این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


قصه های در گوشی و رقص روی لیوان ها
قصه های در گوشی و رقص روی لیوان ها
19,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1398 |
| تعداد صفحه |
126 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
19,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
قسمت هایی از کتاب قصه های در گوشی و رقص روی لیوان ها
صدای فرود: همه چی از سردردهام شروع شد. شب ها خوابم نمی بره. هر چی هم قرص مرص دوروبرم بود می خوردم، ولی فایده ای نداشت؛ تا چشم هام رو می بستم که بخوابم فقط خواب می دیدم. خوابم اصلا نمی برد، ولی خواب می دیدم. فقط کافی بود چشم هام رو ببندم. یه شب صدای نفس کشیدن یه نفر رو از زیر تختم شنیدم. بلند شدم، چراغ رو روشن کردم، ولی هیچکی نبود، شب های بعد هم همین جور. گاهی این جوری می شد. بعضی وقت ها می شنیدم یه نفر رو شیروونی خونه داره راه می ره، ولی تا چشم هام رو باز می کردم، دیگه صدا قطع می شد. این ها بود، تا این که یه شب دیگه رسما از دریچهٔ اتاق یه پسر هندو رو دیدم که توی کوچه زیر نور چراغ برق داشت می رقصید. موسیقی. مرثیه ای زنانه. رقص پسری با بازوان برهنه و نقاشی شده در تاریک روشن صحنه. تاریکی. سکوت. باز همان موسیقی و همان رقصنده. حالا دوباره تاریکی. موسیقی قطع نمی شود، اما کم کم در گفت وگوی فرود و دکتر روان شناس حل می شود. الو! صدای دکتر: الو! صدای فرود: فکر کردم قطع کردین.
| وزن | 100 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 12 × 20 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1398 |
| تعداد صفحه |
126 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای قصه های در گوشی و رقص روی لیوان ها
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- جیمز روز اونز
- ویلیام شکسپیر
- عبدالرحمان شرقاوی
- سید مهدی شجاعی
- یان کریستی
- ساموئل بکت
- غلامحسین ساعدی
- دابید د سولا
- کریستفر دورنگ
- سید مرتضی آوینی
بریده هایی از کتاب قصه های در گوشی و رقص روی لیوان ها
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
بعضی وقت ها می شنیدم یه نفر رو شیروونی خونه داره راه می ره، ولی تا چشم هام رو باز می کردم، دیگه صدا قطع می شد. این ها بود، تا این که یه شب دیگه رسما از دریچهٔ اتاق یه پسر هندو رو دیدم که توی کوچه زیر نور چراغ برق داشت می رقصید. موسیقی. مرثیه ای زنانه. رقص پسری با بازوان برهنه و نقاشی شده در تاریک روشن صحنه. تاریکی. سکوت. باز همان موسیقی و همان رقصنده. حالا دوباره تاریکی. موسیقی قطع نمی شود، اما کم کم در گفت وگوی فرود و دکتر روان شناس حل می شود. الو! صدای دکتر: الو! صدای فرود: فکر کردم قطع کردین.
- ارسال شده توسط: خدیجه
صدای فرود: همه چی از سردردهام شروع شد. شب ها خوابم نمی بره. هر چی هم قرص مرص دوروبرم بود می خوردم، ولی فایده ای نداشت؛ تا چشم هام رو می بستم که بخوابم فقط خواب می دیدم. خوابم اصلا نمی برد، ولی خواب می دیدم. فقط کافی بود چشم هام رو ببندم. یه شب صدای نفس کشیدن یه نفر رو از زیر تختم شنیدم. بلند شدم، چراغ رو روشن کردم، ولی هیچکی نبود، شب های بعد هم همین جور. گاهی این جوری می شد.
- ارسال شده توسط: خدیجه









علی –
قصههای درگوشی برای اولینبار در نهمین جشنوارهٔ تئاتر استان فارس در سال ۱۳۷۸ در سالن ابوریحان شیراز روی صحنه رفت و رقص روی لیوانها برای اولینبار در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ در جشنوارهٔ تئاتر استان فارس در سالن استاد لایق به روی صحنه رفت.