کتاب آه استانبول
آه استانبول قیمت اصلی: 68,000 تومان بود.قیمت فعلی: 57,800 تومان.
بازگشت به محصولات
کتاب عبور از خود
عبور از خود قیمت اصلی: 110,000 تومان بود.قیمت فعلی: 93,500 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

مو قرمز

مو قرمز

قیمت اصلی: 88,000 تومان بود.قیمت فعلی: 74,800 تومان.

(دیدگاه کاربر 2)
قیمت پشت جلد:88,000 تومان
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

نهم

سال انتشار

1397

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
74,800 تومان 70,400 تومان 66,000 تومان 61,600 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 88,000 تومان بود.قیمت فعلی: 74,800 تومان.

در انبار موجود نمی باشد

QR Code
قیمت پشت جلد:88,000 تومان

با خرید این محصول 7 سکه معادل 1,496 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

رمان مو قرمز، اثر نویسنده ی برنده ی جایزه ی نوبل و خالق کتاب های پرفروشی چون «برف» و «نام من سرخ»، داستانی درباره ی پدرها و پسرها و آرزوهای آن هاست. یک چاه کن و شاگرد جوانش در شهری در حومه ی استانبول، استخدام شده اند تا در دشتی بی حاصل و خشک، آب پیدا کنند. با تلاش آن ها برای مبارزه با گرمای طاقت فرسا و حفاری های بی نتیجه، بین این دو نفر رابطه ای پدر و فرزندی شکل گرفته که برای هر دویشان تازگی دارد،هم برای استاد میان سال و فقیر و هم برای پسری از طبقه ی متوسط که پدرش را از زمان متهم شدن به فعالیت های خرابکارانه ی سیاسی ندیده است. با گذشت زمان، این دو نفر به هم اتکا و وابستگی پیدا کرده و گفت و گوهایی بینشان شکل می گیرد که نشان دهنده ی بینش های متفاوتی به جهان است. اما پسرک در محله ی کناری، جایی که برای استراحت و خرید مایحتاج به آن سرمی زنند، کسی را می بیند که تمام ذهنش را درگیر خود می کند. زنی با موهای قرمز، عضو یک گروه تئاتر سیار، چشم پسر را گرفته و به نظر می رسد که کشش میان آن دو، دوطرفه باشد. همه چیز خوب و طبق روال پیش می رود تا این که در نتیجه ی سهل انگاری و حواس پرتی پسر، حادثه ای ناگوار برای چاه کن اتفاق افتاده و پسرک، مجبور به فرار به استانبول می شود.
رمان زنی با موهای قرمز، حکایتی زیباست درباره ی خانواده و عشق، شرق و غرب، سنت و مدرنیته و توسط یکی از بهترین داستان سرایان حال حاضر به رشته ی تحریر درآمده است.

وزن 280 گرم
ابعاد 14 × 21 × 1 سانتیمتر
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

نهم

سال انتشار

1397

تعداد صفحه

295

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

شابک 9786002297198
5
2 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

2 دیدگاه برای مو قرمز

پاکسازی فیلتر
  1. علی

    داستان پدر پسری خوبی داره

  2. علی

    کتاب بی نظیر بود، بعد از این کتاب به پاموک علاقمند شدم، با شخصیت اصلی این کتاب بزرگ شدم، توضیحات، فضا سازی ورشخصیت پردازی‌ها به شدت قوی و کامل، حتما بخوانید و لذت ببرید.

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
74,800 تومان 70,400 تومان 66,000 تومان 61,600 تومان
شناسه محصول: 75351 دسته: , برچسب: , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

تا برگشتنِ پدر خودش پابه‌پای ماجد که دستیار پدر بود مسئولیت داروخانه را به عهده گرفت تا جای پدر خالی نماند. آن روزها گاهی روپوش سفید ماجد را می‌پوشیدم و به مادر کمک می‌کردم. البته همه می‌دانستند که من در آینده برخلاف ماجد نه وردست یک داروفروش، بلکه همان‌طور که پدرم می‌خواست در یک رشتهٔ علمی آدم حسابی خواهم شد.

هفت یا هشت سال قبل‌تر بود که پدر یک‌مرتبه ناپدید شد و پس از حدود دو سال به خانه برگشته بود. اما این‌بار مادر حس‌وحال زنی را نداشت که پلیس شوهرش را بازجویی و به‌شدت شکنجه می‌کند. او آشکارا از دست پدر عصبانی بود و وقتی حرف پدر وسط می‌آمد، می‌گفت «خود داند.» درحالی‌که دفعهٔ پیش وقتی یک شب ارتشی‌ها بعد از کودتا به داروخانه آمدند و پدر را کَت‌بسته با خودشان بردند مادرم بسیار ناراحت شد، بی‌قراری کرد و به من گفت پدرم یک قهرمان ملی است و من باید به او افتخار کنم.

صبح بعدش پدر خانه نیامد. البته من بعدازظهر و وقتی که از مدرسه برگشتم خبر را از مادر شنیدم. چشمان مادر سرخ و پف‌کرده بود، پیدا بود گریه کرده است. اولش فکر کردم که مثل دفعهٔ پیش مستقیم پدر را از داروخانه به شعبهٔ امور سیاسی ادارهٔ امنیت ملی برده‌اند تا از نو بگیرندش زیر شکنجه؛ با فلک و برق و کتک.

آخرین‌بار پدرم را شبی دیدم که برایش غذا برده بودم داروخانه. سال اول دبیرستان بودم. شبی از شب‌های معمولی پاییز بود. پدر اخبار شبانه را از تلویزیون کوچک سیارش تماشا می‌کرد. وقتی او پشت دخل شام می‌خورد، من کار دو مشتری را که یکی‌شان آسپرین می‌خواست و دیگری آنتی‌بیوتیک و ویتامین ث راه انداختم و پولی را که از آن دو گرفته بودم در صندوق انداختم. صندوقی که هر وقت باز می‌شد صدای دوست‌داشتنی ازش برمی‌خاست. موقع بازگشت به خانه برای آخرین‌بار به چهرهٔ پدرم نگاهی انداختم، او هم لبخندزنان از دمِ در برایم دستی تکان داد.

می‌دانستم که سیاست تنها دلیلِ بگومگوهای اغلب بی‌سروصدای پدر و مادرم نیست. گاهی مدت‌ها باهم قهر بودند و روزها حتا یک کلمه هم میان‌شان ردوبدل نمی‌شد. شاید اصلاً همدیگر را دوست نداشتند. احساس می‌کردم که زن‌های زیادی از پدرم خوش‌شان می‌آید و بعید نبود که پدر هم زن‌های دیگری را دوست داشته باشد. گاهی مادر جوری که من هم حالی‌ام بشود توضیح می‌داد که در زندگی ما پای یک زن دیگر هم وسط است. دعواهای بی‌سروته پدر و مادرم که تمامی نداشت جوری ناراحتم می‌کرد که اصلاً خوش نداشتم به چون‌وچرایش فکر کنم.