اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

شاهرخ حر انقلاب اسلامی

شاهرخ حر انقلاب اسلامی

قیمت اصلی: 75,000 تومان بود.قیمت فعلی: 55,000 تومان.

زندگینامه و خاطرات شهید شاهرخ ضرغام

(دیدگاه کاربر 4)
قیمت پشت جلد:75,000 تومان
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

هفتاد و سوم

سال انتشار

1389

تعداد صفحه

120

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 75,000 تومان بود.قیمت فعلی: 55,000 تومان.

در انبار موجود نمی باشد

ناموجود

این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.

QR Code
قیمت پشت جلد:75,000 تومان

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

کتاب «شاهرخ حر انقلاب اسلامی» به تازگی توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی در بهار 89 منتشر شده است. این کتاب با قلمی روان و ساده به بیان خاطرات مربوط به سردار شهید مفقود الاثر، شاهرخ ضرغام از شهدای فدائیان اسلام می پردازد. گردآورندگان در مقدمه این کتاب اشاره می نمایند؛ «قصد ما بر این بود که زندگی این ره یافته وصال و این سردار بی مزار و این پهلوان شجاع را که نزدیک به سه دهه از پروازش به آسمان می گذرد، بی کم و کاست بیان کنیم.»
شهید ضرغام در یکم دیماه سال27 دیده به جهان گشود و پس از سی و یک سال زندگی پر فراز و نشیب در روزهای اولیه جنگ،در جبهه دشتهای شمالی آبادان و در هفدهم آذر سال 59 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
روایت زندگینامه شهید، از تحولی روحی و معنویِ شهید ضرغام در جریان حوادث قبل از انقلاب تا انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی حکایت می کند. تحولی که ریشه در مفاهیم و معارف عمیق اسلام دارد و بازگشت به خویشتن و توبه نصوح را برای هر انسانِ طالبِ حقیقت بازگو می کند. در این رابطه در مقدمه کتاب با اشاره به آیات آخر سوره فرقان آمده است: «شاهرخ را به راستی می توان مصداقی کامل برای این آیه قرآن(کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، اینها کسانی هستند که خدا بدیهایشان را به خوبی تبدیل می کند) معرفی کرد. چرا که او مدتی را در جهالت سپری کرد. اما خدا خواست که او برگردد. داستان زندگی او، ماجرای حُر در کربلا را تداعی می کند.»

وزن 220 گرم
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

هفتاد و سوم

سال انتشار

1389

تعداد صفحه

120

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

5
4 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
4
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
5
محتوای مفید و آموزنده
5

4 دیدگاه برای شاهرخ حر انقلاب اسلامی

پاکسازی فیلتر
  1. محمد

    کتابی خوب و جالب با خاطراتی طنز و روان

  2. مریم

    خاطرات شیرین جبهه ها با حر انقلاب رو دنبال کنید
    چه شاهرخ هایی که حر نشدند

  3. لیبل "خریدار محصول" مهدی (این محصول را خرید کرده است.)

    بسیار خوب بود واقعا من خودم اینو خس داشتم وقتی نگاه اهل بیت و اولیاء خدا به روح انسان می افتاد واقعا انسان را عوض میکند کتاب خیلی خوبی بود برای همه جوونا حتی به علت کم حجم بودن و ارزان بودن برای هدیه دادن هم این کتاب مفید میاد در پایان شادی روح همه ی شهدا و امام شهدا صلواتی هدیه بفرستید.

  4. لیبل "خریدار محصول" زینب (این محصول را خرید کرده است.)

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    چقدر حیف که این کتاب صرفا خاطرات همرزمان و اطرافیان این شهید بزرگوار بود.
    کاش یه نویسنده کار بلد پیدا میشد و این خاطرات رو به شکل داستان درمیاورد چون واقعا شهید شاهرخ ضرغام شخصیت خاص و متفاوتی داشتن و من خودم حتی دلم میخواد یه سریال یا فیلم از ایشون ساخته بشه.

    واقعا از خوندن کتاب خیلی لذت بردم. یه جاهایی حسابی از دست شهید خندیدم. واقعا نه تنها آدم به شدت کاریزماتیکی بوده که بسیار باهوش و دانا هم بوده.

    اون جا که دنبال کله پاچه میگشت من اول با خودم گفتم وا…وسط حصر، آبگوشت چی میگه! :)) بعد که قابلمه رو بردن پیش اسرای عراقی فکر کردم میخوان مثلا به اسرا محبت کنن…:)) وااااای وقتی اون حرکت سم رو زدن من پاچیدم از خنده. خدایی کی فکرشو میکرد اینطوری از یکی میشه زهر چشم گرفت :))

    خدا رحمتشون کنه.
    حقیقتا تک به تک مردان و زنانی که رفتن و برای دفاع از اسلام و خاک میهن جنگیدن ستاره بودن، ستاره های درخشانی که میتونن راه رو برای ما هم روشن کنن.
    انشاالله این شهید بزرگوار دست ما رو هم بگیرن. 🙂

    پ.ن: فقط بنظرم عکس روی جلد جا داره بهتر بشه، کیفیتش بره بالا و پس زمینه ش تغییر کنه.
    همینطور کیفیت جلد خوب نبود. من با اینکه با کلی احتیاط خوندم تهش کتاب کج و کوله شده بود. 🙁

دیدگاه خود را بنویسید

کتاب های مرتبط

کتاب های مرتبط با "شاهرخ حر انقلاب اسلامی"
-29%
ملاقات در فکه

قیمت اصلی: 575,000 تومان بود.قیمت فعلی: 410,000 تومان.

-27%
پروانه ای که نخل شد

قیمت اصلی: 150,000 تومان بود.قیمت فعلی: 110,000 تومان.

-25%

قیمت اصلی: 600,000 تومان بود.قیمت فعلی: 450,000 تومان.

-29%
مربع های قرمز

قیمت اصلی: 350,000 تومان بود.قیمت فعلی: 250,000 تومان.

-20%
هنر اهل بیت

قیمت اصلی: 270,000 تومان بود.قیمت فعلی: 216,000 تومان.

-14%
گلستان یازدهم

قیمت اصلی: 525,000 تومان بود.قیمت فعلی: 450,000 تومان.

-22%
تب ناتمام

قیمت اصلی: 445,000 تومان بود.قیمت فعلی: 345,000 تومان.

-30%
کوپه مطرب ها

قیمت اصلی: 248,000 تومان بود.قیمت فعلی: 173,600 تومان.

-23%
سه دقیقه در قیامت

قیمت اصلی: 150,000 تومان بود.قیمت فعلی: 115,000 تومان.

-13%
مالک زمان

قیمت اصلی: 80,000 تومان بود.قیمت فعلی: 70,000 تومان.

-15%
کتاب مرد

قیمت اصلی: 165,000 تومان بود.قیمت فعلی: 140,000 تومان.

-20%
از دشت لیلی تا جزیره مجنون

قیمت اصلی: 450,000 تومان بود.قیمت فعلی: 360,000 تومان.

بریده هایی از کتاب شاهرخ حر انقلاب اسلامی

اگر کتاب "شاهرخ حر انقلاب اسلامی " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

مرتب میگفت: من نمیدونم، باید هرطور شده کله پاچه پیدا کنی!
گفتم:آخه آقا شاهرخ تو این آبادان محاصره شده غذا هم درست پیدا نمیشه چه برسه به کله پاچه!
بلاخره با کمک یکی از آشپزها کله پاچه فراهم شد،گذاشتم داخل یک قابلمه،بعد هم بردم مقر شاهرخ و نیروهایش.
فکر کردم قصد خوشگذرانی و خوردن کله پاچه دارند.اما شاهرخ رفت سراغ چهار اسیری که صبح همان روز گرفته بودند.
آنها را آورد و روی زمین نشاند.یکی از بچه های عرب را هم برای ترجمه آورد.بعد شروع به صحبت کرد:خبر دارید دیروز فرمانده یکی از گردان های شما اسیر شد؟ اسرای عراقی با سر تایید کردند.
بعد ادامه داد:شما متجاوزید.شما به ایران حمله کردید.ما هر اسیری را بگیریم میکُشیم و میخوریم!!
مترجم هم خیلی تعجب کرده بود.اما سریع ترجمه میکرد.هرچهار اسیر عراقی ترسیده بودند و گریه میکردند.من و چندنفر دیگر از دور نگاه میکردیم و میخندیدیم.
شاهرخ بلافاصله به سمت قابلمه کله پاچه رفت بعد هم زبان کله را درآورد…..