شازده کوچولو
شازده کوچولو قیمت اصلی: 125,000 تومان بود.قیمت فعلی: 100,000 تومان.
بازگشت به محصولات
شوشو
شوشو (داستان نوجوان) قیمت اصلی: 50,000 تومان بود.قیمت فعلی: 40,000 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

زیبای رانده شده (زندگی موسی مبرقع، فرزند امام جواد ع)

زیبای رانده شده (زندگی موسی مبرقع، فرزند امام جواد ع)

قیمت اصلی: 160,000 تومان بود.قیمت فعلی: 128,000 تومان.

(دیدگاه کاربر 27)
قیمت پشت جلد:160,000 تومان
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-20 21-50 51-100 101+
128,000 تومان 120,000 تومان 112,000 تومان 104,000 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 160,000 تومان بود.قیمت فعلی: 128,000 تومان.

فقط 3 عدد در انبار موجود است

QR Code
قیمت پشت جلد:160,000 تومان

با خرید این محصول 13 سکه معادل 2,560 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

رمان «زیبای رانده شده» اثر سید سعید هاشمی رمان بلندی درباره یکی از شخصیت‌های برجسته تاریخ است که عمرش را در سفر و مبارزه گذراند. امامزاده «موسی مبرقع»، فرزند امام جواد است که در کتاب‌های ادبی و تاریخی مغفول مانده است.

این رمان غیر از اینکه شخصیت مبارز و خستگی‌ناپذیر او را به مخاطب معرفی می‌کند، فضای اجتماعی و سیاسی قرن دوم هجری را نیز که فضایی امنیتی و دلهره‌آور است به او می‌نمایاند. این رمان داستانی پرفراز و نشیب از ایران در قرن دوم هجری را روایت می‌کند.

سید سعید هاشمی

سید سعید هاشمی؛ زادۀ 6 بهمن ماه 1353.

از کودکی بنا به علاقه ای که به مطالعه داشت وقتی برادران بزرگ ترش مجلۀ «کیهان بچه ها» را می خریدند به خانه می آوردند او هم شروع به خواندن مجله می کرد و پس از آن هم مجلۀ «سروش نوجوان» را خودش می خرید و می خواند و از همان زمان بود که با نویسندگان ادبیات و داستان کودک آشنا شد.

معرفی بیشتر


او اولین بار در 12 سالگی شعری برای شهدای جنگ تحمیلی گفت و چند سال بعد هم اولین داستانش را نوشت و در 18 سالگی وارد تحریریۀ مجلۀ «سلام بچه ها» شد و به شکل حرفه ای تر و مستمرتری به کار نوشتن پرداخت.

هاشمی در سال 1378 ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند به نام های پرگل، پانیذ و پارسا است.

او مدتی مجوز یک مجلۀ طنز به نام «لوبیای سحرآمیز» را گرفت و پس از انتشار چند شماره از آن بنا به دلایلی دیگر ادامه پیدا نکرد و این روزها به عنوان سردبیر مجلۀ «سلام بچه ها» فعالیت می کند که مؤسس آن یعنی عبدالله حسن زاده نقش زیادی در باز کردن راه و پیشرفت در مسیر نویسندگی برای او داشته است.

طنزهایش را بیشتر می پسندد و در میان آثار خود رمان طنز «پادشاه نصفه دماغ» را که رمان حجیمی است بیشتر مورد توجه اوست. در میان نویسندگان دیگر هم از خارجی ها رولد دال، لوئیس لوری و مارک تواین و از ایرانی ها هم محمدرضا سرشار، شهرام شفیعی و فرهاد حسن زاده در سلیقۀ او هستند.
سعید هاشمی دفتر شعری هم دارد به نام «فصلی پُر از شعر و گیلاس» که در سال 1378 برگزیدۀ جشنوارۀ کانون پرورشی فکری کودکان شد.

وی علاوه بر نویسندگی سابقۀ چند سال تدریس در دانشگاه ها و مدارس و داوری جشنواره ها را در کارنامۀ خود دارد ولی نوشتن علاقۀ اول و آخر اوست.

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-20 21-50 51-100 101+
128,000 تومان 120,000 تومان 112,000 تومان 104,000 تومان
شناسه محصول: 18091 دسته: , , , , برچسب: , , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

وقتی ما اهل‌بیت هدیه‌ای به کسی بدهیم، آن را پس نمی‌گیریم

مولایم علی‌بن‌موسی‌الرضا فرموده‌اند: حمام مزاج آدم را معتدل می‌کند و پلیدی را برطرف می‌کند.

من برای پول به اینجا نیامده‌ام که حالا با این پول از اینجا بروم. بعد هم خودتان خوب می‌دانید که مردم قم هیچ ایرادی ندارند. آن‌ها تا حالا حسابی مهمان‌نواز و مردم‌دوست بوده‌اند. اگر مردم قم آدم‌های بدی بودند، بانویم معصومه به اینجا نمی‌آمد

برادر بزرگ‌ترش، هادی گفت: من شمشیری می‌خواهم که چون آتش شعله‌ور است. آقاموسی در عالم کودکی با خودش فکر کرد برادرم شمشیر را برای چه می‌خواهد؟ اما فکرش به جایی قد نداد. خودش به بابا گفت: من یک اسبِ سواری می‌خواهم. او نمی‌دانست که در آن سنّ‌وسال، اسب را برای چه می‌خواست، اما حالا که زندگی‌اش شده بود سفر و جاده و بیابان، فهمید که تصمیمش خیلی هم بی‌راه نبوده. یادش آمد که با این حرفش بابا خندید و گفت: ابوالحسن به من شباهت دارد و موسی به مادرش. بابا رفت، اما دیگر برنگشت تا برای داداش شمشیر بیاورد و برای او اسب. شش‌سالگی آخرین دیدار آقاموسی با بابا بود

بعضی از دوستانش هم از این بذل و بخشش او دل خوشی ندارند و قبل از ازدواج ما اجازه نمی‌دادند که هرکسی با او دیدار داشته باشد. حتی برای خانهٔ او در دیگری گذاشته بودند تا او از در اصلی رفت‌وآمد نکند، اما گویا علی‌بن‌موسی از این ماجرا باخبر شده بود و از خراسان، نامه‌ای به او نوشته بود. گفته بود: به حرف کسانی که به تو می‌گویند از در اصلی رفت‌وآمد نکن، گوش نده. این به دلیل خسیس بودن آن‌هاست. آن‌ها می‌ترسند از او خیری به دیگران برسد. در نامه‌اش نوشته بود: هروقت می‌خواهی از خانه خارج شوی، مقداری سکهٔ طلا و نقره با خودت داشته باش. هرکس از تو چیزی خواست، به او بده.

پدرم را از مدینه به بغداد کشاند. نگذاشت آب خوش از گلویش پایین برود. مرا هم از شهرم بیرون کشید. از زن و بچه‌ام جدا کرد