این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


برادر من تویی
برادر من تویی
300,000 تومان قیمت اصلی: 300,000 تومان بود.210,000 تومانقیمت فعلی: 210,000 تومان.
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| تعداد صفحه |
210 |
| نوبت چاپ |
ششم |
| سال انتشار |
1397 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
300,000 تومان قیمت اصلی: 300,000 تومان بود.210,000 تومانقیمت فعلی: 210,000 تومان.
موجود در انبار
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 1,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
بسته پیشنهادی مرتبط
شما میتوانید بسته پیشنهادی زیر را با تخفیف ویژه خریداری نمایید
قیمت پکیج
وضعیت موجودی: 7 از 7 محصول موجود است
«برادر من تویی» زندگینامه داستانی حضرت عباس(ع) است که با قلمی روان و نثری دلچسب میکوشد تا زوایای گوناگونی از زندگی و زمانه این مرد بزرگ را از دوران کودکی تا شهادت روایت کند.
از لحظاتی که همپای امیرالمؤمنین(ع) کوچههای کوفه را برای کمک به یتیمان و نیازمندان میپیمود تا زمانی که در رکاب حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) درس عشق و معرفت را به عالم میآموخت.
نویسنده کتاب-داود امیریان -در این اثر تلاش میکند تا در عین وفاداری به منابع تاریخی، زندگینامه داستانی جذابی خلق کند که مطالعه آن به سبب داشتن نثری روان و صمیمی به ویژه به مخاطبان نوجوان و جوان پیشنهاد میشود.
| وزن | 214 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| تعداد صفحه |
210 |
| نوبت چاپ |
ششم |
| سال انتشار |
1397 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
36 دیدگاه برای برادر من تویی
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.

داوود امیریان؛ زادۀ سال 1349 در کرمان است هرچند اصالت او کرمانی نیست و پدرش آذری بوده. دو سال هم در آبادان زندگی کرده و سال 1357 مقیم قزوین شده و در سال 1360 به تهران بازگشته است.
وی از نویسندگان مطرح خصوصاً در ادبیات کودک و نوجوان است که در فضای رمان،طنز و فیلمنامه نویسی، آثار متعددی را ارائه منتشر کرده است.
امیریان بسیار اتفاقی وارد حیطۀ نویسندگی شد، سال 13۶۸ بود كه فراخوانی در یك روزنامه دید كه در آن خواسته شده بود خطاب به فرماندۀ شهید خود نامه ای بنویسید، این فراخوان از سوی دفتر هنر و ادبیات مقاومت داده شده بود. او هم یك خاطره دربارۀ فرماندۀ شهید خود نوشت و در مسابقۀ «فرمانده من» شركت كرد. بعد از مدت كوتاهی نوشتۀ او به عنوان سومین اثر برگزیده انتخاب شد. بعد به دفتر هنر مقاومت رفت و با آقایان سرهنگی و بهبودی آشنا شد و آن ها او را خیلی تشویق كردند و گفتند: معلوم است كه می توانی بنویسی، پس بنشین بنویس.
او نویسندگی را از سال 1369 و با نگارش خاطراتش از فضای جبهه آغاز کرد و امروز هم به عنوان یکی از جنگ نگاران نسل اول این عرصه، از برترین نویسندگان ادبیات مقاومت به شمار می رود.
وی در سال ۱۳۹۹ نشان درجه یک هنر در داستان نویسی را از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرد.
از مشهورترین آثار داستانی وی می توان به «فرزندان ایرانیم»، «رفاقت به سبک تانک»، «دوستان خداحافظی نمی کنند»، «داستان بهنام»، «گردان قاطرچی ها»، «تولد یک پروانه» و «جام جهانی در جوادیه» اشاره کرد که تاکنون چهار دوره جایزۀ کتاب سال، ادبیات دفاع مقدس، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و جوایز مختلف دیگر را کسب کرده اند.
همچنین از جمله فیلمنامه هایی که امیریان نوشته و به مرحلۀ تولید رسیده و در پردۀ سینماها به نمایش درآمده اند، فیلم های سینمایی «آخرین نبرد» به کارگردانی حمید بهمنی، «بهشت منتظر میماند» به کارگردانی محمدرضا آهنج و «نفوذی» به کارگردانی احمد کاوری و مهدی فیوضی است.
کتاب های مرتبط
- محمد محمدیان
- سید مهدی شجاعی
- سید مهدی شجاعی
- سید مهدی شجاعی
- سید مهدی شجاعی
- لیلا مهدوی
- مجید قیصری
- مسلم ناصری
- صادق کرمیار
- نفسیه مرشد زاده
- سید علی حسینی خامنه ای
- 3755
بریده هایی از کتاب برادر من تویی
اگر کتاب "برادر من تویی " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- مریم
در پایان فتح رود فرات، مولا علی (ع) رو به پسرانش گفت: – حسن و حسین چشمان من هستند، محمدحنفیه بازوی من، و تو عباس… سپس سرعباس را به سمت چپ سینهاش فشار داد. عباس صدای قلب پدر را شنید. چشمانش را بست. محمدحنفیه آرام خندید و نزدیک گوش حسین گفت: – عباس هم قلب امیرالمؤمنین است. عباس همچنان به صدای قلب پدر گوش میداد.
- مریم
قاسمبنحسن از جا بلند شد. در کنار عباس ایستاد و گفت: – عموجان، آیا من هم به شهادت میرسم؟ و بعد دست عباس را گرفت. امام حسین (ع) اشکهایش را پاک کرد و پرسید: – عزیز دلم، شهادت در نظر تو چگونه است؟ همه به قاسم خیره شده بودند. عباس دست قاسم را فشرد. قاسم محکم و باصلابت گفت: – شیرینتر ازعسل. عباس دست انداخت و شانههای قاسم را گرفت و او را به سینهٔ خود فشار داد. امام حسین (ع) با چشمان خیس از اشک لبخند زد و گفت: – هرکس که در کنار من بماند، به شهادت میرسد.
- مریم
عقیل یکی از نسبشناسان سرشناس دوران بود. کافی بود شخصی اسم خود، پدر و پدربزرگش را بگوید تا عقیل بگوید از کدام نسل و ریشه است و نسبش به کدام شخص میرسد. بزرگان و ثروتمندان قریش از عقیل واهمه داشتند؛ چون عقیل میدانست که آنان کیستند و آیا آنگونه که افتخار میکنند، فرزند واقعی پدرشان هستند یا نه و اگر هستند، از نسل بزرگان و اشرافزادگانند و یا پول و ثروتشان را با راهزنی و رباخواری به دست آوردهاند.
- مریم
خواب دیدم که در باغی سرسبز و پردرخت نشستهام. نهرهای روان درخشان و میوههای فراوانی در باغ دیده میشد. ماه و ستارگان میدرخشیدند و من دربارهٔ عظمت خدا و آفرینش مخلوقات فکر میکردم. ناگهان ماه از آسمان فرود آمد و در دامنم قرار گرفت. چنان پرنور و زیبا بود که شگفتزده شده بودم. سپس سه ستارهٔ دیگر در دامنم افتادند؛ ستارههای زیبا و نورانی. من هنوز مبهوت بودم که صدایی از جایی نامعلوم به گوشم رسید که میگفت: «ای فاطمه! بر تو مژده باد به سیادت و نورانیت ماهی درخشان و سه ستارهٔ نورانی که اینان پسران تو هستند از مردی که رسولالله او را گرامی میداشت و سید و سرور مؤمنان است.»
- مریم
آب را به لبان خشکیده و ترکخوردهاش نزدیک کرد. برای لحظهای چهرهٔ کودکان تشنه و بیمار در میان آب به نظرش آمد. امام حسین (ع) را دید که تشنه است و میجنگد. علیاکبر را دید که از پدر طلب آب میکند. علیاصغر را که از تشنگی ضجه میزد. سکینه میگفت مگر شما سقا نیستید، پس چرا آب نمیآورید؟ قاسمبنحسن جان داد و تشنه شهید شد. آب از میان انگشتان دست عباس شره کرد و ریخت. عباس به آسمان نگاه کرد. چشمانش خیس اشک شد و گفت: – خدایا مرا ببخش. برادرم و فرزندانش تشنه باشند و من آب بنوشم؟ هرگز، هرگز …
- مریم
برادرجان، شاید تعداد ما در برابر انبوه سپاه آنان بسیار کم باشد، اما آنان نخواهند توانست ایمان ما به خدا و عشق و وفاداریمان به خاندان رسولالله را نابود کنند. من مطمئنم همانگونه که اباعبدالله میفرمایند، پیروزی نهایی با ما خواهد بود، حتی اگر همگی کشته شویم.




















محمد مهدی –
آقای امیریان کتابهای خیلی خوبی داره برای نوجوانان
tavakolizohreh –
داستان نوجوان و تاریخی درباره ی حضرت عباس (ع) است
رقیه –
چقدر این کتاب قند تو دل آدم آب میکرد
محمد –
ناگفته هایی از زندگی قمر بنی هاشم (ع) که از خواندن آن لذت خواهید برد.
زهرا –
داستان هایی بسیار زیبا از زندگی حضرت ابوالفضل ع! داستان روان هست و بر جان می نشیند! خنده و گریه توی این کتاب قاطی میشه! چون هم افتخار میکنی که چنین آقایی داری و هم با یاد ظلم هایی که بهشون شده گریت میگیره! لحظه های شهادت و کربلا خیلی عالی نوشته شده بود!
لیبل "خریدار محصول" motaharehebrahimzadeh1376 (این محصول را خرید کرده است.) –
واقعا عالی بود. خیلی قشنگ دوران کودکی و نوجوانی حضرت عباس و رابطه ایشان با حضرت علی را به تصویر کشیده است.
m.m.arabi2009.ir –
من بعد از خواندن این کتاب شیفته ی مرام حضرت عباس شدم
لیبل "خریدار محصول" سیدمحمدحسین مروج (این محصول را خرید کرده است.) –
خیلی قشنگ و زیبا، جانم ابالفضل
سوگند –
بسیار قلم روانی دارد
راضیه –
تعاریف زیادی از این کتاب شنیدم بنظر کتاب خوب و جذابی باید باشه
لیبل "خریدار محصول" مهسا (این محصول را خرید کرده است.) –
این کتاب رو خریدم اما هنوز شروعش نکردم.عاشق موضوعش شدم
زهرا –
من به تازگی این کتاب رو تهیه کردم ، چند صفحه ازش بیشتر نخوندم ولی با همین چند صفحه ای که خوندم ، متوجه شدم خیلی کتاب زیبایی هست
sevdakardan1 –
از اون دسته کتابایی بود که دلم نمیخواست تموم بشه از بس شیرین و دلچسب بود توصیه میکنم حتما حتما بخونید
علی –
خیلی لذت بخشه
محمد….. –
داستان جذاب در عین حال واقعی
کتاب خوبیه
ممنونم از نویسنده
خداقوت
محمدسعید –
اصولا تلفیق مستندات تاریخی با فضای رمان کار سختی است. آقای امیریان این دو را خوب با هم آمیخته…
زهرا –
خیلی متن روون و قشنگی داره کتاب. روایتشو دوست دارم. و در عین ساده بودن، اطلاعات مستندی داره که نمیدونستم و این نقطه قوتشه.
نجمه –
این کتاب بسیار عالیه موضوع و نثر روان و مستند بودن آن باعث اعتماد مخاطب و جذب آن می شود.
زهرا –
کتاب قشنگیه ساده و روان میبرت به اون زمان باهاش میخندی .گریه میکنی هرچی از حضرت علمدار بخونی کمه کتاب مناسبیه برای هدیه دادن
فاطمه –
اینکه داستان داستان هستش رو من یکم دوست نداشتم، اما خیلی قشنگ روایت شدن هرکدوم از این داستانا، و حس خوبی میدادن به من…
محسن –
با زندگیسقای دشت کربلا آشنا شوید و شیفته شخصیت بزرگ ایشان خواهید شد
محمدجواد –
تعریف قلم جناب امیریان را شنیدم، در رابطه با کتابهای تالیفی ایشان جست و جوهایی نیز کردم.
بنظر من کتاب سطح بالایی است چراکه تعریف جناب را بواسطه آثارشان شنیدم.
تلفیق تاریخ و رمان چیزی نیست که هر کسی بتواند انجام دهد و نتیجه خوبی نیز دهد.
رمان نیز درباره زندگینامه حضرت عباس (ع) است.
خانم –
خوندنش عالیه برای شناخت حضرت عباس س
لیبل "خریدار محصول" Masoomeh (این محصول را خرید کرده است.) –
فوق العادس:)))
نویسنده قلم بی نظیری داره
طیران –
یکی از بهترین کتابهایی هستش که در طول عمرم مطالعه کردم ، چقدر زیبا خواننده رو با داستان کتاب همراه میکنه..بسیارزیبا
Seyed.A.H –
کتابی بسیار ارزنده و پربار، مخصوصا برای نوجوانان. نویسنده سعی دارد با قلم ساده و روان خود هم شخصیت حضرت عباس علیه السلام را در میدان نبرد و هم در زندگی عادی شان با دقت حکایت کند.
batool.c –
همون اولین داستان اشک تو چشمام جمع شد.
هر چقدر بیشتر میخوندم بیشتر در معلومات تاریخیم احساس کمبود میکردم.
به نظرم رسید اگر قبل از خوندن این رمان ، بیشتر در مورد تاریخ زندگی حضرت عباس ع توی کتب معتبر میخوندم و با آمادگی در این زمینه این کتاب رو میخوندم، بیشتر لذت میبرم و متوجه میشدم کجای داستان ۱۰۰ ٪ معتبره و کجای داستان با تخیل نویسنده تلفیق شده .
لیبل "خریدار محصول" sadat_7 (این محصول را خرید کرده است.) –
کتاب روایت زندگی حضرت ابوالفضل (ع) و دلداگی و سر سپردگی ایشون به امام زمان خودشون یعنی امام حسین (ع) هستش
قلم روان ، جذاب و در عین حال پر از احترام به این شخص والا گوهر
حتی در این کتاب که سخن بیشتری از حضرت عباس (ع) هست ، اما من وقتی کتب مختلف در مورد واقعه عاشورا رو مطالعه میکنم میبینم علیرغم این که خیلی از افراد به امام حسین (ع) توصیه ای میکنن مبنی بر بیعت با یزید ملعون و حتی کوچ نکردن از مدینه و مکه ؛ اما تنها کسی که در همه امور و مراحل زندگی جز دستور ولی امر خودش هیچ حرفی نزد و کاملا مطیع اوامر امام حسین (ع) بود ، حضرت عباس (ع) بودن
حتی زمانی که علمدار بودن و اذن جنگ میگیرن ، امام بهشون میگه شما برو آب بیار ؛ گرچه برای یک مرد جنگاور خیلی سخته که به میدون نره و با چشم ببینه همه شهید میشن اما کلامی از ایشون مبنی بر مخالفت از دستور امام نمیشنویم
احساس میکنم مقام رفیع ایشون بابت همین سرسپردگی کامل به ولی امر و امام زمان خودشون بوده که الان باب الحوائج هستن
F_b (این محصول را خرید کرده است.) –
خیلی دوستدارم این کتابو بخونم
تعریفشو خیلی شنیدم
لطفا موجود کنید🥲
maryam.khoshnejat69 –
خیلی کتاب قشنگی بود و قلم نویسنده عالی بود. خیلی لذت بردم از خوندنش. نثر روان و جذابی داشت.
طیران (این محصول را خرید کرده است.) –
فکر نمیکنم کتابی برای معرفی حضرت قمربنی هاشم بهتر از این پیدا کنید!
سراسر کتاب پربود از احساس و دین و رشادت و شجاعت این حضرت.
قلم نویسنده بسیار قوی و در عین حال روان بود.
واقعا عالی
لیبل "خریدار محصول" 953337727810 (این محصول را خرید کرده است.) –
نویسنده خیلی زیبا شخصیت حضرت عباس علیه السلام رو به تصویر کشیدن و با خوندن هرخط از کتاب بیش از پیش شیفته شخصیت والای حضرت میشید😊😍
شهیده بانو –
خیلی زیبا….. خیلییییییییییییی
لیبل "خریدار محصول" ریحانه (این محصول را خرید کرده است.) –
خیلی دلنشین و خوب و محترمانه پیشکش به محضر حضراتشان
لیبل "خریدار محصول" 356860505759 (این محصول را خرید کرده است.) –
کتاب عالیه برای خرید اما پیشنهاد میکنم به هیچ وجه بازم میگم به هیچ وجه انلاین نخرید . کتاب من جلدش شکسته بود و ورقه ها اکثرا تا شده بود. یعنی اگه جای مرجوع کردن بود مرجوع میکردم. بشدت کتاب داغون بود.زوق ادم برای خواندن کتاب واقعا از دست میره😒
ریهام –
بی نظیر بود این کتاب و مثلش هیچ جا نیست بخش های اخر داستان رو جرئت نمیکردم بخونم تا اینکه وقتی رفتم حرم خوندمش و اشکم جاری شد . خداقوت به نویسنده