این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


خانواده تیبو (4 جلدی)
خانواده تیبو (4 جلدی)
1,250,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
هشتم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
2348 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
1,250,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
خانواده تیبو، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1937، یكی از بزرگترین رمانهای عصر ماست. تاریخ حوادث رمان در آغاز مشخص نیست، اما به تدریج وارد وقایع تاریخی میشود و شخصیت واقعی در آن پدیدار میشوند. اكثر شخصیتهایی كه در جلدهای سوم و چهارم به صحنه میآیند اشخاص واقعیاند و وقایع، خاصه وقایع آشكار و نهانی كه به جنگ جهانی اول و به انقلابات بزرگ قرن اخیر منجر شد، عینا با واقعیت تاریخ تطبیق میكند.
| وزن | 3188 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
هشتم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
2348 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
3 دیدگاه برای خانواده تیبو (4 جلدی)
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب های مرتبط
- غلامحسین ساعدی
- سید سعید هاشمی
- مجید ملا محمدی
- آزاده اسکندری
- سعید ملایی
- یاسین حجازی
- محمد حسن شهسواری
- محمد حسینزاده
- ابراهیم حسن بیگی
- 174242
بریده هایی از کتاب خانواده تیبو (4 جلدی)
اگر کتاب "خانواده تیبو (4 جلدی) " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- محسن
پدر و پسر، خاموش، چند قدمى برداشتند. در خیابان کسى دیده نمىشد. باد دیگر نمىوزید و شامگاه لطیف و ملایم بود. نخستین روزهاى ماه مه بود.
آقاى تیبو درباره پسرِ فرارى مىاندیشید: «دستکم اگر بیرون مانده باشد زیاد سردش نخواهد شد.» شدت هیجان پایش را سست کرد. ایستاد و بهسوى پسرش چرخید. رفتار آنتوان اندکى به او آرامش مىداد. به پسر بزرگش مهر مىورزید، به او مىبالید و خاصه امشب او را بیشتر دوست مىداشت، زیرا خشمش نسبت به پسر کوچکش بیشتر شده بود. نه بدین سبب که ژاک را دوست نمىداشت: کافى بود که ژاک اندکى غرور او را ارضا کند تا حس محبتش بیدار شود؛ اما خیرهسرىها و لگدپرانىهاى ژاک همیشه بر حساسترین گوشه دل و عزّت نفسش ضربه مىزد. زیر لب غرّید:
ــ کاش دستکم سروصداى قضیه بلند نشود! (به آنتوان نزدیکتر شد و لحنش تغییر کرد:) خوشحالم که امشب توانستى کارت را بگذارى و بیایى.
- عطیه
من هرچه بیشتر احساساتم را بررسی میکنم بیشتر میفهمم که انسان حیوانی وحشی است و فقط عشق میتواند او را تعالی دهد.
- عطیه
کاش که دلم خشک نشود! میترسم که زندگی دل و احساساتم را سرد و سخت کند. دارم پیر میشوم. دیگر، مفاهیم والای «خدا» و «روح» و «عشق» مانند گذشته در سینهام نمیتپند و گاهی شک فرسایندهای درونم را میخورد. افسوس! چرا به جای استدلال کردن نمیتوانیم با همه نیروی روح خود زندگی کنیم؟ ما بیش از اندازه میاندیشیم! من بر قدرت جوانانی که بدون دیدن و بدون این همه اندیشیدن به استقبال خطر میشتابند رشک میبرم! دلم میخواست میتوانستم، به جای این همه در خود فرو رفتن، چشم بسته خود را فدای یک آرمان بزرگ، یک زن دلخواه و بیآلایش بکنم! آه چه وحشتناک است این آرزوهای بیحاصل!
- عطیه
همیشه به خودم دروغ میگویم. اگر با خودم صادق بودم دیگر نمیتوانستم امیدوار باشم.
- عطیه
من حق دارم که به شیوه دلخواه خودم خوشبخت باشم.
- عطیه
کشیش تایید کرد: «و چطور ممکن است جز این باشد؟ باید وضع زندگی بشر را هم در نظر بگیریم. دین یگانه عامل جبران کننده همه چیزهای پستی است که انسان در غرایز خود حس میکند. دین یگانه مایه حیثیت بشر است. و نیز یگانه مایه تسلی رنجها و یگانه منبع خرسندی اوست.» آنتوان با لحن طعنهآمیزی گفت: «این نکته کاملا درست است. کسانی که برای حقیقت ارزشی بیشتر از آسایش خودشان قایل باشند بسیار نادرند! و دین حد اعلای آسایش فکری است! ولی آقای آبه، چه خوشتان بیاید و چه نیاید، به هر حال کسانی هم هستند که شوق فهمیدن بیشتر از شوق ایمان آوردن به ذهنشان حاکم است.»









کیوان حسینی –
یه رملن تاریخی زیبا که برنده ی نوبل هم شده دیگه نیازی به تعریف اضافه نیست
کیوان حسینی –
یه رمان تاریخی زیبا که برنده ی نوبل هم شده دیگه نیازی به تعریف اضافه نیست
بهنام مؤمنی –
رمانی فوقالعاده با ترجمهای محشر از استاد ابوالحسن نجفی. ترجمه بهقدری خوب است که حتی نمیتوان بهسادگی واژهای را از آن کم و زیاد کرد. این اتفاق دربارۀ کتابی است 2348 صفحه دارد.