اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

تانگوی شیطان

تانگوی شیطان

قیمت اصلی 425,000 تومان بود.قیمت فعلی 339,900 تومان است.

(1 بازخورد مشتری)
قیمت پشت جلد:425,000 تومان
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

پنجم

سال انتشار

1395

تعداد صفحه

288

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی 425,000 تومان بود.قیمت فعلی 339,900 تومان است.

فقط 4 عدد در انبار موجود است

ترب‌پی
هر قسط با ترب‌پی: 84,975 تومان
۴ قسط. بدون کارمزد، چک و ضامن.
قیمت پشت جلد:425,000 تومان

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

«استاد مجار روایت آخرالزمانی که قابل قیاس با گوگول و ملویل است» (سوزان سونتاگ) «نگاه کراسنا هورکایی به جهان یادآور نفوس مرده‌ی گوگول است و فرسنگ‌ا با دغدغه‌های حقیر نویسندگان معاصر فاصله دارد» (و.گ.سبالذ) «تنها پیشنهاد من به کسانی که کتاب‌هایم را نخوانده‌اند این است که از خانه بیرون بروند، جایی-مثلا کنار یک نهر آب- بنشینند و هیچ‌کاری نکنند، به هیچ چیز فکر نکنند و مانند سنگ‌های کف رودخانه در سکوت سرجایشان بمانند. سرانجام کسی را ملاقات خواهند کرد که کتاب‌های من را خوانده‌است.»

وزن 334 گرم
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

پنجم

سال انتشار

1395

تعداد صفحه

288

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

5
1 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

1 دیدگاه برای تانگوی شیطان

پاکسازی فیلتر
  1. بهنام مؤمنی –

    کراسناهورکای و نثری کُند و به‌شدت خاصش کتابی خلق کرده که هر کسی نمی‌تواند آن را تا انتها بخواند. فیلمی که بلا تار براساسِ این کتاب نوشته هم فیلم عجیبی است. تقریباً ۸ ساعت فیلم که باران و سیاهی و زشتی را بهترین حالت ممکن نشان می‌دهد. باران در این کتاب و فیلم پاک‌کننده نیست، بلکه چهرۀ زشت زندگی و انسان‌ها را بهتر نشان می‌دهد.

دیدگاه خود را بنویسید

کتاب های مرتبط

کتاب های مرتبط با "تانگوی شیطان"
-10%
جزء از کل

قیمت اصلی 1,600,000 تومان بود.قیمت فعلی 1,440,000 تومان است.

-10%
جنایت و مکافات

قیمت اصلی 1,285,000 تومان بود.قیمت فعلی 1,156,500 تومان است.

-10%
کتاب سقوط

قیمت اصلی 270,000 تومان بود.قیمت فعلی 243,000 تومان است.

-10%
تهوع

قیمت اصلی 680,000 تومان بود.قیمت فعلی 612,000 تومان است.

-20%
خانه کاغذی

قیمت اصلی 71,000 تومان بود.قیمت فعلی 56,800 تومان است.

-30%
دنیای تاریک روشن

قیمت اصلی 79,000 تومان بود.قیمت فعلی 55,300 تومان است.

-20%
گروه محکومین

قیمت اصلی 145,000 تومان بود.قیمت فعلی 116,000 تومان است.

-30%
قرب جوار

قیمت اصلی 820,000 تومان بود.قیمت فعلی 574,000 تومان است.

-20%
عامه پسند

قیمت اصلی 800,000 تومان بود.قیمت فعلی 640,000 تومان است.

-10%
مرگ ایوان ایلیچ

قیمت اصلی 175,000 تومان بود.قیمت فعلی 157,500 تومان است.

-26%
ایستگاه آخر

قیمت اصلی 135,000 تومان بود.قیمت فعلی 100,000 تومان است.

-20%
در جست و جوی چیکا: دوران خوش خانواده

قیمت اصلی 200,000 تومان بود.قیمت فعلی 160,000 تومان است.

شناسه محصول: 58541 دسته: ,

بریده هایی از کتاب تانگوی شیطان

اگر کتاب "تانگوی شیطان " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

صبح یکی از روزهای پایانیِ اکتبر، کمی پیش از آن که اولین قطره‌های باران بی‌امان پاییز بر زمین‌های ترک‌خورده و نمک‌آلود غربِ شهرک ببارد (که دریاچه‌ای از گل و لای زرداب‌مانند و بویی نامطبوع پدید می‌آورد و کوره‌راه‌ها را صعب‌العبور و رسیدن به شهر را ناممکن می‌کرد)

نمازخانه‌ای متروک در چهار کیلومتری جنوب‌غربی در شهرک هُخمایس بود اما جدا از این که نمازخانه ناقوسی نداشت، برج آن نیز طی جنگ فرو ریخته و نمازخانه هم دورتر از آن بود که صدای ناقوس احتمالی‌اش به اینجا برسد. با این وجود صدا طوری بود که گویی از همان نزدیکی می‌آید، زنگ غرای ناقوس و طنین پیروزمندانه‌اش را باد می‌روبید و چنان می‌نمود که گویی منبع صدا چندان دور نیست

فوتاکی آرنج‌هایش را بر بالش جابه‌جا کرد تا از پنجره‌ی کوچک و جابه‌جا بخارگرفته‌ی آشپزخانه نگاهی به بیرون بیندازد، چشمانش را به آسمان آبی و کم‌فروغ سپیده‌دم دوخت، زمین‌های اطراف غرق در طنین ناقوسی که هر دم ضعیف‌تر می‌شد، ساکت و آرام می‌نمود

تنها نوری که به چشم می‌آمد سوسویی از پنجره‌ی خانه‌ی دکتر بود که اندکی از باقیِ خانه‌های شهرک فاصله داشت، سال‌ها می‌شد که ساکن آن خانه نمی‌توانست در تاریکی بخوابد

فوتاکی نفس در سینه حبس کرد تا شاید بتواند جهت صدا را تشخیص دهد: نمی‌خواست کوچک‌ترین طنین صدایی که هر دم ضعیف و ضعیف‌تر می‌شد را نشنیده بگذارد («باید خواب باشی، فوتاکی…») با وجود این که چلاق بود اما معروف بود سبکْ قدم برمی‌دارد، بی‌صدا و مثل گربه‌ها، لنگان بر کف سنگی و سرد آشپزخانه پیش رفت، پنجره را باز کرد و سرک کشید («همه خوابیدن؟ کسی صدا رو نشنید؟

چرا هیشکی این دور و برا نیست؟») بادِ سرد و مرطوب به صورتش خورد و فوتاکی برای لحظه‌ای چشمانش را بست، با دقت گوش سپرد اما جز صدای خروسی و پارس سگی در دوردست و زوزه‌ی باد که از چند دقیقه پیش وزیدن آغاز کرده بود تنها صدای خفیف ضربان قلبش را می‌شنید، گویی کل ماجرا بازی یا پَرهیبِ یک خواب بود («…شاید کسی خواسته منو بترسونه.»)