اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

درخت شلوار

درخت شلوار

تومان 9,000

قیمت پشت جلد:تومان 9,000
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1395

تعداد صفحه

103

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

تومان 9,000

ناموجود

ناموجود

این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.

قیمت پشت جلد:تومان 9,000

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

عناوین داستان های این کتاب به ترتیب عبارت اند از: بیست و چهارشنبه، پلنگ دریایی، با دست های سرد، درخت شلوار، عشق سال های سگی، لی لی روی سنگ های قبر، شربت اسفناج.

وزن 100 گرم
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1395

تعداد صفحه

103

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

0 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

نقد و بررسی‌ها

پاکسازی فیلتر

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “درخت شلوار”

کتاب های مرتبط

کتاب های مرتبط با "درخت شلوار"
-30%
کتاب ساعت دنگی

قیمت اصلی تومان 375,000 بود.قیمت فعلی تومان 262,500 است.

-30%
ترس و لرز

قیمت اصلی تومان 425,000 بود.قیمت فعلی تومان 297,500 است.

-30%
خواب باران

قیمت اصلی تومان 400,000 بود.قیمت فعلی تومان 280,000 است.

-21%
جزء از کل

قیمت اصلی تومان 1,600,000 بود.قیمت فعلی تومان 1,259,900 است.

-30%
چشمهایش

قیمت اصلی تومان 525,000 بود.قیمت فعلی تومان 367,500 است.

-28%
زندگی دومت زمانی آغاز می شود که می فهمی یک زندگی بیشتر نداری

قیمت اصلی تومان 475,000 بود.قیمت فعلی تومان 341,900 است.

-30%

قیمت اصلی تومان 560,000 بود.قیمت فعلی تومان 392,000 است.

-20%
کتاب بینا دل

قیمت اصلی تومان 282,500 بود.قیمت فعلی تومان 226,000 است.

-20%
کتاب هزار توی تاریکی

قیمت اصلی تومان 250,000 بود.قیمت فعلی تومان 200,000 است.

-29%
کتاب گرگ های تیمور قلعه

قیمت اصلی تومان 100,000 بود.قیمت فعلی تومان 71,000 است.

-10%
سه شنبه ها با موری

قیمت اصلی تومان 450,000 بود.قیمت فعلی تومان 405,000 است.

-20%
کتاب شوهر آهو خانم

قیمت اصلی تومان 1,950,000 بود.قیمت فعلی تومان 1,560,000 است.

بریده هایی از کتاب درخت شلوار

به ردیفی مغازهٔ متروک و بی‌دروپیکر می‌رسند. جلوِ یکی‌شان می‌ایستند. شاید هم گاراژی بوده که در گذشته جای رفت‌وآمد آدم‌هایی بوده که رؤیایی را با خودشان می‌بردند و می‌آوردند. دود و سیاهی از مغازه می‌لغزید بیرون و به آسمان می‌رفت. از آن مغازه‌ها که شب‌ها جای کارتن‌خواب‌ها و نمکی‌هاست.
بهمن می‌رود تو. امیر هم. از روی پاره‌آجرها و لوله‌ها و میله‌ها رد می‌شوند. اگر بیشتر دقت می‌کردند می‌توانستند پا روی سرنگ‌های خونی با سوزن‌های کج یا شکسته هم نگذارند.

مرد قبل از رفتن گفته بود «هیچ‌وقت پاتون تو اون خراب‌شده باز نشه. هیچ‌وقتِ خدا.»
«کدوم خراب‌شده؟»
«قزل‌حصار.»
به جایی اشاره می‌کرد که کسی نمی‌فهمید کجاست.
وقتی مرد رفت، آن‌ها هم راه افتادند. درست به همان جهتی که ایستاده بودند. ۱۸۰ درجه چرخیده بودند. در طول راه امیر مدام پرسیده بود «چرا نمی‌رسیم؟» و بهمن خندیده بود.

بهمن دستش را جلو دهنش گرفته بود و چشم‌های امیر از زورِ قورت دادنِ خنده خیس شده بود. بهمن اسکناسی از جیبش درآورده و طرف مرد گرفته بود.
«مَشتی‌گُلی، اینا رو که واسه پول نگفتم.» نامه‌ای از لباسش درآورده بود. «فقط بگین صندوق‌پست کجاست. این نامه رو چه‌طور بفرستم؟»
امیر به جایی نامعلوم اشاره کرده بود. انگشتش مدتی توی هوا گیج زده بود و این‌طرف آن‌طرف چرخیده بود. آخرسر، صندوق صدقات را نشان داده بود.
طرف گفته بود «داداش، خیلی گُلی.» و رفته بود.
امیر گفته بود «خداحافظ قزل‌آلا.»

«اصلاً نمی‌دونم خونه‌ای دارم یا نه. قیافهٔ زنم یادم نمی‌آد. به ما که ملاقات‌شرعی نمی‌دادن. ولی بچه‌هامو خوب یادمه؛ یکی‌شون پسر بود، یکی دیگه‌شون هم پسر. نه، خدایا توبه؛ یکی دختر و اون‌یکی پسر. بزرگه پسر بود و کوچیکه قرار بود دختر باشه، اما نشد. زنم که می‌گفت “این‌یکی هم دختره…” یعنی همون کوچیکه. آره. خدا منو نبخشه اگه چارتایی بیام. منم اولش مثل شما باورم نمی‌شد، اما لباساشونو که دیدم دواَم افتاد. هر وقت زنم می‌اومد ملاقات لباس یکی از بچه‌ها رو هم می‌آورد تا از تو آکواریوم ببینم. تو که لباس نمی‌شه برد. اون‌قدر مُفت‌بَر زیاده که سر تکون بدی برده‌نت. هربار لباساشون بزرگ‌تر از قبل بود. فکر کنم یه روز لباس عروسی دخترمو دیدم. چارتایی نمی‌آم. خودش بود. شبیه لباس عروسی زنم. نه، اصلاً خودش بود. خود لباس عروسی زنم. اون وقت فهمیدم بچه‌هام دارن بزرگ می‌شن. از اون به بعد امیدم بیشتر شد. می‌دونستم که بیرون کس‌وکار دارم. دیگه تنهاییم رفت.