این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


تس دوربرویل
تس دوربرویل
460,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
هفتم |
| سال انتشار |
1362 |
| تعداد صفحه |
578 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
460,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
تس دوربرویل یکی از تکان دهنده ترین رمان های هاردی است. نداری خانواده، تس دوربی فیلد را به خدمت کسانی می کشد که گمان می رود از خویشاوندان وی باشند… و الک پسر جوان خانواده ی خویشاند وی را می فریبد…
تس سرانجام با انجل کلر ازدواج می کند، و پس از ازدواج نزد وی به خطاهایی که مرتکب شده اعتراف می کند اما انجل، با اینکه خود معصوم نیست او را نمی بخشد…
خانم سیمون دوبووار، فیلسوف فرانوی این اثر را در مقام اثری مافوق فلسفی ستوده است.
| وزن | 585 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
هفتم |
| سال انتشار |
1362 |
| تعداد صفحه |
578 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای تس دوربرویل
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- تامس هاردی
- ورنر هرتسوگ
- میچ آلبوم
- ویرجینیا وولف
- روبر مرل
- تامس هاردی
- استیو تولتز
- فئودور داستایفسکی
- ژان پل سارتر
- فرانتس کافکا
- وجیهه سامانی
- 217151
بریده هایی از کتاب تس دوربرویل
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
این رفتن و باز آوردن شوهرِ بیدست و پا از میخانه یکی از خوشیها و لذتهایی بود که در میان چرک و کثافت و آشفتگی بچهداری برای خانم دوربیفیلد باقی مانده بود: میرفت و در میخانه یکی دو ساعت در کنار شوهرش مینشست و غم و ناراحتی مراقبت از بچهها را از یاد میبرد. در این گونه اوقات، زندگی در هالهای خوشرنگ جا میگرفت.
- ارسال شده توسط: حامد
«تس، گفتی این ستارهها همه دنیاهای دیگهای هستند؟» «آره.» «مثل همین دنیای خودمون؟» «درست نمیدونم، ولی خیال میکنم اینطور باشند. مثل سیبهای روی درخت سیب زودرس خونهمون… بعضیهاشون سالماند، چندتاییشون هم کرمو.» «ما تو کدوم یکیشون زندگی میکنیم، تو سالمهاشون یا تو کرموهاشون؟» «تو کرموهاشون.» «اینم بدشانسیه که وقتی اینهمه سالم هستند ما تو کرموهاشون زندگی کنیم!» «آره.»
- ارسال شده توسط: حامد
«این برگ برندهای که میگی چی چی هست؟ منظورت خون خونواده دوربرویله؟» «نه، کلّهپوک، خوشگلیشه… مثل اونوقتهای خودم!»
- ارسال شده توسط: حامد
. از سایهها ترسی نداشت، تنها فکرش خودداری از برخورد با آدمیان بود ــ یا به عبارت بهتر، خودداری از برخورد با آن مجموعهای که جهان خوانده میشود و با اینکه در مجموع بسیار وحشتانگیز است در تک تک اجزاءِ خود نه تنها سهمگین نیست بلکه ترحمانگیز است.
- ارسال شده توسط: حامد
«خوب، حالا کم یا زیادش مهم نیست، ولی حیف و صد حیف که این جریان فقط برای همین یکی پیش اومد ــ مخصوصا این. ولی خب، همیشه اینجور جریانها برای خوشگلها پیش میاد! زشتها مثل کلیسا خطری سراغشون نمیره
- ارسال شده توسط: حامد
او برای دیگران یک هستی یا یک تجربه یا یک ساختار احساسی و عاطفی نبود ــ هرچه بود برای خودش بود. بهعلاوه، برای تمام موجودات بشری اطراف تس تنها یک فکر گذرا بود.
- ارسال شده توسط: حامد









بهنام مؤمنی –
کتابی مناسب برای کلاسیکخوانها.