آن بیست و سه نفر
آن بیست و سه نفر قیمت اصلی: 645,000 تومان بود.قیمت فعلی: 520,000 تومان.
بازگشت به محصولات
رسول مولتان
رسول مولتان قیمت اصلی: 395,000 تومان بود.قیمت فعلی: 276,500 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور

فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور

قیمت اصلی: 625,000 تومان بود.قیمت فعلی: 437,500 تومان.

(دیدگاه کاربر 13)
قیمت پشت جلد:625,000 تومان
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

بیستم

سال انتشار

1394

تعداد صفحه

354

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 625,000 تومان بود.قیمت فعلی: 437,500 تومان.

فقط 5 عدد در انبار موجود است

torobpay
هر قسط با ترب‌پی: 109,375 تومان
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
QR Code
قیمت پشت جلد:625,000 تومان

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

«فرنگیس» شامل خاطرات فرنگیس حیدرپور متولد سال 1341 در روستای اوازین است. او در حمله نظامیان عراقی به روستای محل سکونتش با یک تبر از خود در برابر سربازان ارتش بعث عراق دفاع کرد.

در سال 1359 پس از حمله عراق به روستای اوازین، مردم به دره های اطراف فرار می کنند. فرنگیس که در آن زمان 18 سال داشت شب هنگام همراه برادر و پدرش جهت تهیه غذا به روستا باز می گردند. اما در طول راه پدر و برادر فرنگیس ضمن درگیری با عوامل عراقی کشته می شوند و فرنگیس در پی برخورد با دو سرباز عراقی بدون داشتن سلاح گرم، با تبر پدرش با سربازان درگیر شده، یکی را کشته و دیگری را با تمام تجهیزات جنگی اسیر می کند و به مقر فرماندهی ارتش ایران تحویل می دهد.

همچنین رهبر انقلاب در سفرشان به کرمانشاه به این بانوی بزرگ اشاره کرده بودند و بر ثبت خاطراتش تاکید داشتند.

از کتاب:

پرسید: “میخواهی از اینجا برویم؟ به شهر برویم یا ..” با ناراحتی نگاهش کردم و گفتم :”یعنی تو دلت می آید خانه مان را بدهیم دست عراقی ها و برویم ؟ ” بلند شد و توی تاریکی شب ، به ستاره ها نگاه کرد و گفت “:جنگ وحشتناک است .کشته می شوی ، یا خدای نکرده اگر به دست دشمن بیفتی …” رفتم کنارش نشستم و من هم مثل او سر بالا بردم و چشم دوختم و به ستاره ها گفتم :”یادت باشد آخرین نفری که از این روستا برود ، من هستم .برای من ، فرار کردن یعنی مردن . از من نخواه راحت فرار کنم.یادت باشد من فرنگیسم درست است زنم، اما مثل یک مرد می جنگم. من نمیترسم .میفهمی ؟ متن یادداشت رهبر معظم انقلاب بر کتاب فرنگیس: بسم الله الرّحمن الرّحیم «بخش ناگفته و بااهمّیّتی از حوادث دوران دفاع را به مناسبت شرح حال این بانوی شجاع و فداکار، در این کتاب می‌توان دید. بانو فرنگیس دلاور با همان روحیّه‌ی استوار و پُرقدرت، و با زبان صادق و صمیمی یک روستایی، و با عواطف و احساسات رقیق و لطیف یک زن، با ما سخن گفته و منطقه‌ی ناشناخته و مهمّی از جغرافیای جنگ تحمیلی را با جزئیّاتش به ما نشان داده است. ما از روستاهای مرزی در دوران جنگ و مصائب فراوان آنان و آوارگی‌ها و گرسنگی‌ها و خسارت‌های مادّی و ویرانی‌ها و داغ عزیزان آنها، هرگز به این وضوح و تفصیلی که در این روایت صادقانه آمده است، خبر نداشتیم؛ و نیز از فداکاری جوانان آنان که در شمار اوّلین شتابندگان به مقابله با دشمن مهاجم بودند. ماجرای قتل و اسارت دشمن به دست این بانوی دلاور هم که خود یک داستان مستقل و استثنائی است که نظیر آن فقط در سوسنگرد، در همان اوان، اتّفاق افتاده بود. بانو فرنگیس را باید بزرگ داشت و از نویسنده‌ی کتاب -خانم فتّاحی- به‌خاطر قلم روان و شیوا و هنر مصاحبه‌گیری و خاطره‌نویسی، باید بسیار تشکّر کرد

وزن 400 گرم
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

بیستم

سال انتشار

1394

تعداد صفحه

354

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

4.8
13 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
5
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
5
محتوای مفید و آموزنده
5

13 دیدگاه برای فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور

پاکسازی فیلتر
  1. فهیمه

    کتاب بیان روان و صمیمی دارد
    و روایت بانویی روستایی ست که در سال های جنگ
    با سختی های گوناگون مواجه می شود
    ولی مقاومتی مثال زدنی دارد
    ایشان در زمان حضور نظامیان عراق در خاک ایران
    و روستای محل زندگیشان ، درحالی که تنها و بدون اسلحه
    بوده اند با دو نظامی مواجه می شود
    یکی را به درک واصل کرده و دیگری را اسیر می گیرد
    این شجاعت اسطوره ای ماندگار از این بانوی شیردل ساخته
    این کتاب مناسب گروه سنی جوان و بزرگساله
    پیشنهاد می کنم مطالعه شود

  2. ملیحه

    فووووق العاده هست این کتاب واقعا شجاعت شیر زنان مارو به خوبی ترسیم کردن

  3. وجیهه

    هنوز موفق به خوندنش نشدم، اما از قبل از سفارش کلی ذوق داشتم براش. پیشنهاد میکنم.

  4. علی

    کتاب خوبی از جهت معرفی فضا و شرایط اجتماعی اقتصادی سالهای جنگ و مردم شهرهای مرزی درگیر، صبوری و مقاومت به تمام معنای مردم بود. داستان کتاب بسیار جالب و متن روانی هم داره

  5. علی

    بسیار بسیار عالی بود. باید هم به شیرزن کرمانشاهی احسنت وهزاران آفرین گفت هم به نویسنده کتاب که او هم یک قهرمان به تمام معنا می‌باشد همین که توانسته خاطرات خانم فرنگیس را جمع آوری و به رشته تحریر در آورد کار خیلی بزرگی انجام داده آرزوی سلامتی و سعادتمندی برای هردو دارم

  6. محمد امین

    داستان شیرزنان غیرتمند ایرانی را به خوبی توصیف کرد

  7. motaharehebrahimzadeh1376

    واقعا کتاب خوبی بود. داستانش رو دوست داشتم. قلم نویسنده خیلی خوب بود و می‌توانستم با قهرمان داستان همراه بشوم.

  8. علی

    فرنگیس، نمونه‌ای بی نظیر از زنان این آب و خاک است که همچون رزمنده‌ای شجاع و دلاور اما با دست خالی و قلبی آکنده از ایمان و توکل به خداوند، در مقابل دشمن نامرد و بی رحم بعثی میایستد و چه شجاعانه حق شان را کف دستشان می‌گذارد که روی مردانِ مردِ روزگار را سفید می‌کند.

  9. خانم

    کتابی خواندنی

  10. فاطمه

    این کتاب رو خیلی دوست داشتم، متن روان و پرکششی داشت، و داستان بسیار جذاب بود…

  11. فاطمه سادات (این محصول را خرید کرده است.)

    خواندن خاطرات افرادی که جنگ را تجربه کرده اند جذاب است اما خواندن خاطرات بانوان جذابیتی دو چندان دارد.
    فرنگیس نماد یک بانوی واقعی ایرانی است.

  12. لیبل "خریدار محصول" batool.c (این محصول را خرید کرده است.)

    کتاب خیلی خوبی بود و متن راحت و روانی داشت.
    دومین کتابی هست که در مورد خاطرات یک شیر زن میخونم و اولیش هم کتاب فوق العاده تنها گریه کن بود که شدیدا اون رو به مخاطبین پیشنهاد میدم.
    کتاب فرنگیس پر از اتفاقات بود ، حتی جایی که نفس راحت میکشید و فکر میکنید تمام شد ، دوباره یک اتفاق دیگه میوفته.
    اراده و همت و یک دندگیه فرنگیس برام خیلی جالب بود ، توی اون شرایط با تمام اتفاقات باز هم دست به کار میشد و بسم الله میگفت و شروع می کرد.
    از این شیر زن ها توی دنیا و مخصوصا توی ایران عزیز خیلی زیادن.

  13. اریحا

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    عالی، نمونه ی یک زن شجاع و صبور روستایی

دیدگاه خود را بنویسید

کتاب های مرتبط

کتاب های مرتبط با "فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور"
جاده های سربی

50,000 تومان

-17%
سفر به روزهای جنگ

قیمت اصلی: 120,000 تومان بود.قیمت فعلی: 100,000 تومان.

-29%
مربع های قرمز

قیمت اصلی: 350,000 تومان بود.قیمت فعلی: 250,000 تومان.

-25%
پوتین قرمز ها

قیمت اصلی: 395,000 تومان بود.قیمت فعلی: 295,000 تومان.

-21%
وقتی مهتاب گم شد

قیمت اصلی: 945,000 تومان بود.قیمت فعلی: 750,000 تومان.

-19%
آن بیست و سه نفر

قیمت اصلی: 645,000 تومان بود.قیمت فعلی: 520,000 تومان.

-23%
دا: خاطرات سیده زهرا حسینی

قیمت اصلی: 1,200,000 تومان بود.قیمت فعلی: 920,000 تومان.

-30%
برادر رحی

قیمت اصلی: 170,000 تومان بود.قیمت فعلی: 119,000 تومان.

-19%
ایران شهر 1

قیمت اصلی: 420,000 تومان بود.قیمت فعلی: 340,000 تومان.

-20%
هنر اهل بیت

قیمت اصلی: 270,000 تومان بود.قیمت فعلی: 216,000 تومان.

یاد یاران

100,000 تومان

-20%
دختر شینا

قیمت اصلی: 375,000 تومان بود.قیمت فعلی: 300,000 تومان.

بریده هایی از کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور

اگر کتاب "فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

شوهرم، بی‌خیالِ آن همه هیاهو، رفت سرِ زمین مردم کارگری. هر چقدر گفتم نرو، گفت: «فرنگیس، اگر نروم، بدون نان و غذا می‌مانیم.»

بعضی از بمب‌ها، پنج تا پنج تا زمین می‌خوردند. تعجب کردم که این چه جور بمبی است. دایی‌ام می‌گفت: «به این بمب‌ها می‌گویند خمسه خمسه

بعد با یک دنیا غرور ادامه داد: «امشب گیلان‌غرب و مردم روستاهایش سرفراز شدند. بنازم به غیرت مردمانمان. مردم همه تفنگ دستشان گرفته‌اند و دارند می‌جنگند.» پرسیدم: «تفنگ‌ها را از کجا آورده‌اند؟» دایی‌ام پا شد و تفنگش را دست گرفت و گفت: «مردم دار و ندارشان را آورده‌اند وسط. سپاه هم درِ اسلحه‌خانه‌اش را باز کرده. به همۀ نیروهای مردمی ‌تفنگ و مهمات داده‌اند. به امید خدا، همۀ سربازهاشان را عقب می‌رانیم.»

تبر را دو دستی گرفتم. جلو رفتم. دهانم خشک شده بود. تبر را توی دستم فشار دادم و بالا بردم. سرباز ‌عراقی، پشتش به من بود. آن یکی حواسش جای دیگری بود. دو تایی، خوش بودند برای خودشان. سربازِ پاپتی، توی آب چشمه ایستاده بود. همین که خواست به طرفم برگردد، تبر را بالا بردم و با تمام قوت پایین آوردم.

شنیدم یکی از زن‌ها پشت سرم ‌گفت: «نگاه کن، انگار نه انگار یک آدم را کشته. ببین چقدر راحت برنج را هم می‌زند!»

شروع کردند به شوخی با قهرمان. داد و فریاد می‌زدند و سعی می‌کردند سر به سرش بگذارند. قهرمان خندید و گفت: «نمی‌ترسم، فقط دارم می‌گویم که من رفتنی‌ام.»