این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
شوهر آهو خانم
شوهر آهو خانم
700,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
یازدهم |
| سال انتشار |
1398 |
| تعداد صفحه |
1024 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
700,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
این داستان نخستین رمان به معنای کلاسیک در زبان فارسی است که نویسنده در آن کوشیده است تا زندگی سخت قشر فقیر جامعه را روایت کند. این کتاب با صدای پیمان قریبپناه منتشر شده است.
آهوخانم زن زحمتکش و مهربانی است که همه او را میشناسند و حضورش را احساس میکنند. سید میران همسر آهو نانوا است و رئیس صنف نانوایان، یک روز که در نانوایی نشسته است زن زیبایی به نام هما را میبیند، هما توضیح میدهد بعد از چندین سال آزار دیدن در خانه همسرش مهرش را حلال کرده است و جدا شده است. سید میران دلش به حال هما میسوزد و تصمیم میگیرد او را به عقد شاگردش در بیاورد، به خانهی حسین خان ضربی پناه میرود چون میداند هما سه ماه است آنجا زندگی میکند،اما وقتی میرسد میبیند حسین خان ساز میزند و هما میرقصد، سید میران از خانه بیرون میرود چون بسیار متدین است اما نمیتواند تصویر و زیبایی هما را فراموش کند و همین میشود آغاز رنج و زندگی آهو.
نجف دریابندری که افغانی را پیش و پس از زندان میشناخت، پس از انتشار کتابشوهر آهو خانم در مطبوعات وقت نوشت: «این داستان زندگی مردم عادی اجتماع ما، تراژدی عمیقی پدید آورده و صحنههایی را پرداخته که انسان را به یاد آثار انوره دو بالزاک و لئون تولستوی می اندازد». سیروس پرهام نیز در مجله راهنمای کتاب، که یکی از ارزندهترین مجلات دوران، بود در رابطه با کتاب شوهر آهو خانم نوشت: بی هیچ گمان بزرگترین رمان زبان فارسی خلق شده و تواناترین داستاننویس ایرانی، درست همان زمان که انتظارش میرفت پا به میدان نهادهاست. همچنین محمدعلی اسلامی ندوشن نیز در مجله یغما نوشت: انتشار کتاب شوهر آهو خانم نشان داد که به رغم سمومی که در هوا پراکندهاست، هنوز ایران میتواند درست در لحظهای که انتظار میرود شگفتیهای از آستین بیرون آورد.
| وزن | 1190 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
یازدهم |
| سال انتشار |
1398 |
| تعداد صفحه |
1024 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
2 دیدگاه برای شوهر آهو خانم
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب های مرتبط
- علی محمد افغانی
- علی محمد افغانی
- بزرگ علوی
- علی محمد افغانی
- رضا براهنی
- وجیهه سامانی
- ان اچ کلاین بام
- رافائل ژیوردانو
- محمد اسماعیل حاجی علیان
- مهدی کرد فیروزجایی
- 136369
بریده هایی از کتاب شوهر آهو خانم
اگر کتاب "شوهر آهو خانم " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- ریحانه
حرکت و جنبش اگر همه جا همدم موفقّيّت نيست، سکون و تسليم در عوض همسر مادام العمر ناکامی است
- ریحانه
مثلی است معروف، زير ديوار شکسته نخواب و خواب آشفته نبين
- ریحانه
اصلاً تو اين را به من بگو، در مملکتی که پايهاش بر اجحاف و تجاوز و غصب گذاشته شده است، هيچ چيزش دليل هيچ نيست، کار توليدی بزرگش دروغ و فساد شده است، نه شرع میشناسد نه قانون، رشوهخواری، حقکشی، کاغذبازی و پاپوشدوزی مثل کچلی تا توی ابرويش پائين آمده است، درستکاری و رفتن از راه راست چه معنی دارد؟
- ریحانه
صبر، داروی تلخی است که بسیاری از مصیبتها و رنجها را مداوا میکند.
- ریحانه
در زندگی لحظاتی پيش میآيد که انسان نه کسی را دوست دارد نه دلش میخواهد کسی او را دوست داشته باشد؛ از همه چيز و همه کس حتّی از وجود خود بيزار است؛ مثل اين که تمام نيروها و رشتههای زندگی را از او بريدهاند، نه ميل کارکردن دارد و نه اشتهای خوردن؛ دلش میخواهد خاموش و تنها در گوشهای بنشيند و به نقطه ثابتی خيره شود؛ يا اين که صورت اشک آلود خود را در مُتّکا فرو برد و به هيچ چيز نينديشد
- ریحانه
من آن وقتها که جوان بودم، دندان در دهانم بود و موهای سرم از سياهی مثل شبق برق میزد اهل اين شيطنتها نبودم؛ حالا که به قول معروف پاتيلم دررفته است چطور ممکن است باشم؟ درست است که او زنی قشنگ، خوش صحبت، و از همه مهمتر مهربان بود؛ امّا امر به تو مشتبَه نشود، خودش يک پا مرد بود؛ زنهای تهرانی همه چنيناند. ضمن مسافرت، من يکی دو جای ديگر با زنهای تهرانی برخورد کردهام؛ از آنها چيزهايی ديدهام که هر کس بشنود باور نمیکند. با زنهای پخمه، توسری خورده و بیدفاع خودمان مثقالی هفت صنّار تفاوت دارند. پُر دربند حجاب نيستند، امّا کيست که بتواند به آنها چپ نگاه کند.









فاطمه –
از کتابهای خوب ایرانیه. حتما پیشنهاد میشه.
لیبل "خریدار محصول" خانم (این محصول را خرید کرده است.) –
از زیباترین رمانهای قدیمی که حال و هوای او روزا رو بیان میکنه