

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
من کنیز زینبم
من کنیز زینبم
9,500 تومان قیمت اصلی: 9,500 تومان بود.8,075 تومانقیمت فعلی: 8,075 تومان.
زندگی نامه و خاطرات حاجیه خانم بتول اسلامی فر
نویسنده | |
---|---|
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | چهارم |
سال انتشار | 1396 |
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
8,075 تومان | 7,600 تومان | 7,125 تومان | 6,650 تومان |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
9,500 تومان قیمت اصلی: 9,500 تومان بود.8,075 تومانقیمت فعلی: 8,075 تومان.
در انبار موجود نمی باشد
مشاهده QR CODE

با خرید این محصول 1 سکه معادل 162 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
«من کنیز زینبم» کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، زندگینامه و خاطرات حاجیه خانم بتول اسلامیفر مادر شهید مسعود مربوبی و خواهر شهید محمدجواد اسلامیفر است. در بخشی از این کتاب میخوانیم: در روزگار جنگ جهانی دوم و در چهارم شهریور سال ۱۳۲۰ در خانوادهای مذهبی در شهر مقدس مشهد به دنیا آمدم. در زمانی که بیشتر مردم ایران در فقر و گرسنگی به سر میبردند. منزل ما در ابتدای خیابان طبرسی در شهر مشهد قرار داشت. این خانه خیلی محقر و کوچک بود. شاید با حیاط آن کلاً صد متر میشد. ولی سه خانواده در آن زندگی میکردند! پدرم مردی متدین به نام ذبیحالله بود که ما ایشان را با لهجهی مشهدی «آقاجان» خطاب میکردیم، او علاقهی فراوانی به حضرت زهرا (س) داشت. نام من را که اولین فرزند خانه بودم «بتول» گذاشت. ایشان نام همهی دخترانش را از القاب این بانوی بزرگوار انتخاب کرد. فاطمه، معصومه، زهرا و طاهره. سه برادر و چهار خواهر بعد از من نیز در این خانه به دنیا آمدند. پدربزرگ من، یعنی پدر پدرم، شیخ عباسعلی نام داشت. او و دو برادرش یعنی شیخ محمدرضا و شیخ محمدابراهیم همگی روحانی بودند. پدرم همیشه بعد از خواندن نماز شب، به مسجد جوادیه که روبهروی منزل ما بود میرفت و بعد از نمازجماعت صبح، به خانه بر میگشت. او همهی دختران بالای هفت سال و پسران بالای ده سال را برای نماز صدا میکرد. پدرم آنقدر باباجان باباجان میکرد تا همگی برای نماز بلند میشدیم. بعد هم با اخلاق خوش به همهی ما میگفت: تا طلوع آفتاب بیدار باشید! بیدار بمانید تا روزیتان را از خدا بگیرید، چون در روایت داریم که خداوند روزی خلایق را بین اذان صبح و طلوع آفتاب تعیین میکند. خودش نیز مشغول خواندن آیتالکرسی و قرآن و دعا میشد.
نظ
وزن | 180 گرم |
---|---|
نویسنده | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | چهارم |
سال انتشار | 1396 |
تعداد صفحه | 144 |
جلد کتاب | شومیز |
زبان کتاب | فارسی |
ویژگی | |
شابک | 9786009449835 |
2 دیدگاه برای من کنیز زینبم
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
8,075 تومان | 7,600 تومان | 7,125 تومان | 6,650 تومان |
بریده هایی از این کتاب
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
با ارسال بریده کتاب، سکه دریافت کنید!
علی –
پدرم آنقدر باباجان باباجان میکرد تا همگی برای نماز بلند میشدیم. بعد هم با اخلاق خوش به همهی ما میگفت: تا طلوع آفتاب بیدار باشید! بیدار بمانید تا روزیتان را از خدا بگیرید، چون در روایت داریم که خداوند روزی خلایق را بین اذان صبح و طلوع آفتاب تعیین میکند.
خانم –
چقدر خوندنی هست زندگینامه این شیرزنان آدم شرمنده میشه…