این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


کیمیاگر
کیمیاگر
250,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
هشتاد و هفتم |
| سال انتشار |
1402 |
| تعداد صفحه |
243 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
250,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 1,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
این رمان درباره چوپانی اسپانیایی به نام سانتیاگو است که زادگاهش را در اندلس ترک میکند و به شمال آفریقا میرود تا گنجی مدفون را در حوالی اهرام مصر پیدا کند. در این راه، با زنی کولی، مردی که خودش را پادشاه میداند، و یک کیمیاگر آشنا میشود و عاشق فاطمه، دختر صحرا میشود.
| وزن | 218 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
هشتاد و هفتم |
| سال انتشار |
1402 |
| تعداد صفحه |
243 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای کیمیاگر
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب های مرتبط
- محمد رضا بازدار
- نیما اکبرخانی
- م. برهانی نیا
- جرالدین مک کارین
- جیمز دشنر
- مگان مك دونالد
- بورلی کلی یری
- ارنست همینگوی
- 222196
بریده هایی از کتاب کیمیاگر
اگر کتاب "کیمیاگر " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- عطیه
جوان متعجب پرسید:《بزرگترین فریب دنیا دیگر چیست؟》
《اینکه در یک لحظه از حیات خود، مالکیت و فرمان زندگی را از دست می دهیم و تصور میکنیم سرنوشت بر زندگی مسلط شده است، همین نکته، بزرگترین فریب دنیاست.》
- خانم
درحالیکه به تولد خورشید خیره شده بود از خودش پرسید: «چگونه میتوان خدا را با رفتن به کنیسه و کلیسا شناخت؟» درحالیکه وظیفه ما، کامل کردن ذهنیات است تا از طریق عینیات به «او» برسیم.
- خانم
نامش «عشق» بود. چیزی قدیمتر از آفرینش انسان و پیدایش صحرا.
- خانم
«ما… از آن میترسیم که داشتههایمان را از دست بدهیم، رسم و رسوم خود را، آداب و سنت خود را و… زندگی را… . «و وقتی در مییابیم که افسانه زندگی ما و افسانه دنیا را فقط یک دست نوشته است، آنگاه ترسمان، فروکش میکند و از بین میرود.» گاهی اوقات کاروانها در منزلگاههای شبانه، به هم برمیخورند. همیشه یکی از آنها، نیازمندیهای دیگری را با خود داشت. انسان با دیدن آنها، میفهمید که «یک دستی هست…، یک دست غیبی که همهچیز را از پیش نگاشته است.
- خانم
چیزهای ساده با وجود سادگیهایشان، رویدادهای شگفتانگیزی هستند
- خانم
هیچکس هرگز در طول عمرش یاد نگرفته است خود چگونه زندگی کند













بهنام مؤمنی –
بهترین ترجمۀ کیمیاگر.