این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


منم تیمور جهانگشا
منم تیمور جهانگشا
625,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1401 |
| تعداد صفحه |
582 |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
625,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
این کتاب تاریخی اثری ماندگار و مفصل است، که توسط مارسل بریون، نویسنده و ادیب فرانسوی گردآوری شده و به شرح زندگانی کامل تیمور گورکانی یا تیمور لنگ (Timur) میپردازد. او در قبیلهای ترکی – مغولی در شهر سمرقند متولد شد و توانست بلخ را تصرف کند، به خوارزم لشکرکشی کند و قلمرو و تصرفاتش را تا مغولستان گسترش دهد. یکی از عواملی که باعث شهرت تیمور در طول تاریخ شده، خشونتها و قتل عامهایی بود که به هنگام لشکرکشیهایش در سرزمینهای مختلف روا داشته است. ناگفته نماند که او بهشدت اهل علم و دانش و هنر بود و دانشمندان، فقیهان و هنرمندان زمانهی خود را از هر سرزمین و نژادی که بودند ارج مینهاد و آنها را مورد خشم و غضبش قرار نمیداد.
-از مقدمۀ مترجم بر چاپ اول کتاب
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1401 |
| تعداد صفحه |
582 |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای منم تیمور جهانگشا
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- اصغر مددی
- پروفسور آرتو کریستین سن
- مهدی انصاری قمی
- جمعی از نویسندگان
- احمد کسروی
- محمد کفاش
- آن ک س لمبتون
- جیمز داون
- سعید قانعی
- دکتر موسی فقیه حقانی, دکتر موسی نجفی
- ژان گور
- 259716
بریده هایی از کتاب منم تیمور جهانگشا
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
وقتی سرقتی روی میدهد، من دست داروغه را قطع میکنم. چون من میدانم که در یک شهر تا داروغه همدست دزد نباشد یا در کار خود اهمال نکند، دزدی به وقوع نمیپیوندد.
- ارسال شده توسط: حامد
من شنیدهام که دستار از خراسان به سایر کشورهای مسلمان از جمله به ماورإالنهر رسیده است و سکنهٔ خراسان از ازمنهٔ قدیم دستار بر سر میبستند. پسر من شیخ عمر که با من به توس آمده بود، بعد از ورود به شهر چون مشاهده کرد که مردم به زبان عربی صحبت میکنند و همه دستار بر سر دارند، گفت: «مگر اینجا حجاز است که مردم عمامه بر سر نهاده و به زبان عربی صحبت میکنند؟» به او گفتم: «بدان که در حجاز عمامه بر سر نمیگذارند و اگر در آنجا کسی عمامه بر سر بگذارد، از خراسانیها تقلید میکند، زیرا دستار سرپوش سکنهٔ خراسان است. ولی زبان عربی که تو در این شهر میشنوی، از یادگارهای دورهٔ تسلط اعراب بر خراسان است.»
- ارسال شده توسط: حامد
من میدانستم که بعضی از تظاهرات و تشریفات در قلب دلیرترین مردان جنگی اثر میکند و سبب میشود که آنها دل را از دست بدهند. به همین جهت امر کردم که وقتی فتیلهها را آتش زدند، سفیدمهره بنوازند تا حصار شهر با صدای سفیدمهره فرو بریزد. «یوشع» پیغمبر بنیاسرائیل که بعد از موسی سرپرست آن قوم شد، هنگام حمله به حصار شهر «اریکا» واقع در کنعان همین کار را کرد و قبل از اینکه حصار فرو بریزد، دستور داد که کرناها را به صدا درآورند و وقتی حصار شهر فرو ریخت، مدافعین تصور کردند که بر اثر صدای کرناها حصار شهر فرو ریخت و طوری دل از دست دادند که نتوانستند ساعتی مقاومت کنند.
- ارسال شده توسط: حامد
سالار زابلستان گفت: «ای امیر تیمور، تو مهمان من هستی و قبول درخواست مهمان بر میزبان واجب است؛ لیکن من نمیتوانم این درخواست تو را بپذیرم، زیرا سکنهٔ این سرزمین در قشون اجنبی سرباز نمیشوند و اگر من به آنها بگویم که سرباز تو شوند، نمیپذیرند. اینجا ایران است و مردان ایران از دورهٔ رستم تا امروز عادت دارند که فقط در قشون ایران سرباز شوند و وارد قشونهای اجنبی نخواهند شد.»
- ارسال شده توسط: حامد
عقیدهٔ خود من این است که از تولد و مرگ گذشته، انسان در زندگی مختار است و هرچه بخواهد میتواند بکند و آنهایی که تصور میکنند برای این آفریده شدهاند که با نگونبختی زیست کنند، در اشتباه هستند و تیرهبختی آنها ناشی از بیهمتی آنان است و هرکس که همت ندارد، تیرهبخت میشود.
- ارسال شده توسط: حامد
اگر میخواهی در جهان بزرگ و سرور باشی، حرفهٔ جنگ را انتخاب کن. اگر میل داری پسرانت بعد از تو به بزرگی و فرماندهی برسند، به آنها حرفهٔ جنگ را بیاموز. شاعر توسی که من مزار او را ساختم و سنگ بر قبرش نهادم، میگوید: دبیریست از پیشهها ارجمند از آن مرد افکنده گردد بلند لیکن یک دبیر با اینکه حرفهای ارجمند دارد، هرگز به مرتبهٔ فرماندهی بر جهان نمیرسد، مگر اینکه حرفهٔ جنگی داشته باشد
- ارسال شده توسط: حامد









حامد –
یکی از زیباترین کتابهای تاریخی