این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


خون خورده
خون خورده
110,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
بیست و دوم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
260 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
110,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کتاب خون خورده داستان از دست دادن و گم شدن است. داستان فراموش شدن برادران.داستان پنج برادر که هرکدام در شهری گم شده اند. مشهد،تهران،بیروت و آبادان شهرهایی هستند که در ابتدا از شنیدن نام هایشان ممکن است در ذهنتان پراکندکی مرور شود،اما زمانی این پراکندگی برایتان اوج زیبایی میشود که متوجه شوید تمام آن چیزهایی که در کتاب وجود دارد بسیار دقیق و حساب شده مهندسی شده است.روابط،مکانها،رخدادها و هرچیزی.این کتاب رمانی منسجم و قوی با جزئیاتی دقیق است. داستان متلاشی شدن برادران سوخته ای که سرنوشتی عجیب و مهیب برای شان رقم می خورد و جسم هر کدام روایتی تلخ را پشت سر می گذارد. این کتاب تنها ماجرای برادران سوخته نیست. قصه ی ارواح و انسان هایی است که پیرامون زندگی چند برادر پرسه می زدند.
با بررسی آثار پیشین این نویسنده متوجه این مساله میشویم که او پیچیدگی های لازم برای داستانش را همیشه حفظ میکند و برای ساده فهمی هیچ گاه مخاطب را در فهمیدن این پیچیدگی ها ،ضعیف فرض نمیکند.و برای همین است که آثار این نویسنده و به طور مشخص رمان خون خوره از پرفروش های رمان های ایرانی هستد.رمان خون خورده به نوعی ادامه ی دو اثر قبلی نویسنده تحت عناوین «به گزارش هواشناسی فردا این خورشید لعنتی» و «سرخ سفید» محسوب می شود. اما این قصه نه گذشته را تکرار می کند و نه دنیایی آنچنان متفاوت دارد که مخاطب فاصله بگیرد. و بدون شک یکی از جدی ترین و بهترین رمان های فارسی سال های گذشته محسوب می شود.
| وزن | 290 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
بیست و دوم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
260 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
کتاب های مرتبط
- بزرگ علوی
- مهدی جعفری
- نرگس روزبهانی
- نادر ابراهیمی
- سید سعید هاشمی
- محمد علی رکنی
- فاطمه استکی
- زهرا اسعد بلند دوست
- سید مصطفی موسوی
- نرجس شکوریان فرد
- نرجس شکوریان فرد
- 70814
بریده هایی از کتاب خون خورده
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
محسن مفتاح به تازگی صد و دوازده روز روزهی نگرفتهی مردی میان سال را که در خواب سکته کرده و مرده بود، تحویل حق تعالی داده بود. هنگامی که با تردید پا در خیابان خونی گذاشت، فکر کرده بود در بهشت زهرا کف کفشش را میشوید و تطهیر میکند. مذهبی نبود، اما فکر میکرد پولی که میگیرد باید حلال باشد تا بتواند پایان نامهاش را، که دربارهی تاثیر شعر مبتنی بر آدونیس از منظر خیالورزی، سروقت و درست تمام کند و شش ماهی از جیب بخورد کنار مادرش در خانه و بخواند برای دکترای ادبیات عرب بلکه پذیرش بگیرد برای دانشگاه بیروت شاید.
- ارسال شده توسط: خدیجه
او را از بچگی برده بود با خودش پای قبور و همین بود که حسن کم و کیف کارشان را خانوادههای حسابی میدانستند و وقتی پدر مرد، پسر شد جانشینش. از دانشگاه یک سال مرخصی گرفت تا خودش را وفق بدهد با زندگی تازهاش. محسن مفتاح امروزی بود، ولی اعتقاد داشت مردهها منتظر کلماتاند برای آمرزش و برای راحتتر بودن. پدرش همیشه به او میگفت «کلمه آدم زنده رو سبک میکنه، چه برسه مرده رو.» و محسن شنبهها را گذاشته بود برای سر زدن به مشتریهایی که داشت در بهشت زهرا؛ مردههای همانهایی که معتقد بودند کلمه از راه دور به خوبی ادا کردنش از کنار گور پر از تن مرده اثر نمیکند، و سنگهایی که باید آب میخوردند و خشک میشدند در هوای آزاد.
- ارسال شده توسط: خدیجه
امروز شنبه بود… شنبهها همیشه شلوغتر بود سرش، چون پنجشنبه کار حضوری قبول نمیکرد و اعتقاد داشت مردهها روزهای شنبه از هر زمانی تنهاترند. محسن مفتاح برنامهی کاری روشنی داشت؛ پول میگرفت و سر قبور دعا میخواند. قرآن و مفاتیح. برای کار در خانه نمازهای قضا و البته روزههای ناگرفتهی دیگران را نیز میپذیرفت. این کاری بود خانوادگی، پدرش هم که دو سالی میشد رفته بود زیر خاک در ابن بابویه قرآن میخواند.
- ارسال شده توسط: خدیجه









نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.