این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


سیصد و بیست و پنج
سیصد و بیست و پنج
110,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | , |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
چهارم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
307 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
110,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
معرفی کتاب سیصد و بیست و پنج اثر حمیدرضا صدر
کتاب «سیصدوبیست وپنج» نوشته ی «حمیدرضا صدر» است. «آخرین ساعات آقای نخست وزیر»، «پیش به سوی نخست وزیری»، «کنارزدن اسدالله اعلم»، «طعم بهار صدراعظمی» و… عنوان برخی از بخش های کتاب هستند. نویسنده در این کتاب، زندگی و مرگ حسنعلی منصور، نخست وزیر ایران در دهه ی 1340 را زیر ذره بین برده و دوره ی پرتب وتابی از تاریخ معاصر ایران را به تصویر کشیده است. در توضیحات پشت جلد آمده است: «کتاب با زاویه ی دید دوم شخص روایت شده و در آن از مردی گفته می شود که یکی از خاص ترین و مرموزترین چهره های تاریخ سیاست در دوران پهلوی بود. منصور در حالی که هنوز یک سال کامل هم نخست وزیر نبود، مقابل مجلس شورای ملی به دست گروه فداییان اسلام ترور شد و چند روز بعد در بیمارستان از دنیا رفت. منصور هنگام مرگ چهل ویک سال داشت. حمیدرضا صدر در این روایت نفس گیر و جذاب روزگار و ذهن منصور را گره زده با اتفاق ها و ماجراهایی که او در سال های کوتاه زندگی اش درک کرد.» این کتاب را نشر «چشمه» منتشر کرده است.
| وزن | 295 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 14 × 21 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | , |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
چهارم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
307 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای سیصد و بیست و پنج
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب های مرتبط
- پروفسور آرتو کریستین سن
- جان قزوینیان
- دکتر فاطمه شفیعی سروستانی
- دکتر فاطمه شفیعی سروستانی
- جمعی از نویسندگان
- اصغر مددی
- سید محمد حسین راجی
- اسون بکرت
- ادواردو گالئانو
- سعید ملایی
- جوئل ویتنی
- سید نورالدین جزایری
- 43906
بریده هایی از کتاب سیصد و بیست و پنج
اگر کتاب "سیصد و بیست و پنج " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- خدیجه
در این شب یخ زده ی زمستانی، آخرین باری است که در دروس به سر می بری. در خانه ات، در اتاق خوابت، روی این تشک نرم. روی این تخت چوبی روسی. زیر این لحاف سبک گرم.
- خدیجه
امشب آخرین شبی است که سرت را روی این بالش نرم سپید می گذاری. امشب آخرین شبی است که روی این تخت غلت می زنی.
- خدیجه
از این سو به آن سو می شوی و جان می کنی از شر دلشوره ها خلاص شوی. از شر انتظار و دلواپسی. از شر تردید و هراس. امشب بی قراری و تپش قلبت بالا رفته. نفست گرفته. تشنه ات شده و هر چند پارچ آب را خالی کرده ای، زبان و گلویت هنوز خشک اند.
- خدیجه
تو حسنعلی منصور هستی، نخست وزیر ایران. تو می دانی تشویش، قدیمی ترین و قوی ترین احساس بشر بوده. می دانی قدیمی ترین و قوی ترین نوع ترس، ترس از ناشناخته هاست.
- خدیجه
تو حسنعلی منصور می دانی دشمنان پرشماری داری. تو حسنعلی منصور بسیاری از دشمنانت را می شناسی و خیلی هاشان را نمی شناسی و هرگز هم نخواهی شناخت. تو حسنعلی منصور نام خیلی از دشمنانت را به خاطر سپرده ای و نام خیلی هاشان را نشنیده و هرگز هم نخواهی شنید.
- خدیجه
تو در این شب یخ زده ی زمستانی روی این تخت چوبی روسی غلت می زنی و غلت و از خودت می پرسی، دشمنانم کجا کمین کرده اند؟ می پرسی و می پرسی، ولی پاسخی پیدا نمی کنی. تو می دانی فکر کردن بر ترس غلبه نخواهد کرد.









علی –
روایتی که در عین وفاداری به تاریخ خلاقانه است و مردی را برای ما تصور میکند که علاوه بر هویتی تاریخی، وجوه شخصی مخصوص خودش را داشت.