کتاب رنگ در عکاسی
رنگ در عکاسی قیمت اصلی: 275,000 تومان بود.قیمت فعلی: 233,750 تومان.
بازگشت به محصولات
کتاب دوستش داشتم
دوستش داشتم قیمت اصلی: 50,000 تومان بود.قیمت فعلی: 42,500 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

بابانظر

بابانظر

قیمت اصلی: 90,000 تومان بود.قیمت فعلی: 76,500 تومان.

خاطرات شفاهی شهید محمدحسن نظرنژاد

(دیدگاه کاربر 5)
قیمت پشت جلد:90,000 تومان
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

پنجاه و پنجم

سال انتشار

1398

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
76,500 تومان 72,000 تومان 67,500 تومان 63,000 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 90,000 تومان بود.قیمت فعلی: 76,500 تومان.

در انبار موجود نمی باشد

QR Code
قیمت پشت جلد:90,000 تومان

با خرید این محصول 8 سکه معادل 1,530 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

شاید درخشان‏ ترین وجه انقلاب اسلامی ایران سویه انسان‏ ساز و حاکمیت ‏بخش آن به ارزش‏ها و هنجارهای الهی و شیعی باشد از این رو دفاع مقدس به منزله آیینه تمام ‏نمایی از نهضت اسلامی است که توانست آرمان‏های مندرج در ذات انقلاب اسلامی سال 57 را در عمل محقق کرده و در معرض نگاه همگان قرار دهد. بی‏ سبب نیست که تاریخ ‏نگاران عصر جدید بر مطالعه و تحلیل همزمان انقلاب و جنگ تاکید ورزیده و به صراحت عنوان می‏کنند که پدیده دفاع مقدس را باید ثمره ‏ای عالی از شجره طیبه انقلاب دانست و بررسی کرد.
کتاب کم ‏نظیر «بابا نظر» که شرح خاطرات شفاهی شهید محمدحسن نظرنژاد در مصاحبه با حسین بیضایی است سندی روشن و قاطع بر این مدعاست که دریچه تازه ‏ای به برخی زوایای ناشناخته انقلاب و دفاع مقدس گشوده است. مولف در این اثر با گزارشی و زبانی خواندنی از زندگی و مبارزات مردی پرده بر می‏دارد که تعبیر مجسمی از جوانمردی و ایثار بود. این جانباز 95 درصد که با حضوری طولانی و مستمر در جبهه‌های جنگ، در سال 75 به شهادت رسید، ربط و پیوند عمیق دو رویداد عظیم تاریخ معاصر کشور، یعنی انقلاب اسلامی و جنگ را در عرصه عمل و میدان زندگی و مبارزات خویش تحقق بخشید و نام تابناک خودش را در صحیفه ایام به عنوان یکی از اسطورهای جاودان تاریخ معاصر ثبت کرد.
این کتاب تنها درصدد نقل اندیشه‏ های مجرد و بیان صرف خاطرات نیست بلکه آنها را به حقایق قابل لمس و زنده‏ ای تبدیل می‏کند که از دایره تکرار و کلیشه عدول کرده و مخاطب را به سرزمین‏ های تازه‏ ای از احساس و ادراک می‏برد که در نتیجه آن خواننده «بابانظر» را در درون خودش جستجو می‏کند و به دنبال نسبت درونی خودش با او می‏گردد.

وزن 660 گرم
ابعاد 14 × 22 × 1 سانتیمتر
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

پنجاه و پنجم

سال انتشار

1398

تعداد صفحه

520

جلد کتاب

جلد سخت

زبان کتاب

فارسی

4.9
5 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

5 دیدگاه برای بابانظر

پاکسازی فیلتر
  1. محمد مهدی

    پیشنهاد میکنم از دستش ندید

  2. فهیمه

    کتاب خواندنی و زیبایی ست
    متن روانی دارد و خاطراتی را بیان می کند
    که اطلاعات بسیار مفیدی از جنگ تحمیلی می دهد

  3. مهدی

    واقعا کتابی جذاب و همراه با خاطرات واقعی و بدون کلیشه های معمول هستش

  4. علی

    کتاب بابانظر تنها درصدد نقل اندیشه‌های مجرد و بیان صرف خاطرات نیست بلکه آن‌ها را به حقایق قابل لمس و زنده‌ای تبدیل می‌کند که از دایره تکرار و کلیشه عدول کرده و مخاطب را به سرزمین‌های تازه‌ای از احساس و ادراک می‌برد که در نتیجه آن خواننده «بابانظر» را در درون خودش جستجو می‌کند و به دنبال نسبت درونی خودش با او می‌گردد.

  5. فروغ

    کتاب خوب و آموزنده ای هستش
    حداقلش اینه که اطلاعاتمون درباره هشت سال جنگ بالا میره و زوایای پنهان جنگ رو هم درک میکنیم

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
76,500 تومان 72,000 تومان 67,500 تومان 63,000 تومان
شناسه محصول: 71751 دسته: , برچسب: , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

سید رحیم در اولین جلسه دیدارمان، وقتی به همراه سردار محمدزاده از مجموعه تألیفات بنده در مرکز دفاعی امنیتی بازدید می‌کرد گفت: با پشتیبانی چه کسی این همه کار را در آوردی؟ گفتم: هیچ کس، و او خوشحال شد و گفت: این کار، عاقبت دارد

تخم مرغ آب‌پز را توی دهانم گذاشتم و با انگشت فشار دادم که پایین برود. چمران خنده‌اش گرفت و گفت: می‌جویدید بهتر نبود؟! گفتم: این‌طوری زود هضم نمی‌شود. ممکن است تا دو سه روز دیگر غذا گیرم نیاید

دو نفر از خانم‌های امدادگر برای بردن برانکارد من آمدند. هر کاری کردند، نتوانستند آن را بلند کنند. عاقبت خودم بلند شدم، راه افتادم و آن‌ها با برانکارد خالی پشت سر من می‌دویدند و می‌گفتند: برادر، شما نباید تکان بخوری!

عده‌ای راه افتاده بودند و «جاوید شاه» می‌گفتند. پیرمردی که حدود هشتاد سال داشت، نمی‌توانست بگوید جاوید شاه، می‌گفت «چایید شاه

جلوی خانهٔ آیت‌الله مرعشی که رسیدم، دیدم بندهٔ خدایی، دختربچه‌ای را با خودش می‌برد. بچه گریه می‌کرد. دختر خودم بود. گفتم: اخوی، بچّه را کجا پیدا کردی؟ گفت: از صبح شده وبال گردن من! پدر و مادرش دنبالش نیامده‌اند. گفتم: دختر من است

من، پدرم و خانواده‌ام در تظاهرات شرکت می‌کردیم. روز یکشنبهٔ سیاه، جلوی استانداری درگیری شد. دخترم که آن زمان پنج شش ماه بیشتر نداشت، به محض حملهٔ تانک‌ها، از دست خانمم می‌افتد در جوی آب و گم می‌شود