

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


روزهای بی آینه
روزهای بی آینه
35,000 تومان قیمت اصلی: 35,000 تومان بود.29,750 تومانقیمت فعلی: 29,750 تومان.
نویسنده | |
---|---|
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | دهم |
سال انتشار | 1397 |
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
29,750 تومان | 28,000 تومان | 26,250 تومان | 24,500 تومان |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
35,000 تومان قیمت اصلی: 35,000 تومان بود.29,750 تومانقیمت فعلی: 29,750 تومان.
در انبار موجود نمی باشد
مشاهده QR CODE

با خرید این محصول 3 سکه معادل 595 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
ساعت سه و نیم یا چهار بود که وارد سالن شدند، عکس حسین را دیده بودم؛ همین که وارد شد شناختمش. از فاصله خیلی دور میدیدمش. وسط ایستاده بود و دو خلبان در سمت راست و چپش بودند. همین که چشمم به صورتش افتاد انگار نه انگار این مردی بود که سالها از من دور بوده است؛ کاملا میشناختمش و دوستش داشتم.
احساساتم جان گرفته بود. آن همه حس غریبگی که نسبت به عکسها و تن و لحن صدایش داشتم که برای اولین بار همسرش را میبیند؛ هم خجالت میکشیدم وشرم داشتم، هم خوشحال بودم. هم میخواستم کنارم باشد. زیر لب زمزمه کردم: خدایا، من چقدر این مرد را دوست دارم. حسین نزدیک شد؛ خیلی نزدیک. همه فامیل و دوست و آشنا دور او ریخته بودند و ماچش میکردند: یکی آویزانش میشد، یکی دستش را میگرفت، یکی به پایش افتاده بود. کاملا احساس میکردم که حسین از بالای سر همه آنها دنبال کسی میگردد. فقط به او خیره شده بودم. میدیدم آنها لاینقطع از جلوی من میروند و میآیند، اما هیچ صدایی نمیشنیدم. زانوهایم حس نداشت، نمیتوانستم از جایم بلند شوم. برادر بزرگم، که همیشه در جمع و شلوغی متوجه من بود، آمد سراغم و گفت: «منیژه، چرا نشستی؟ بلند شو» زیر بغل مرا گرفت و با صدای بلند گفت: «لطفا برید کنار! اجازه بدید همسرش اون رو ببینه!» دریای جمعیت کنار رفتند و برای من راه باز کردند. خبرنگارها با دوربینهایشان دویدند. روبهروی هم قرار گرفتیم. دست مرا گرفت و گفت: «حالت چطوره؟» گفتم: «خوبم» پیشانیام را بوسید و یکدفعه سیل جمعیت من و حسین را از هم جدا کرد.
وزن | 180 گرم |
---|---|
ابعاد | 14 × 21 × 1 سانتیمتر |
نویسنده | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | دهم |
سال انتشار | 1397 |
تعداد صفحه | 160 |
جلد کتاب | شومیز |
زبان کتاب | فارسی |
شابک | 9781010306757 |
5 دیدگاه برای روزهای بی آینه
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
29,750 تومان | 28,000 تومان | 26,250 تومان | 24,500 تومان |
بریده هایی از این کتاب
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
با ارسال بریده کتاب، سکه دریافت کنید!
راضیه –
کتابی زیبا سرشار از عشق و غم انگیز از سرنوشت بانویی قوی که در اوج جوانی به تنهایی بار یک زندگی را به دوش میکشد.
فهیمه –
سوژه ای که کتاب به آن پرداخته
روایت زندگی زن و مردی بی نظیر
و کمتر شناخته شده ست
واقعا ماجرای نابی را به تصویر کشیده اند
و چقدر وسعت روح این مرد آزاده و این بانوی صبور
شگفت آور است
علی –
سلام واقعا خانم لشکری خیلی زیبا وعالی خاطرات خودرا با امیر خلبان شهید لشکری نوشته است. خیلی زجر وسختی کشیده. اماای کاش شهید لشکری هم خلاصهای از ۱۸ سال ارسارت در بند رژیم منحوس پلید کثیف بعثی عراق راضمیمه آن کرده بود تا بسیار کتاب کاملی میشد…
Mohammad –
خیلی دوست دارم بدونم علت انتخاب تصویر جلد رو…
خلیل –
خوب بود ولی من انتظار بیشتری داشتم