سازی، ترانه سُرایی، ترجمه و روزنامه نگاری داشت و از مشهورترین آثار او می توان به «آتش بدون دود»، «یک عاشقانۀ آرام»، «چهل نامۀ کوتاه به همسرم»، «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» و «مردی در تبعید ابدی» اشاره کرد.
از وی بیش از صد اثر منتشر شده است که دربرگیرندهٔ داستان بلند و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمایش نامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینه های گوناگون است، همچنین تعدادی از آثارش به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده اند.
ابراهیمی در زمینهٔ ادبیات کودک، جایزهٔ نخست براتیسلاوا، جایزهٔ نخست تعلیم و تربیت یونسکو و جایزهٔ کتاب برگزیدهٔ سال ایران را کسب کردهاست. او همچنین عنوان «نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی ۲۰ سال پس از انقلاب را به خاطر داستان بلند «آتش بدون دود» به دست آورده است.
به جز فضاهای ادبی و هنری، او در مسیر پُر فراز و نشیب زندگی خود فعالیت های مختلف ورزشی را هم تجربه کرد و یکی از قدیمی ترین گروه های کوهنوردی به نام اَبَرمرد را تأسیس کرد و در توسعهٔ کوهنوردی و اخلاق کوهنوردی، تأثیرگذار بوده است.
او در طول زندگی خود فضاهای مختلفی را نیز از نظر شغلی تجربه کرد از جمله؛ کمک کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمنصحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحهبندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجرهٔ فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایرانشناسی عملی و چاپ مقالههای ایرانشناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتابهای کودکان، مدیریت یک کتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاهها و…
ابراهیمی در کتاب های «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» به شرح جذاب همین پراکندگی های شغلی پرداخته است که بسیار خواندنی است.
نادر ابراهیمی پس از سال ها درگیری با بیماری، در 16 خرداد ماه 1387 مسافر ابدیت شد و کمیته نام گذاری معابر شورای شهر تهران در سال۱۳۹۰، خیابان هفدهم کارگر شمالی (امیرآباد) تهران که منزل وی در بیست سال پایانی عمرش در آن واقع شده بود را به خیابان نادر ابراهیمی تغییر نام داد.
کتاب های مرتبط
- نادر ابراهیمی
- نادر ابراهیمی
- نیما اکبرخانی
- نادر ابراهیمی
- نادر ابراهیمی
- راضیه تجار
- نادر ابراهیمی
- متین ایزدی
- مجید ملا محمدی
- 16287
بریده هایی از کتاب یک عاشقانه آرام
اگر کتاب "یک عاشقانه آرام " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- مریم
حتّی یک روز قبل از پایانِ داستان هم میشود با یک دسته نرگسِ شاداب، یک شاخه نرگس، در قلبِ مِهی که وَهمی نباشد، یا زیر آفتابی تند، کنار دریایی خلوت، وسط جنگل، روی پُل، لب جاده، جلوی درِ بزرگِ باغ ملی یا در خیابانی پُرعابر، در انتظار محبوب ایستاد.
- مریم
مشکلِ ما این است که همانقدر که ویران میکنیم، نمیسازیم؛ همانقدر که کُهنه میکنیم، تازگی نمیبخشیم؛ همانقدر که دور میشویم، باز نمیگردیم؛ همانقدر که آلوده میکنیم، پاک نمیکنیم؛ همانقدر که تعهّدات و پیمانهای نخستین خود را فراموش میکنیم، آنها را بهیاد نمیآوریم؛ همانقدر که از رونق میاندازیم، رونق نمیبخشیم. مشکل این است که از همهٔ رؤیاهای خوشِ آغازْ دور میشویم و این دورشدن به معنای قبولِ سُلطهٔ بیرحمانهٔ زمان است. بر سر قولوقرارهای نخستین نماندن، باورِ پیرشدگی روح است و خواجگی عاطفه.
- مریم
__ ما از زندگی مشترک، مثل یک دستْ لباس استفادهکردیم. ما زندگی را، و عشق را، یک دست لباس دانستیم. زمانی که خریدیمش، نو بود و زیبا و مناسب؛ جذّاب و توجّهبرانگیز؛ خیرهکننده در هر محفل و میهمانی. آهستهآهسته، امّا، کهنه شد، ساییدهشد، رنگورویش رفت، از شکل افتاد، مستعمل و بیمصرف شد. چرا؟ چرا فرصتدادیم که زمان، با عشق، با زندگی، همانگونه رفتار کند که با آن پیراهنِ سُرمهیی تو کرد __ که من آنقدر دوستش داشتم….
- مریم
وقتی خودِ عشق حاکم بود، بحثِ عشق نبود، فلسفهٔ عشق نبود، اینهمه از ماهیت و محتوای عشق گفتنْ نبود. شبها را به یاد میآوری؟ شبها… شبها… پیش از آنکه به خواب برویم، چقدر حرف داشتیم که بزنیم. اِنگار که حرفهایمان تمامی نداشت. چند بار پیشآمد که طلوع را دیدیم و رنگِ خواب را ندیدیم؟ آخِر چه شد که حال، دیگر، میآییم و خسته و بیصدا میخوابیم؟ شبها دیگرگون شده؟ حرفها تمام شده؟ یا ما تمام شدهییم؟ جای عشق، در این شبهای خالی و خلوت کجاست؟ __ این سوآلِ من است؛ جوابِ تو چیست؟
- مریم
__ بانوی من! بسیاری از نخستینها، تَوَهُّم است؛ نخستین روز، نخستین ساعت، نخستین نگاه، نخستین کلماتِ عاشقانه… یاد، عینِ واقعه نیست، تَخَیُّلِ آن است، یا وَهمِ آن. یاد، فریبِمان میدهد. حتّی عکسها راست نمیگویند. حتّی عکسها. چیزی بیش از یاد، بیش از عکس، بیش از نامههای عاشقانه، بیش از تمامِ نخستینها عشق را زنده نگه میدارد: جاریکردنِ عشق: سَیَلانِ دائمی آن. در گذشتهها به دنبالِ آن لحظههای نابْگشتن، آشکارا به معنای آن است که آن لحظهها، اینک، وجودندارند. آتشی که خاکستر شده، عزیز من، آتش نیست __ حتّی اگر داغِ داغ باشد. برادرت از راه میرسد، شادِ شاد، با یک بغل سرشاخه و هیمهٔ مرطوب. __ «نگذاریم شُعله بمیرد. فریبِ حرارت را نخوریم. اصل، رقصِ شعلههاست نه گُلهای سرخی زیر قبای خاکستر». عسل! این حرفها را شوهرت یادم داده. باورکنم یا نکنم؟
- مریم
__ عسل! این عشق نیست که نرمنرمک عقب مینشیند؛ این بیکارگیست که پیوسته هجوم میآورد: بیکارگی، کاهلی، بیقیدی، خستگی، بهانهجویی، کهنگی، وقتکُشی، وادادگی، نقزدن، بههمریختن، بیاعتناشدن، به شکلی جبرانناپذیر تخریبکردن و به صورتی خوفآور به عادتِ زیستن تسلیمشدن.













اسحاق –
کامل نخوندمش ولی کمی ثقیل بود نه در حدی که نشه خوندش و لذت نبرد.
فهیمه –
کتاب یک عاشقانه ی آرام ، رمانی شاعرانه و از آثار عاشقانه ی هم دوره ی خودش متمایزه. متن کتاب یکی از لطیف ترین و خوانا ترین نمونه ی رمان ادبی معاصر به شمار می رود .لازم به ذکر هست که این کتاب پر فروش ترین کتاب نادر ابرهیمی هست.
کبری –
واقعا زیبا بود پیشنهاد میکنم بخونید حتما قلم اقای ابراهیمی واقعا زیبا هست
علی –
کتاب یک عاشقانه آرام سرشار از جملات تاثیرگذار و ناب در باب عشق و عاشقانه زندگی کردن است.
Mohammad –
متفاوت،
آروم آروم باید خوند، کشش داد، باهاش زندگی کرد تا فهمید، کمی سنگین اما خاص
خیلی طرفدار داره اما هر کسی هم خوشش نمیاد،
ولی نمیشه نخوند، جذابه
امیررضا فرامرز قراملکی –
خیلی تعریف کتابو شنیدم ولی تو اوایل کتاب نتونستم با کتاب ارتباط برقرار کنم. برا همین نگه داشتم بعدا بخونم.
maryam.khoshnejat69 –
این کتاب اولین کتابی بود که منو با قلم نادر جان ابراهیمی آشنا کرده بود. و بعد سراغ بقیه آثارشون رفتم. قلمشون عالیه. شیفته قلم جذابشون میشی. برای همین از کس دیگه ای این سبک بخونم نمیتونم ارتباط برقرار کنم. چون انگار فقط مخصوص نادر ابراهیمی هست. چقدر افسوس میخورم که چرا آتش بدون دودشونو ارزون بود نخریدم 🥺🥺
هانیه معتمدی (این محصول را خرید کرده است.) –
نادر ابراهیمی در «یک عاشقانه آرام» با بیان داستانی خواندنی از زندگی یک زوج و در لابلای ماجراهای پیش آمده برای آنها، با قلمی زیبا گفتوگوهای جذابی را خلق میکند که مخاطبش را به فکر وا میدارد.
غزل –
قلم آقای نادر ابراهبمی که فوق العاده هست و این کتاب هم یک کتاب همونطور که از اسمش معلومه یک رمان عاشقانه هست و بسیار هم زیبا بود