این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
رست خیز
رست خیز
227,000 تومان قیمت اصلی: 227,000 تومان بود.181,600 تومانقیمت فعلی: 181,600 تومان.
[کاشوب 2] : بیست و چهار روایت از روضه هایی که زندگی می کنیم
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
چهارم |
| سال انتشار |
1398 |
| تعداد صفحه |
212 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
227,000 تومان قیمت اصلی: 227,000 تومان بود.181,600 تومانقیمت فعلی: 181,600 تومان.
فقط 2 عدد در انبار موجود است
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 1,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
هر سال غیرِ گریه کن های همیشگی، چند غریبه هم ناشیانه از کنار دیوار روضه و هیئت می آیند تو و با کفش های بلاتکلیف، معذب از نگاه کنجکاو حاضران، گوشه ای یا پشت ستونی خودشان را جا می دهند. هر سال وسط روضه شنوهای حرفه ای که غم و عشق حسین با شیر از مادر گرفتند، شنونده های گذری و ناشناس هم نشسته اند که خلاف تصور صاحب مجلس ها به هوای قیمه نیامده اند، نیازی آن ها را میان کتیبه ها کشانده است. ناشناس های خجالتی، معمولاً گرفتارها و سختی کشیده های آن سال هستند که در زندگی شان گره افتاده، در بن بستی مانده اند یا دردی در جان شان حلقه زده. روضه که شروع می شود غریبه ها زانو در بغل، مات به سخنران زل می زنند و گاهی که توی چشم نیستند آرام و نامطمئن اشک کم جانی می ریزند. پیش از روشن شدن چراغ ها هم می روند. این جستجوگران تازه وارد فکر نمی کنند در عزای حسین شفا می دهند یا گره باز می کنند، آن ها به گزارش این حماسه، به تفصیلِ ماجرای عبور از رنج نیاز دارند. آن ها به طمع با خبر شدن از این غم و بی خبر شدن از عالم آمده اند. رنجی تازه، آن ها را به صاحب رنج بزرگ نزدیک کرده، آمده اند که بدانند مرد چطور از مصیبت گذر کرد. گذارشان به این جا افتاده چون سؤالی دارند که فکر می کنند در روضه برایش جواب پیدا می شود.
کتاب «رستخیز» کتاب این جستجوگران است. رستخیز بیشتر از آن که روایت ارادت های گرم و سنتی به محرم باشد، شرح جستجوی مردمانی است که آمده اند تا بفهمند چطور می شود تشنگی و نیزه و خون مهم نباشد: «کسی مر عقل را گوید کجایی؟»
اشک هایی که از شوق یافتن حقیقت در گوشه چشم جمع می شوند این روزها کم شده اند و رست خیز، روایتِ فروریختن چشم ها در ثانیه روبه رویی با حقیقت است «تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق.»
این کتاب، روایتِ کرامت ها، شفا و معجزه های بزرگ نیست، شرحِ زنده شدن ذره ای از درون انسان در فراخوانِ هر ساله محرم است. داستان شنونده هایی که از مجلس روضه، خرده ای اندیشه، اندکی شهود یا تغییری کوچک غنیمت می برند.
در کتاب «رست خیز» بیست و چهار نفر از اتفاق هایی نوشته اند که نسبت آن ها را با رخداد سال ۶۱ هجری تغییر داده. بیست و چهار نفر از تجربه هایی نوشته اند که در دل این سنت عزا و در همین کوچه ها و تکیه ها شکل گرفته و دریافت و برداشت تازه با خودش آورده. کتاب رست خیز روایت محشر هر ساله است که هنوز هم رستگاری های کوچک و بزرگ می آفریند و ما را نو می کند.
رست خیز، کتاب دوم از مجموعه «کآشوب» است؛ مجموعه ای که بنا دارد اگر خدا بخواهد هر سال از منظری دیگر و آدم هایی دیگر به حال و هوای امروز ما و روضه ها نگاه کند. عادت شیعه به ثبت عاشورا در شکل موزون بوده است. ما اغلب ارتباط خودمان با این حماسه را منظوم شرح کرده ایم و روایتِ منثور و قصه کمتر به این آستان عرضه شده اند. امیدواریم مجموعه کآشوب که کتاب دوم آن الان در دست شماست راهی باشد که نثر فارسی فرصت از دست رفته خودش را باز یابد و همراه شعر و نوحه به درگاه این واقعه پیشکش شود.
| وزن | 230 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
چهارم |
| سال انتشار |
1398 |
| تعداد صفحه |
212 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
3 دیدگاه برای رست خیز
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب های مرتبط
- گروه نویسندگان
- سید علی حسینی خامنه ای
- سید بن طاووس
- سید مهدی شجاعی
- سیدعلی اصغر علوی
- احسان حسینی نسب
- علیرضا نظری خرم
- سید علی اصغر علوی
- 14755
بریده هایی از کتاب رست خیز
اگر کتاب "رست خیز " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- خانم
یک بار حاجآقایی میخواست روی منبر از مجلس ما تعریف کند. مثل روضههای دیگر. روضههای معمولی و متعارف. داشت میگفت «در مجلسی روحانی با مردم شریف و مؤمن…» که یکی از بچههای فامیل آمد وسط و شروع کرد به دویدن و جیغ زدن. دو سه نفر بلند شدند بچه را بگیرند و از پنجره بیندازند بیرون ولی آنقدر خوب جاخالی میداد و فرار میکرد که حدود ده دقیقه حاجآقا داشت صلوات چاق میکرد و آنها هنوز نتوانسته بودند تولهسگ را بگیرند. دست آخر یکی از آنهایی که دنبال بچه افتاده بود، پاش به سیم بلندگو گیر کرد و بلندگو و حاجآقا و منبر زیر حاجآقا را با هم کشید پایین و پخش زمین کرد. ما دستاندرکاران برگزاری روضه وقتی متوجه این خرابکاری شدیم که عمامهٔ حاجآقا از پلهها قل خورد آمد پایین وسط حیاط و همه ناگهان خشکشان زد و از حرکت ایستادند.
- خانم
وقتی رسیدم به خانه دیگر شکسته و درب و داغان نبودم. خوشحال هم نبودم. غمگین بودم. یک جور غم آرام بیآزار آشنا.
- خانم
لاف محبت تو زنم تا دَمِ ابد/ من خاک آستان تواَم یا علی مدد/ خواهم که بر دو وقت به فریاد ما رسی/ اول دَمِ ممات و دوم در تَهِ لحد…»
- خانم
من مثل چوب توی دستم بیحرکتم. صدبار شعر صبحدم را شنیدهام، هزار بار از بچگی تا این ساعت اسمش را آوردهاند ولی نمیدانستم کِی، کجا، توی چه ثانیه و لحظهای از گردش زمین و عوالم دیگر، به چه قصدی میخوانندش. یکباره و به قطع و یقین و به جان و نفَس، ایستادهام دمِ ثانیههای اولِ صبح عاشورایی که تمام ماجرا قرار است اتفاق بیفتد. این همان خورشیدیست که ای کاش برنمیآمد. فکر میکنم ممکن بود التماسها کارگر بیفتد، خورشید برنیاید و دمدمای ظهر، روی خاک، توی بیابان، خون ریخته نشود. خونها، اندامها، رگها، جویها. کِی دیدهام کسی لای «حی علی خیرالعمل» هقهق بزند؟ کِی کسی با اذان روضه گفته است؟ اذان صبحِ چه روزی خودش خالیخالی روضه است؟
- خانم
در این روزگار ظلمت، هریک از ما باید راهی پیدا کنیم برای رسیدن به محضر حضرت صاحبالزمان (عج).»
- خانم
غذای نذری مزهاش با غذاهای دیگر فرق دارد. میگویند غذای نذری برکت میکند. شنیدهام آشپزها موقع کشیدن غذا چشمشان را میبندند تا برکت غذا نپرد.













علی –
کتاب درجه یکی هست واقعا لذت بخشه
فهیمه –
یه کتاب متفاوت ، خوش خوان و دلنشین
پیشنهاد ویژه ای برای کتابخوانی در ایام محرم
به شمار میاد
علی –
نقطهی قوت کتاب «رستخیز» در این است که روایتهایش را روحانیان، قهرمانان یا عارفان ننوشتهاند، بلکه نویسندگانش افرادی از جنس خودمان هستند و همین امر باعث میشود درک و فهم و باور این روایتها آسانتر شود.