

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


من محافظ حاج قاسمم
من محافظ حاج قاسمم
50,000 تومان قیمت اصلی: 50,000 تومان بود.42,500 تومانقیمت فعلی: 42,500 تومان.
خاطرات شفاهی پاسدارشهید وحید زمانی نیا، از محافظان همراه شهید حاج قاسم سلیمانی در فرودگاه بغداد
نویسنده | |
---|---|
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | اول |
سال انتشار | 1400 |
1-10 | 11-20 | 21-50 | 51-100 | 101+ |
42,500 تومان | 40,000 تومان | 37,500 تومان | 35,000 تومان | 32,500 تومان |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
50,000 تومان قیمت اصلی: 50,000 تومان بود.42,500 تومانقیمت فعلی: 42,500 تومان.
در انبار موجود نمی باشد
مشاهده QR CODE

با خرید این محصول 4 سکه معادل 850 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
خاطرات شفاهی پاسدار شهید وحید زمانی نیا، از محافظان همراه شهید حاج قاسم سلیمانی در فرودگاه بغداد
شهید وحید زمانینیا در سال۱۳۷۱ در استان تهران در خانوادهای انقلابی دیده به جهان گشود. زندگی در محله شهر ری و در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) از همان کودکی وحید را شیفته اهلبیت(ع) نمود. وحید عاشق دستگاه پر برکت سیدالشهدا(ع) بود؛ بهطوری که تمام اوقات غیر کاریاش را در هیئتهای مختلف شهر تهران میگذراند. از زمانی که لباس مقدس پاسداری را بر تن کرد، مدافع حرم حضرت زینب(س) شد و بارها و بارها به سوریه رفت تا شاید مزد گریهها و جهادش را از بیبی زینب(س) بگیرد؛ ولی خدا برای او سرنوشتی دیگری را رقم زد.
وزن | 85 گرم |
---|---|
ابعاد | 12 × 20 × 1 سانتیمتر |
نویسنده | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | اول |
سال انتشار | 1400 |
تعداد صفحه | 96 |
جلد کتاب | شومیز |
زبان کتاب | فارسی |
ویژگی | |
شابک | 9786222850555 |
1 دیدگاه برای من محافظ حاج قاسمم
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
1-10 | 11-20 | 21-50 | 51-100 | 101+ |
42,500 تومان | 40,000 تومان | 37,500 تومان | 35,000 تومان | 32,500 تومان |
بریده هایی از این کتاب
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
با ارسال بریده کتاب، سکه دریافت کنید!
علی –
کتاب حال خوشی داره. پدرم قبل از تولد وحید سویِ چشمانش را از دست داده بود. چهرهٔ وحید را نمیتوانست ببیند. اولین بار که وحید را بغل گرفت، دستانش را روی لپ وحید گذاشت و پیشانیاش را بوسید. گفت: «کوچولوی من، صورت تو رو نمیتونم ببینم اما میدونم که خیلی قشنگی!» بعد رو به مادرم کرد و پرسید: «درست میگم منصوره؟ وحید قشنگه، نه؟» و مادر با آب و تاب چهرهٔ وحید را برایش توصیف کرد.
یک شبِ بهاری، قرار بود همسرم غذا درست کند، برویم پایین تا دور هم شام بخوریم. مادرم صدا زد: «فریدون، اقدس، کجایین؟» گفتم: «اقدس دیر کردیم. سریع غذا رو جمع و جور کن، بدو بریم پایین.» اقدس گفت: «ولی مادر انگار صداش ناراحت بود؛ برو ببین چی شده.» از اتاق رفتم بیرون، دیدم وحید توی بالکن نشسته و حواسش به حیاط است. صدای مادرم را شنیدم که از درد ناله میکرد. وحید را بغل کردم و سریع رفتم پایین. سر مادرم شکسته بود و خون میآمد. عجیبتر آنکه پدرم داشت میخندید! چند لنگه کفش و دمپایی هم ریخته بود دور مادرم. هاج و واج مانده بودم که آنجا چه خبر شده؟! وحید را گذاشتم زمین و کمک کردم مادر سرش را بشوید و ببندد. مادر لپ وحید را با انگشتانش گرفت و گفت: «پدر صلواتی، یک طایفه تا حالا به من نگفتن بالای چشمت ابروئه، حالا توی نیموجبی سر منو میشکنی؟» داستان این بود که آقا وحید لنگه کفشها را دانه دانه از لابهلای نردهها انداخته بود پایین و یکی از آنها که پاشنهٔ محکمی داشته، روی سر مادرم افتاده بود و سرش شکسته بود!