کتاب غرور و تعصب
غرور و تعصب قیمت اصلی: 315,000 تومان بود.قیمت فعلی: 267,750 تومان.
بازگشت به محصولات
کتاب خداوند الموت
خداوند الموت قیمت اصلی: 210,000 تومان بود.قیمت فعلی: 178,500 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

خواجه تاجدار

خواجه تاجدار

قیمت اصلی: 325,000 تومان بود.قیمت فعلی: 276,250 تومان.

(دیدگاه کاربر 3)
قیمت پشت جلد:325,000 تومان
نویسنده

مترجم

موضوع

،

ناشر

قطع کتاب

نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1399

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
276,250 تومان 260,000 تومان 243,750 تومان 227,500 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 325,000 تومان بود.قیمت فعلی: 276,250 تومان.

در انبار موجود نمی باشد

QR Code
قیمت پشت جلد:325,000 تومان

با خرید این محصول 28 سکه معادل 5,525 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

خواجه تاجدار رمانی تاریخی است نوشته ژا گور فرانسوی که ذبیح الله منصوری آن را به پارسی برگردانده است. این کتاب به رخدادهای تاریخی ایران از هنگام مرگ نادرشاه افشار تا پایان زندگی آغامحمدخان قاجار با دیدی داستان گونه میپردازد

وزن 1860 گرم
ابعاد 17 × 24 × 1 سانتیمتر
نویسنده

مترجم

موضوع

،

ناشر

قطع کتاب

نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1399

تعداد صفحه

1214

جلد کتاب

جلد سخت (گالینگور)

زبان کتاب

فارسی

شابک 9786229734780
5
3 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

3 دیدگاه برای خواجه تاجدار

پاکسازی فیلتر
  1. علی

    در وصف جذابیت این کتاب همین بس که ما را از کار و زندگی انداخت و مشغول خود کرد.
    ذبیح الله روحت شاد که هنوز مردم تو را نشناخته‌اند و به همین دلیل بسیار مظلومی!
    توصیه به خودم و دیگران, بجای اتلاف وقت در شبکه‌های مجازی کتاب‌های این بزرگمرد عرضه فرهنگ و ادب را بخوانید

  2. مصطفی

    کتاب ارزشمندی است
    مخصوصا با ترجمه آقای منصوری
    اميدوارم من هم زودتر بتونم مطالعه این کتاب را شروع کنم

  3. کیوان حسینی

    این کتاب فوق العادست بخونید و لذت ببرید شاید چند حادثه ای که اتفاق افتاده حقیقت نداشته باشه ولی از جذابیت این کتاب کم نمی کنه

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
276,250 تومان 260,000 تومان 243,750 تومان 227,500 تومان
شناسه محصول: 19198 دسته: , برچسب: , , , , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

جیران آن‌قدر که از ستارهٔ دنباله‌دار می‌ترسید از نادرشاه بیم نداشت و شاید از این جهت که پیوسته در بیابان زندگی کرده بود و سواری و تیراندازی را می‌دانست از نادرشاه احساس بیم نمی‌کرد و قبل از اینکه باردار شود و او را از سواری منع کنند سوار بر اسب می‌شد و با تفنگ کلبی در حال تاخت نشانه می‌زد یعنی کاری می‌کرد که بسیاری از مردان اشاقه‌باش نمی‌توانستند بکنند و تفنگ کلبی را دو نفر از استادان تفنگ‌ساز انگلیسی در ایران رایج کرده بودند و از این جهت آن را کلبی (کلب به معنای سگ) می‌خواندند که چخماق تفنگ چون سر سگی بود و وقتی چخماق فرود می‌آمد یک چاشنی را آتش می‌زد و احتراق چاشنی سبب خالی شدن تفنگ می‌گردید.

محمدحسن خان گفت: من نگفتم تو بعد از ورود به استرآباد چادر به سر بینداز و هیچ یک از زن‌های طایفه ما چادر به سر نمی‌اندازند تا تو این کار را بکنی و فقط گفتم بعد از اینکه در خانه سید مفید جا گرفتی کمتر آمد و رفت کن تا اینکه بر سر زبان‌ها نیفتی و حاکم استرآباد تصور کند که تو برای کاری مخصوص در آن شهر سکونت کرده‌ای.

با این وصف چگونه انتظار داری که من بعد از ورود به استرآباد خود را مثل زن‌های استرآبادی بکنم و از سر تا پای خود را بپوشانم.
از این گذشته من اگر چادری بر سرم بیندازم علاوه بر اینکه نمی‌توانم جلوی پای خود را ببینم احساس خفگی می‌کنم.

جیران گفت: من نمی‌توانم یک چادر روی سر خود بیندازم که تا نوک پای مرا پوشاند. من از کودکی آزاد زندگی کرده‌ام و پیوسته روی من، گشاده بوده و تو خود به من گفتی مقدس‌تر از حریم کعبه جایی در جهان وجود ندارد معهذا زن‌ها در حال زیارت کعبه، با اینکه در احرام هستند باید روی خود را بگشایند، درصورتی‌که غیر از زن‌ها، ده‌ها هزار مرد، مشغول زیارت می‌باشند.

اگر تو مثل یکی از زن‌های استرآبادی بودی و مثل آنها یک چادر بر سر می‌انداختی که از سر تا نوک پا تو را می‌پوشانید کسی تو را نمی‌شناخت و چون نمی‌فهمید که زن من و خواهر محمدخان قوانلو هستی نسبت به تو بد گمان نمی‌شد.

محمدحسن خان به همسرش گفت: حاکم استرآباد گرچه مردی است بی‌غرض اما هر چه باشد حاکمی است که از طرف نادرشاه گماشته شده و تو می‌دانی که نادرشاه با آنها خوب نیست و اگر تو در استرآباد با مردم رفت‌وآمد کنی حاکم نسبت به تو ظنین خواهد شد و تصور خواهد کرد تو از طرف من مأمور هستی که زمینه توطئه‌ای را فراهم سازی.