انگار خودم نیستم
انگار خودم نیستم قیمت اصلی: 150,000 تومان بود.قیمت فعلی: 127,500 تومان.
بازگشت به محصولات
تازه عروس
تازه عروس قیمت اصلی: 39,000 تومان بود.قیمت فعلی: 33,150 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

دالان بهشت

دالان بهشت

قیمت اصلی: 230,000 تومان بود.قیمت فعلی: 195,500 تومان.

(دیدگاه کاربر 4)
قیمت پشت جلد:230,000 تومان
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

پنجاه و ششم

سال انتشار

1400

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
195,500 تومان 184,000 تومان 172,500 تومان 161,000 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 230,000 تومان بود.قیمت فعلی: 195,500 تومان.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

QR Code
قیمت پشت جلد:230,000 تومان

با خرید این محصول 20 سکه معادل 3,910 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

از پرفروش‌ترین‌ رمان‌های‌ ایرانی‌. داستان‌ زندگی‌ دختری‌ که‌ بنابه‌ تصمیم‌ والدینش‌ ازدواج‌ می‌کند، خیلی‌ زود شکست‌ می‌خورد و… خدایا چقدر نفهم‌ و کودن‌ بودم‌ که‌ درک‌ نمی‌کردم‌. حس‌ حسادت‌ زنانه‌ کجا و غیرت‌ و تعصب‌ مردانه‌ کجا! حتی‌ مهلت‌ نشد چشم‌هایش‌ را ببینم‌، سیلی‌اش‌ چنان‌ سخت‌ و محکم‌ و آنی‌، مثل‌ برِ توی‌ صورتم‌ خورد که‌ هیچ‌ چیز ندیدم‌. پسر یا دختر کدام‌ مقصرند؟ و آیا این‌ پرسش‌ از ریشه‌ اشتباه‌ نیست‌؟ پسر جوانی‌ تحصیل‌ کرده‌ است‌، زندگی‌ اجتماعی‌ موفقی‌ دارد و رفتارهایش‌ توسط‌ هر دو خانواده‌ تأیید می‌شود. دختر اما بی‌تجربه‌ است‌، از پشت‌ میز مدرسه‌ و از بازی‌ کودکانه‌ به‌ جایی‌ پرتاب‌ شده‌ است‌ که‌ نمی‌شناسدش‌ و بزرگ‌ترها زندگی‌ زناشویی‌اش‌ می‌خوانند. همه‌ چیز علیه‌ دختر است‌. نویسنده‌ اما به‌ یاری‌ سطرهای‌ نانوشته‌اش‌ چیز دیگری‌ را به‌ تصویر می‌کشد. سپیدخوانی‌ها از به‌ مسلخ‌ بردن‌ یک‌ قربانی‌ حکایت‌ می‌کنند. نازی‌ صفوی‌، ٣٨ سال‌ دارد، ذاتاً نویسنده‌ است‌ و در آثارش‌ بیش‌ از هر چیز به‌ زنان‌ می‌پردازد. به‌ زنان‌ و آزادی‌های‌ بدیهی‌ اما به‌ کسوت‌ آرزو درآمده‌شان‌.

وزن 425 گرم
ابعاد 14 × 21 × 1 سانتیمتر
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

پنجاه و ششم

سال انتشار

1400

تعداد صفحه

448

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

شابک 9789643112134
5
4 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

4 دیدگاه برای دالان بهشت

پاکسازی فیلتر
  1. کبری

    یکی از قشنگترین کتابهایی که خوندم فضای دوست داشتنی داشت و خیلی زیبا بود

  2. نجمه

    رمان خوبیه و تجربیات خوبی رو در اختیار خواننده قرار می دهد.

  3. مصطفی

    یک رمان خوب و آموزنده

  4. خانم (این محصول را خرید کرده است.)

    داستان زیبایی داره شیرین و پند آموز

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
195,500 تومان 184,000 تومان 172,500 تومان 161,000 تومان
شناسه محصول: 33074 دسته: , برچسب: , , , , , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

ایستاد. رویش را برگرداند و دهانش را باز کرد، ولی آنچه نباید شود، شده بود. اختیارم را از دست داده بودم. فکر کردم، حالا که دارد می‌رود، بگذار لااقل حرف‌هایم را بزنم. این‌بار دیگر زیر آوار نمی‌مانم. فریاد می‌زدم و خودم نمی‌فهمیدم چه جوری تمام حرص و غصه‌ام را بیرون ریختم. من یه بچه بودم. فقط شونزده سالم بود. تو برام از محبت گفتی. از عشق گفتی و اینکه دوستم داری. منو از عالم بچگی کشیدی بیرون. بهترین سال‌های عمرمو با حرف‌هایی پر کردی که بقیه زندگیمو به آتیش کشید. دیگه نه بچه بودم نه دختر، نه یه زن، می فهمی؟! نه، نمی‌فهمی. نمی‌فهمی چقدر سخته بهترین سال‌های عمرت، یکی مدام توی گوشت بگه که عزیزی، تو رو با بندبند وجود به خودش وابسته کنه، بعد مثل یه آشغال بندازه دور، بیچاره و تنها با دردی توی دلت که برای هیچ‌کس نتونی بگی. فکر کردی خیلی مردی که به همه گفتی من گفتم، نه؟! نه، محمد آقا، مردونگی این بود که وایسی ببینی با خود من چه کار کردی؟! خیلی برات مهمه

ایستاد. رویش را برگرداند و دهانش را باز کرد، ولی آنچه نباید شود، شده بود. اختیارم را از دست داده بودم. فکر کردم، حالا که دارد می‌رود، بگذار لااقل حرف‌هایم را بزنم. این‌بار دیگر زیر آوار نمی‌مانم. فریاد می‌زدم و خودم نمی‌فهمیدم چه جوری تمام حرص و غصه‌ام را بیرون ریختم. من یه بچه بودم. فقط شونزده سالم بود. تو برام از محبت گفتی. از عشق گفتی و اینکه دوستم داری. منو از عالم بچگی کشیدی بیرون. بهترین سال‌های عمرمو با حرف‌هایی پر کردی که بقیه زندگیمو به آتیش کشید. دیگه نه بچه بودم نه دختر، نه یه زن، می فهمی؟! نه، نمی‌فهمی. نمی‌فهمی چقدر سخته بهترین سال‌های عمرت، یکی مدام توی گوشت بگه که عزیزی، تو رو با بندبند وجود به خودش وابسته کنه، بعد مثل یه آشغال بندازه دور، بیچاره و تنها با دردی توی دلت که برای هیچ‌کس نتونی بگی. فکر کردی خیلی مردی که به همه گفتی من گفتم، نه؟! نه، محمد آقا، مردونگی این بود که وایسی ببینی با خود من چه کار کردی؟!