این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


رد سرخ جا مانده بر فنجان
رد سرخ جا مانده بر فنجان
45,000 تومان قیمت اصلی 45,000 تومان بود.31,500 تومانقیمت فعلی 31,500 تومان است.
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| قطع کتاب | |
| موضوع | , |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1396 |
| تعداد صفحه |
120 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
45,000 تومان قیمت اصلی 45,000 تومان بود.31,500 تومانقیمت فعلی 31,500 تومان است.
فقط 4 عدد در انبار موجود است
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
محوریت نیمی از این مجموعه که طی سه سال و به صورت پراکنده نوشته شده دفاع مقدس و انقلاب است اما مستقیم به جنگ اشاره ای ندارد و موضوع بخشی دیگر داستان هایی با موضوعات اجتماعی و خانوادگی است.
این مجموعه شامل 10 داستان است که پنج داستان آن در جشنواره های داستان نویسی برگزیده شده است.
بلندترین داستان مجموعه حدود 10 صفحه است.
«کفش های قرمز خال دار»، «بیگانه ای از ما»، « ماهی ها روی آب»، « این یک مشت استخوان» از جمله داستان های این کتاب است.
| وزن | 130 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 13 × 21 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده | |
| ناشر | |
| قطع کتاب | |
| موضوع | , |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1396 |
| تعداد صفحه |
120 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
3 دیدگاه برای رد سرخ جا مانده بر فنجان
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- فاطمه سلیمانی ازندریانی
- نسیم مرعشی
- فاطمه سلیمانی ازندریانی
- عباس قاضی زاده
- نرگس آبیار
- محبوبه زارع
- مهدی جعفری
- عطیه عطارزاده
- محبوبه زارع
- محمد علی رکنی
- فاطمه استکی
- 24698
بریده هایی از کتاب رد سرخ جا مانده بر فنجان
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
با ارسال بریده کتاب، سکه دریافت کنید!









وجیهه –
عنوان کتاب که جالبه، آدم رو به خرید کتاب تحریک میکنه.
پریسا –
این کتاب مجموعهای از ده داستان کوتاه است که هر کدام به موضوع متفاوت و خاصی پرداخته. با وجود اینکه خیلی به داستان کوتاه علاقه ندارم، به دلیل تجربیات قبلی از قلم خانم سلیمانی این کتاب را انتخاب کردم و از خواندنش راضی هستم.
به عنوان مطالعه تو زمان کوتاه خیلی گزینهی خوبیه.
علی –
داستان های خاص و جالبی داره. بسبار دوست داشتنی.
چند نفس عمیق کشیدم و از آشپزخانه بیرون رفتم. روی مبل مقابلش نشستم و آب یخ را مزه مزه کردم. هر دو دستش را باز کرده بود و روی پشتی مبل انداخته بود. لیوان را روی میز گذاشتم و به چشمهایش خیره شدم. سرش را با استفهام تکان داد: به چی نگاه میکنی؟