این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | , |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1399 |
| تعداد صفحه |
200 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
92,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
«عدالت فقط با انجام جنایت است که می تواند دوباره برقرار شود.»
دکتر ایزاک کوهلر، نماینده ی سابق مجلس ایالتی و سیاستمدار صاحب نام، وارد رستوران شلوغ دُتئاتر در قلب زوریخ شد، رولوری بیرون کشید و بی آنکه قبلش دوستانه سلام و احوالپرسی کرده باشد، شلیک کرد به پروفسور وینتر، عضو انجمن قلم. قتل مقابل چشم ده ها شاهد رخ داد.
قاتل با خونسردی خودش را تحویل پلیس داد و وکیل الاابالی و بی اعتباری چون اشپِت را برای نشان دادن سویه های دیگر قتل و بررسی احتمالات استخدام کرد. آیا ایزاک کوهلر می خواست مفهوم عدالت را به سخره بگیرد؟ عدالت کی و کجا اجرا خواهد شد؟ دورنمات در رمان نوار عدالت سویه های طنزآمیز و شریرانه ای که یک دستگاه حقوقی در دامش می افتد ترسیم کرده است، دوگانه ی همیشگی عدالت و جرم.
«دورنمات هجوی از شرارت های نهفته در مفهوم اجرای عدالت ساخته است. این رمان اوج توانایی اوست. اینجا با نوعی بازی روبه رو هستیم، بازی ای که با شلیک یک تپانچه به مغز مردی محترم شروع می شود.»
پابلیشرز ویکلی
«چه کسی جز دورنمات می توانست چنین شخصیت هایی فراموش نشدنی خلق کند؟ او از سیاست حرف می زند؟ از عدالت یا قلب واقعیت؟ نه، او رمان تمام عیاری می نویسد که فراموشش نمی کنیم.»
اورسلاهگی۔ منتقد ادبی
| وزن | 200 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | , |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1399 |
| تعداد صفحه |
200 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای عدالت
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب های مرتبط
- آنتوان دوسنت اگزوپری
- كارن. ام مك منس
- لئو تولستوی
- جلال آل احمد
- اینگو شولتسه
- بیل کلینتون, جیمز پترسون
- آنتوان دوسنت اگزوپری
- اریک امانوئل اشمیت
- 69372
بریده هایی از کتاب عدالت
اگر کتاب "عدالت " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- عطیه
نمایندهی سابق مجلس ایالتی به دوروبر نگاه کرد، رفت بهسمت وسط سالن. کنار میز کوچکی پروفسور وینتر نشسته بود و سرش گرمِ بشقابی پر از گوشت اردک و سیبزمینی و لوبیاسبز بود و گرم یک بطری شراب شامبرتن. کوهلر رولوری بیرون کشید و بیآنکه قبلش دوستانه سلام و احوالپرسی کرده باشد، شلیک کرد به عضو انجمن قلم.
- عطیه
چه کسی مقصر است: کسی که قراردادی را پیشنهاد میکند، یا کسی که آن را قبول میکند؟ کسی که ممنوع میکند، یا کسی که ممنوعیت را زیر پا میگذارد؟ کسی که قوانین را وضع میکند، یا کسی که قانونشکنی میکند؟ کسی که اختیار میدهد، یا کسی که از اختیار استفاده میکند؟
- عطیه
قتلِ بدون دلیل به نظرش نه رفتاری خلافِ عرف که خلافِ منطق بود، و رفتارِ خلافِ منطق هم وجود نداشت.
- عطیه
عدالت البته بهطور عمده پشت صحنه اتفاق میافتد، و پشت صحنه هم صلاحیتهای ظاهراً تعریف و تعیینشده مخدوش میشوند و در هم میروند، نقشها عوض میشوند یا به گونهی دیگری تقسیم میشوند! کسانی با هم گفتوگو میکنند که در برابر افکار عمومی در نقش دشمنان آشتیناپذیر وارد صحنه میشوند، لحن بهکلی تغییر میکند، همهی چیزها هم ثبت و واردِ پروندهها نمیشود، اطلاعات در اختیار دیگران قرار میگیرند یا پنهان میشوند.
- عطیه
من نه قدیسم و نه اهریمن. من، خیلی ساده، یک آدمم که به این نتیجه رسیده که آدم برای زندگی چیزی بیشتر از یک سلول نیاز نداره. برای مردن، از این هم کمتر: یک تختخواب کافیه، بعدش هم یک تابوت.
- عطیه
قتل قتله، مسلماً، اما برای دانشمند، قتل یک پدیدهست که باید مثل همهی پدیدهها مورد تحقیق قرار بگیره. تا الآن تحقیقات محدود بوده به پیدا کردن علل، انگیزهها، ریشهها، تاثیرات محیطی، ولی من الآن باید برم سراغ پیامندها.









علی –
دورنمات هجوی از شرارتهای نهفته در مفهوم اجرای عدالت ساخته است. این رمان اوج توانایی اوست. اینجا با نوعی بازی روبهرو هستیم، بازیای که با شلیک یک تپانچه به مغز مردی محترم شروع میشود.