همه خبرها اینجاست
همه خبرها اینجاست قیمت اصلی: 70,000 تومان بود.قیمت فعلی: 59,500 تومان.
بازگشت به محصولات
وقتی بابا رئیس بود
وقتی بابا رئیس بود قیمت اصلی: 115,000 تومان بود.قیمت فعلی: 97,750 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

مارادونا

مارادونا

قیمت اصلی: 198,000 تومان بود.قیمت فعلی: 168,300 تومان.

(دیدگاه کاربر 2)
قیمت پشت جلد:198,000 تومان
نویسنده

مترجم

،

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

چهارم

سال انتشار

1401

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
168,300 تومان 158,400 تومان 148,500 تومان 138,600 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 198,000 تومان بود.قیمت فعلی: 168,300 تومان.

فقط 2 عدد در انبار موجود است

QR Code
قیمت پشت جلد:198,000 تومان

با خرید این محصول 17 سکه معادل 3,366 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

چگونه می‌توان علیه هر نظم مستقری شورش کرد و حتی در لحظه‌ی شکست هم فاتح بود؟ از کوچه‌ها و گذرهای بوینس آیرس تا قله‌های آزتک مکزیکوسیتی، همه و همه، برای او میدان نبرد بودند؛ او، دیه‌گو، خداوند ابدی فوتبال، با نام کامل دیه‌گو آرماندو مارادونا، زاده‌ی شهر لانوس در استان بوینس آیرس آرژانتین، فوتبال بازی نمی‌کرد، به‌واقع بازی‌کردن برایش معنایی نداشت؛ او می‌جنگید، هم‌چون فرمانده‌ای که هم‌چنان درحال مبارزه برای استقلال آرژانتین است و شاید هم برای اینکه جنگیدن تنها راه مردمی‌ست که جز زنجیرهایشان، هیچ‌چیزی برای ازدست دادن ندارند! مارادونا، موضوع و مبنای همه‌چیز بوده است: فیلم‌ها‌، کتاب‌ها، نقاشی‌ها، مجسمه‌ها، پرفورمنس‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، مبارزه‌های سیاسی و حتی یک مذهب! مارادونا آخرین «انسان- خدا»یی بود که به شدت زمینی بود ولی زندگی بر زمین را چندان دوست نداشت و به همین دلیل بود که با میل بی‌پایانش به خودویرانگری، خیلی خیلی زود به زندگی پشت کرد و رفت. کتاب «مارادونا» گزارش/ جستار/ زندگی‌نامه‌ی درخشان «گیم بالاگه» است بر محور یک پسر عصیانگر که جایگاهش والاتر از خدای خدایان فوتبال بود؛ دیه‌گو خدای زندگی همه‌ی آن‌هایی بود که از لذت زیستن محروم شده و فقط فوتبال برایشان باقی مانده بود. بالاگه همین خدای همه‌ی تمردها و شوریدگی‌ها را با دقتی مثالی زیر ذره‌بین آورده و با نثری که به شعر پهلو می‌زند، زندگی زیسته و نزیسته‌ی مارادونا را برایمان روایت کرده و نشان داده چرا و چه‌‎طور، جهان و مردمانش از افسون او رهایی ندارند.
وزن 340 گرم
نویسنده

مترجم

،

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

چهارم

سال انتشار

1401

تعداد صفحه

448

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

ویژگی

شابک 9786220109938
5
2 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

2 دیدگاه برای مارادونا

پاکسازی فیلتر
  1. علی

    شاه‌کار گیم بالاگه نویسنده و روزنامه‌نگار کاربلد در کتاب مارادونا مانند افسانه‌ی پریان می‌ماند. افسانه‌ای که حتی با وجود مرگ قهرمان‌اش مخاطب را رها نخواهدکرد. بالاگه در صفحه‌های آخر این کتاب، مرگ دیگو را چنین روایت می‌کند؛ بالاخره خلاص شده‌بود و دیگر لازم نبود بارِ دیه‌گو آرماندو مارادونا‌بودن را به دوش بکشد. کل کتاب بالاگه انگار روایت همین بار است. از تولد اسطوره در محله‌ای فقیرنشین و زمانه‌ای اسیر کودتاها و کشتارهای دیکتاتورهای آرژانتینی تا وقتی که قلب او در شصت سالگی دو برابر وزن یک قلب معمولی بود و بیمار.

  2. بهنام مؤمنی (این محصول را خرید کرده است.)

    شورش علیه دیکتاتورها، خدای فقرا شدن، رهبر و قدیس مردمانی زخم‌خورده شده، رشد کردن از دل کثیفی و زشتی و فقر و رسیدن به بالاترین جای جهان. همۀ این‌ها یعنی مارادونا و گیم بالاگه، که از بهترین خبرنگاران جهان است. این کتاب از بهترین کتاب‌های ورزشی است، خصوصاً برای عشاق سینه‌چاک فوتبال.

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
168,300 تومان 158,400 تومان 148,500 تومان 138,600 تومان
شناسه محصول: 62955 دسته: , برچسب: , , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

سال‌ها بعد که موادمخدر جزء لاینفک زندگی مارادونا شد، راندازو هم معمولاً همراهش بود. او به دیه‌گو بورینسکی گفت: «هربار که اسم موادمخدر می‌آید، همه من و دیه‌گو را نشان می‌دهند، اما هیچ‌کس نمی‌گوید وقتی هفده هجده‌ساله بودیم، دکترها در خوابگاه به ما و خیلی‌های دیگر دارو تزریق می‌کردند تا بتوانیم بازی کنیم. روزی که یکی از دوستان به من کوکایین تعارف کرد، با خودم گفتم: “این جلوِ آن داروها هیچ است.” و این‌طوری بود که گرفتارش شدیم.»

قبل از این‌که کوپولا در انتقال دیه‌گو به بوکا جونیورز نقشی داشته باشد، راندازو بود که مارادونا را با این کارمند بانک آشنا کرد و به قول خودش «انگار یک زوج را به هم رسانده بود.» راندازو، متولد محلهٔ لا بوکا و یکی دیگر از بازیکنانی که طی قرارداد مارادونا به آرژنتینوس ملحق شدند، ماجرا را این‌گونه برای ال گرافیکو تعریف می‌کند: «یک روز با هم رفته بودیم که برای یک بازی ویدیویی جدید به اسم فلیپر جت، فیلم تبلیغاتی ضبط کنیم. بعدش دیه‌گو دعوتم کرد برویم به آپارتمانش. عصر بود و وقتی بالا رفتم کُلی دختر آن‌جا بودند.»

او به دیه‌گو بورینسکی از ال گرافیکو گفت: «من و دیه‌گو بعد از این انتقال بارها همدیگر را در آپارتمانش در خیابان سانتافه ملاقات کردیم. درست در طبقهٔ پایین، باشگاه شبانه‌ای به اسم دووِر بود. از آن پایین زن‌ها را می‌بردیم خانه. گی‌یرمو کوپولا و کارلیتوس راندازو هم بودند. مثل یک گروه راک‌اندرول مدام در رفت‌وآمد بودند و بلد بودند چه‌جوری مهمانی بگیرند.»

دیه‌گو دوست داشت به کاباره و تئاترهای موزیکال برود و بدش نمی‌آمد که کنار خواننده‌های معروفِ زن دیده شود. تصاویر او هنگام خروج از رستوران‌های مشهور و ملاقات با بازیگران، سیاست‌مداران و تاجران مطرح ماندگار شده است. به فراخور سبک زندگی تازه‌اش آپارتمانی در شمال بوئنوس‌آیرس اجاره کرد تا با دوستانش و سایر فوتبالیست‌ها معاشرت کند، از جمله کارلوس سالیناس، یکی از بازیکن‌هایی که در حکم بخشی از انتقال دیه‌گو با آرژنتینوس جونیورز معاوضه شده بود.

هفته‌نامهٔ سوموس در گزارشی دارایی‌های مارادونا را منتشر کرد: دو مرسدس بنز با راننده، یک ب‌ام‌و، یک فورد تانوس مشکی، یک خانه در خیابان کانتیلو به ارزش هشتصدهزار دلار و یکی دیگر در خیابان لاسکانو، یک قطعه زمین در شهر مورنو در استان بوئنوس‌آیرس و دفتر شرکت فیلم‌سازی مارادونا که در ساختمانی مجلل در مرکز شهر واقع شده بود. در گزارش این مجله آمده بود: «او چهل جفت کفش و پنجاه دست پیراهن ایتالیایی دارد و عطر پاکو رابان می‌زند.»

روبرتو موزو، رکورددار تعداد بازی برای بوکا، به دیه‌گو بورینسکی، خبرنگار ال گرافیکو، می‌گوید: «دیه‌گو شنبه‌شب‌ها ب‌ام‌و خودش را به من قرض می‌داد که (به شهری در استان بوئنوس‌آیرس) بروم تا روزنامهٔ لا رازون بخرم. فردای روزی که این روزنامه را خریدیم بازی را بردیم و از آن به بعد این کار به یک رسم خرافی تبدیل شد.»