این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
شاهد 8
شاهد 8
36,000 تومان
خاطرات شهید مدافع حرم حبیب الله (بهمن) قنبری به روایت شهید
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
142 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
36,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
گاهی وقتی نقشه را پهن می کردیم و قطب نما را روی کالک می گذاشتیم تا منطقه را توجیه کنیم. از شدت انفجارها قطب نما هم سرگیجه می گرفت و هی عقربه هایش دور خودشان می چرخیدند و می چرخیدند. باید قبل از اینکه نقشه را پهن کنیم دورو بر و زیر نقشه را پاک سازی می کردیم از تیر و ترکش همیشه بعد از هر عملیاتی، از بیست ـ سی نفر دیدبان ما، پنج ـ شش نفر بیشتر زنده نمی ماندند. همه شهید می شدند. عین گردانی که بعد از عملیات به گروهان تبدیل می شد. اکثر بچه های ما از سر تیر می خوردند.
| وزن | 170 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
142 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
2 دیدگاه برای شاهد 8
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- فاطمه سادات افقه
- راضیه تجار
- زینب مولایی
- زهرا اسعد بلند دوست
- علی اصغر عزتی پاک
- فاطمه سلیمانی ازندریانی
- مریم قربان زاده
- محمد محمودی نور آبادی
- لیلا نظری گیلانده
- مهدی باتقوا
- فاطمه رهبر
- مصیب معصومیان
- 74115
بریده هایی از کتاب شاهد 8
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
با ارسال بریده کتاب، سکه دریافت کنید!









علی –
کتاب خاطرات شهید مدافع حرم حبیب الله(بهمن)قنبری نوشته حسین شیردل هست. انسان با اخلاص و پرتلاشی است که تمام ۸ سال دفاع مقدس را با گوشت و پوستش خود درک کرده است
علی –
بهاتفاق برادر غلامپور رفتیم به موقعیت دیدبانی او، به «شاهد ۸». این بار او را بیشتر و عمیقتر دیدم. احساس کردم شباهتهایی بین او و شهید نعیمی پیدا کردهام. چقدر آرامش و مهربانیشان شبیه هم بود. بهمن هم از جانبازان جنگ بود و زخم و خون و خاطره را بر تن به یادگار داشت.