مزرعه حیوانات
مزرعه حیوانات قیمت اصلی: 100,000 تومان بود.قیمت فعلی: 85,000 تومان.
بازگشت به محصولات
من عاشقم
من عاشقم قیمت اصلی: 118,000 تومان بود.قیمت فعلی: 100,300 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

بیگانه

بیگانه

قیمت اصلی: 70,000 تومان بود.قیمت فعلی: 59,500 تومان.

(دیدگاه کاربر 4)
قیمت پشت جلد:70,000 تومان
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

،

قطع کتاب

نوبت چاپ

سی و یکم

سال انتشار

1388

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
59,500 تومان 56,000 تومان 52,500 تومان 49,000 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 70,000 تومان بود.قیمت فعلی: 59,500 تومان.

در انبار موجود نمی باشد

QR Code
قیمت پشت جلد:70,000 تومان

با خرید این محصول 6 سکه معادل 1,190 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

کتاب بیگانه، اثر نویسنده ی فرانسوی، آلبر کامو بوده و در سال 1942 انتشار یافته است. از پس زمینه و جان مایه ی رمان بیگانه ، اغلب به عنوان مثالی از فلسفه ی ابزورد و هستی گرایانه ی کامو یاد شده است؛ گرچه خود او، اگزیستانسیال بودن این اثر را رد کرده است.
شخصیت اصلی کتاب، یک مرد فرانسوی/الجزایری بی تفاوت به نام مورسو است که با عباراتی چون «شهروند رام شده ی فرانسه در آفریقای شمالی» و «مرد مدیترانه ای» توصیف شده است؛ هرچند مورسو به ندرت از فرهنگ سنتی مدیترانه بویی برده و در آن سهیم می شود. او در مراسم خاک سپاری مادرش حضور می یابد و چند روز بعد، مردی عرب را که درگیر تنازعی با یکی از دوستانش بوده، در الجزیره ی تحت اشغال فرانسوی ها به قتل می رساند. مورسو محاکمه و به اعدام محکوم می شود. داستان به دو بخش قبل و بعد از قتل تقسیم شده و به صورت اول شخص، توسط شخصیت اصلی روایت می شود.
داستان بیگانه، معروف‌ترین اثر آلبر کامو، حداقل به‌ظاهر داستانی ساده و بدون پیچیدگی است. مورسو، کارمندی در الجزیره، تلگرامی دریافت می‌کند که خبر از مرگ مادرش در خانه‌ی سالمندان می‌دهد. دو روز مرخصی می‌گیرد، به مراسم تشییع جنازه و تدفین می‌رود و به الجزیره بازمی‌گردد. در ادامه مورسو تصادفاً در ماجرای نامطبوع و کثیف همسایه‌اش درگیر می‌شود و تحت فشار شدید شرایط بیرونی اقدامی می‌کند که عواقبش چشم مورسو را بر بُعد تازه‌ای از زندگی می‌گشاید. مورسو در طی داستان سرانجام درمی‌یابد که هستی شادی است. بی‌اعتنایی او به مناظر و بوهای جهان به عشقی آگاهانه بدل می‌شود و تسلیم و رضای منفعلانه‌ی او در برابر ستمی که بر انسان‌ها می‌رود جای خود را به طغیانی پرشور علیه مرگ و به احساس برادری انسانی می‌دهد.
مورسو، راوی داستان خویشتن است. حكایت بسیار حساب‌شده او شامل دو قسمت است كه به طور محسوسی هم در لحن و هم در محتوا با هم متفاوت‌اند. در قسمت اول، مورسو، با ظاهری حاكی از لاقیدی كامل زندگی روزمره خود را در الجزیره، … شرح می‌دهد. مورسو با لحن راوی بی‌طرف، با جملات پیاپی كه اغلب به ماضی نقلی‌اند، احتیاجات جسم، خستگی، میل به سیگار كشیدن و مشكلاتش را در تحمل گرما قید می‌كند. احساسهایش را ذكر می‌كند و همچنین به ملال یا بی‌تفاوتی‌اش اشاره می‌كند: “برایم فرقی نداشت” یا “تفاوتی نداشت”. نه اعتنایی به تحلیل روان‌شناختی دارد نه به بیان احساساتش. با اینكه رسیدنش را به خانه سالمندان، كه مادرش در آنجا به تازگی مرده است، موشكافانه شرح می‌دهد، ضمن شب‌زنده‌داری در كنار جنازه یا به هنگام تشییع، اندوهی را كه از او انتظار می‌رود نشان نمی‌دهد.

وزن 125 گرم
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

،

قطع کتاب

نوبت چاپ

سی و یکم

سال انتشار

1388

تعداد صفحه

128

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

شابک 9789649971599
4.8
4 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
4
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
4
محتوای مفید و آموزنده
4

4 دیدگاه برای بیگانه

پاکسازی فیلتر
  1. علی

    کتابی هست که پوچ گرایی رو نشون میده و این از اول داستان در نخستین سطرش خودشو نشون میده.

  2. علی

    عالی بود. خیلی عمیق واقعیت هارو نشون میداد و خیلی با معنا و خاص بود.

  3. بهنام مؤمنی (این محصول را خرید کرده است.)

    باتوجه‌به آشنایی دیهیمی با آثار فلسفی، من این ترجمه را یکی از بهترین ترجمه‌های کامو می‌دانم.

  4. حامد

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    کامو شخصیتی را خلق کرده است که حتی مرگ مادرش، کشتن و محکوم به مرگ شدن آرامشش را بهم نزد و اعتقاد داشت که بیهوده زنده است.

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
59,500 تومان 56,000 تومان 52,500 تومان 49,000 تومان
شناسه محصول: 28084 دسته: , برچسب: , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

آن‌وقت، نمی‌دانم چرا، چیزی درونم ترکید. از بیخ گلو با همه‌ی قدرتم فریاد زدم، فحشش دادم، و گفتم لازم نکرده برایم دعا کند. یقه‌ی ردایش را چسبیده بودم. هرچه ته دلم بود و در گلویم گیر کرده بود بیرون می‌ریختم. معجونی بود از شادی و خشم. پس او این‌قدر از هر چیز مطمئن بود؟ این اطمینانش به یک تار موی یک زن هم نمی‌ارزید. حتی نمی‌توانست بداند که زنده است چون مثل مرده‌ها زندگی می‌کرد. شاید به نظر دست من خالی می‌آمد. اما من از خودم مطمئن بودم، مطمئن از همه‌چیز، خیلی مطمئن‌تر از او، مطمئن از زندگی‌ام و مطمئن از مرگم که به‌زودی سراغم می‌آمد. بله، این همه‌ی چیزی بود که داشتم. اما دست‌کم درست همان‌قدر که این زندگی مرا در چنگش داشت من هم این زندگی را در چنگ داشتم. حق داشتم، هنوز هم حق دارم، همیشه حق داشتم.

هیچ‌چیز، هیچ‌چیز اهمیت نداشت و من خوب می‌دانستم چرا، او هم می‌دانست چرا. در تمام این زندگیِ پوچی که سر کرده بودم، از آن تهِ تهِ آینده‌ام، از آن سر سال‌هایی که هنوز نیامده بودند، همیشه یک نَفَس تیره به‌طرفم می‌آمد، نَفَس تیره‌ای که سر راهش هر چیزی را که آن موقع به من وعده می‌دادند بی‌تفاوت می‌کرد، وعده‌هایی برای سال‌هایی که هیچ واقعی‌تر از سال‌هایی نبودند که همین حالا زندگی‌شان می‌کردم. مرگ آدم‌های دیگر یا محبت مادر چه اهمیتی برای من داشت؛ خدای او، زندگی‌هایی که آدم‌ها انتخاب می‌کنند، یا سرنوشتی که برای خودشان رقم می‌زنند چه اهمیتی برای من داشت، وقتی که برای من مسلم بود که همه‌مان همان سرنوشت را داریم، من و میلیاردها آدم‌های بهتر دیگر، که مثل خود او می‌گفتند برادر من هستند؟ نمی‌توانست بفهمد. او هم یک روز محکوم می‌شد. چه اهمیتی داشت اگر او هم متهم به قتل می‌شد و بعد چون سر خاک مادرش گریه نکرده بود اعدام می‌شد؟

دادستان حالا داشت از روح من حرف می‌زد. به آقایان هیئت‌منصفه گفت، روح مرا کاویده و هیچ‌چیز پیدا نکرده. گفت حقیقت این است که من اصلاً روح ندارم، هیچ‌چیز انسانی در وجود من نیست و هیچ‌یک از آن اصول اخلاقی که در دل انسان‌هاست در دل من وجود ندارد.

آدمی که حتی فقط یک روز زندگی کرده باشد می‌تواند صد سال را راحت در زندان بگذراند.

همه‌ی حواسم به آفتاب بود که حس خوبی به من می‌داد. شن‌های ساحل کم‌کم زیر پایمان داغ می‌شدند. چند لحظه‌ای باز جلوی میل شدیدم را برای رفتن توی آب گرفتم، اما دست‌آخر به ماسون گفتم، «بریم؟» و شیرجه زدم توی آب.

زندگی‌ام را که نگاه می‌کردم، دلیلی پیدا نمی‌کردم که از زندگی‌ام ناراضی باشم.