این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


اتاق جیکوب
اتاق جیکوب
110,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1398 |
| تعداد صفحه |
216 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
110,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
دغدغههای فمینیستی وولف در این کتاب هویداست. به آثار ادبی و تاریخی و باستانی بسیاری اشاره میکند، فضای ادبی و مسائل سیاسی روز را مورد توجه قرار میدهد.
.
اما یکی از نکات مهم و شایان ذکر، غوغای رنگها در این رمان است و اینکه نویسنده طبیعت را بارها با ظرافت به تصویر میکشد و نام پرندگان و حشرات متنوعی را میبرد تا به این وسیله چیزی در ازای پوچی زندگی شخصیتهای داستان، که در جهانی مدرن زندگی میکنند، ارائه کند.
| وزن | 202 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1398 |
| تعداد صفحه |
216 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای اتاق جیکوب
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
ویرجینیا وولف نویسنده، ناشر، فمینیست، منتقد انگلیسی و یکی از نوآورترین نویسندگان قرن بیستم است که نامش در ادبیات جهان با جنبش مدرنیسم و شیوهی روایتگری جریان سیال ذهن گره خورده است. از مهمترین آثار وولف میتوان به کتابهای «خانم دالاوی» و «اتاقی از آن خود» اشاره کرد.
آدلاین ویرجینیا وولف (Adeline Virginia Woolf) در سال 1882 در خانوادهای مرفه و آزاداندیش در لندن متولد شد. پدرش، لسلی استیون، شخصیتی ادبی و اولین ویراستار دیکشنری بیوگرافی ملی و مادرش، جولیا جکسون، برادرزادهی جولیا مارگارت کامرون، عکاس نامدار قرن نوزدهم، بود. او هفتمین فرزند درمیان هشت فرزند این زوج بود.
ویرجینیا وولف در سیزدهسالگی مادر خود را از دست داد و این شروع بیماری افسردگی او شد. دو سال بعد، با مرگ خواهر بزرگش مواجه گشت، رویدادی که در دفترخاطراتش از آن با عبارت «غیرقابل نوشتن» یاد کرده است. سپس، در سال 1904، پس از مرگ پدر، دچار حملات عصبی شد اما کوشید و توانست که با نوشتن بر فقدانهایش غلبه کند.
آموزش ویرجینیا وولف در خانه با ادبیات ویکتوریایی و کلاسیکهای انگلیسی شروع شد. در 9سالگی نشریهای خانوادگی را راهاندازی کرد که تا مرگ مادرش ادامه داشت. از سال 1897 تا 1901 در دپارتمان بانوان کینگز کالج لندن حاضر شد و به مطالعهی تاریخ و متون کلاسیک پرداخت و در همین مؤسسه با فعالان پیشرو جنبش حقوق زنان چون کلارا پیتر و جرج وار ملاقات کرد.
ورود ویرجینیا وولف به دنیای حرفهای نویسندگی
ویرجینیا وولف از سال 1900 با تشویق پدر بهطور حرفهای به نوشتن پرداخت. چهار سال بعد و پس از مرگ پدر خانواده، به محلهی بلومزبری لندن نقل مکان کرد. در آنجا به همراه دوستان برادرش گروه هنری و ادبی بلومزبری را تشکیل دادند. این گروه به موضوعاتی چون هنر، زیباییشناسی، اخلاق روابط اجتماعی و مفهوم لاادریگری میپرداختند. برای آنها شعار «هنر برای هنر» مفهومی کلیدی بود.
ویرجینیا وولف در سال 1905 شروع به نقدنویسی برای ضمیمهی ادبی نشریهی تایمز کرد. سه سال بعد «خاطرات» را نوشت که حول موضوع کودکی و مادر گمشدهاش میگردید.
سال 1912 همراه بود با ازدواج با لئونارد وولف، منتقد ادبی و نویسندهی فعال در حوزهی علم اقتصاد. یک سال بعد، با بالا گرفتن حملات شیدایی ـ افسردگیاش، در سپتامبر اقدام به خودکشی کرد و تا آوریل در حالتی از هذیان و اضطراب فرو رفت. اما نهایتاً توانست بر آنچه سلامت عقلش را تهدید میکرد غلبه کند.
در سال 1915، اولین رمان ویرجینیا وولف، «سفر به خارج»، منتشر شد. رمانی که اکثر شخصیتهای اصلیاش را از شخصیتهای واقعی زندگی وولف وام گرفته است. در این کتاب میتوان بذر ایدههایی را یافت که در آثار بعدی او شکوفا شدهاند: سبک نوآورانه، تمرکز بر آگاهی زنانه، تمایلات جنسی و مرگ.
ویرجینیا وولف و همسرش در سال 1917، با خرید یک ماشین چاپ، انتشارات هوگارت را با نام «خانهی هوگارت» (Hogarth House) تأسیس کردند. نشری که اغلب آثار ویرجینیا وولف و همچنین آثار نویسندگانی چون تی. اس. الیوت و ویتا سکویل وست در آن منتشر شد. به دلیل مشکلات اقتصادی تا مدتها تمام امور انتشارات از جمله حروفچینی با خود وولف بود.
شاید بتوان اوج شکوفایی ادبی ویرجینیا وولف را از سال 1925 با انتشار «خانم دالاوی» دانست. او تا پایان عمر شاهکارهای دیگری چون «به سوی فانوس دریایی»، «اتاقی از آن خود»، «اورلاندو: یک بیوگرافی» و «موجها» را خلق کرد.
ویرجینیا وولف که تمام عمر با افسردگی شدید دست به گریبان بود، سرانجام در مارس 1941، پس از به پایان رساندن آخرین رمان خود، «در میان نقشها»، با جیبهایی پرشده از سنگ، در رودخانهی اوز خود را غرق کرد. جسد او یک ماه بعد پیدا و در حضور همسرش سوزانده شد.
ویرجینیا وولف یک ماه قبل از خودکشی در یادداشتی به خواهرش مینویسد: «دیگر به سختی میتوانم دقیق و روشن بیندیشم... تو میدانی که بارها در برابر آن جنگیدهام اما دیگر نمیتوانم.»
بهترین کتابهای ویرجینیا وولف
کتاب خانم دالاوی (Mrs Dalloway): تحسینشدهترین رمان ویرجینیا وولف که در 1925 منتشر شد. در اکتبر 2005 مجلهی تایم آن را در فهرست 100 رمان برتر انگلیسیزبانی قرار داد که از 1925 منتشر شده بودند. داستان به شیوهی جریان سیال ذهن پیش میرود و یک روز از زندگی زنی به نام کلاریسا دالاوی را به تصویر میکشد. این کتاب با نام «خانم دالووی» نیز منتشر شده است.
کتاب اتاقی از آن خود (A Room of One’s Own): مقالهای مبسوط از ویرجینیا وولف که آن را پایهگذار نقد ادبی فمینیستی میدانند و از متون بسیار تأثیرگذار در مباحث نظری جنبش فمینیسم بوده است. این کتاب که امروزه به عنوان کتابی دانشگاهی در کلاسهای آیین نگارش تدریس میشود، از نظر سبک نگارش حائز اهمیت است چرا که با وارد کردن خصوصیات نثر مدرنیستی در مقالهنویسی سبکی نو را به وجود آورده است.
کتاب موجها (The Waves): تجربیترین اثر ویرجینیا وولف که در سال 1931 منتشر شد. دشوار بتوان ژانر خاصی را به موجها نسبت داد. حتی اصطلاح رمان نیز ممکن است به درستی فرم پیچیدهی آن را توصیف نکند، خود وولف آن را نه یک رمان بلکه شعری نمایشنامهای مینامید. این رمان در نظرسنجی سال 2015 بیبیسی به عنوان شانزدهمین رمان برتر بریتانیایی انتخاب گردید.
کتاب های مرتبط
- ویرجینیا وولف
- پائولا هاوکینز
- چارلز دیکنز
- ان اچ کلاین بام
- رافائل ژیوردانو
- ژوزه ساراماگو
- میچ آلبوم
- فائزه گوئن
- 180871
بریده هایی از کتاب اتاق جیکوب
اگر کتاب "اتاق جیکوب " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- خدیجه
خانم فلاندرز آهسته گفت «شببهخیر ربکا.» با اینکه هر دو همدستانِ توطئهٔ ابدی سکوت و شیشههای تمیز بودند، ربکا او را «خانم» خطاب کرد.
خانم فلاندرز چراغ الکلی اتاقِ جلویی را روشن گذاشت. عینک و وسایل خیاطیش و یک نامه با مُهر پستی اسکاربورو آنجا بودند. پردهها را هم نکشیده بود.
- خدیجه
نور تمامِ زمین چمن را درخشان کرد؛ روی سطلِ سبز بچه افتاد، با آن خطوط طلاییِ دورش، و روی گل مینایی که در نزدیکی آن بهشدت تکانتکان میخورد. چون توفان در ساحل خیلی شدید بود، خودش را به سوی تپهها پرتاب میکرد و به شکل تندبادهای ناگهانی، روی پشت خودش میجهید. اینگونه بود که توفان روی شهری که در گودی قرار داشت پخش شد! اینگونه بود که گویی نورها چشمک میزدند و از عصبانیت میلرزیدند، نورهای بندر و نورِ پنجرههای اتاقخوابِ خانههای بالادست! و در برابرشان امواج تاریک میغلتیدند، روی آتلانتیک میچرخیدند و ستارهها بر فراز کشتیها با سرعت اینطرف و آنطرف میرفتند.
- خدیجه
از اتاقنشیمن جلویی صدای ضعیفی آمد. آقای پیرس لامپ را خاموش کرده بود. باغ تاریک شد. چیزی جز قطعهزمینی سیاه دیده نمیشد. همهجایش باران باریده بود. همهٔ علفها زیر باران خم شده بودند. پلکها از شدت بارش باران بسته میشدند. اگر کسی طاقباز میخوابید چیزی جز درهم و برهمی و آشفتگی نمیدید… ابرها میچرخیدند و میچرخیدند، و چیزی با تهرنگِ زرد و گوگردمانند در تاریکی بود.
- خدیجه
پسربچهها در اتاقخواب جلویی، پتو را از روی خودشان کنار زده و زیر ملافه خوابیده بودند. هوا گرم و تا اندازهای شرجی و بخارآلود بود. آرچر خودش را پخش کرده بود و یک بازویش روی بالش بود. سرخ شده بود و تا کمی باد به پردهٔ سنگین خورد، برگشت و چشمهایش را نیمهباز کرد. باد رویهٔ دِراور را تکان داد و کمی نور به داخل تابید و لبهٔ تیز قفسهٔ دِراور دیده شد. پارچه تا اندازهای بالا آمد و یک برآمدگی سفید تشکیل شد و نوار باریک نقرهای در آینه نمایان شد.
- خدیجه
جیکوب در تخت دیگر کنارِ در خوابیده بود؛ غرقِ خواب و در بیهوشیای عمیق بود. آروارهٔ گوسفند با آن دندانهای زردِ بزرگ کنار پایش بود. جیکوب با پایش آن را به طرف نردههای تخت هل داده بود.
بیرون، توفان در ساعتهای اولیهٔ صبح قطع شد، ولی باران بیوقفه و با شدت میبارید. گل مینا روی زمین له شده بود. سطلِ بچه تا نیمه پُر از باران شده بود و خرچنگ با پوستهٔ شیریرنگ آهسته کف سطل میچرخید، سعی میکرد با پاهای ضعیفش از دیوارهٔ شیبدار بالا برود؛ سعی میکرد و میافتاد، بارها و بارها سعی میکرد.









بهنام مؤمنی –
اولین رمان وولف که سرآغازی بر آثار جاودانهاش است. کتاب نثری شاعرانه دارد.