این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
ششم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
288 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
165,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
هرمان هسه کتاب «دمیان» را با فاصله ناچیزی از پایان جنگ جهانی اول نوشت. این رمان را میتوان آینه تمامنمای اندیشه هسه دانست. از جمله مفاهیمی که در این رمان به چشم میخورند، میتوان به رمانتیسم آلمانی، عرفان شرقی و اندیشههای یونگ و نیچه اشاره کرد. این رمان درباره سالهای جوانی خود هسه است که در صفحات آن، خود را امیل سینکلر مینامد. این نام در واقع تخلص ادبی هرمان هسه بود.
از متن: افسونشده و مبهوت نشسته بودم. البته هیچ نمیتوانستم به کسی مانند خانم یاگلت عشق بورزم، اما افزون بر آن، این امر اصلا در عقل هم نمیگنجید. به نظر میرسید، سرچشمههایی از لذتجویی، دستکم برای مسنترها، وجود دارد که من هرگز خوابش را هم نمیدیدم. در این میان ساز مخالفی وجود داشت که در قیاس با باور من نسبت به عشق، حسی سطحیتر و پستتر مینمود، اما واقعیت داشت. زندگی بود و ماجراجویانه مینمود. کسی که کنارم نشسته بود، همه اینها را آزموده و آنها را طبیعی یافته بود.
گفتوگویمان اندکی فروکش کرده و چیزهایی از دست رفته بود. من دیگر آن پسرک رند خوشگفتار نبودم، بلکه دیگر بچهای شمرده میشدم که پای صحبت مردی نشسته است. اما همچنین در مقایسه با زندگی من در چندماه گذشته، این همصحبتی گرانبها و همچون میوهای بهشتی بود. افزون بر این، همانگونه که رفتهرفته حس کردم، نشستن در این میکده و آنچه دربارهاش سخن میراندیم، هیچیک مجاز به شمار نمیآمد. هر کدام از اینها در مذاقم، مزهای از روح و طغیان داشت.
هنوز نیز آن شب را به روشنی به یاد میآورم. هنگامی که هر دو دیروقت زیر سوسوی چراغهای گازی در شبی خیس و سرد به سوی خانه میرفتیم، من برای نخستین بار مست بودم. این وضعیت چندان زیبا نبود. وضعیتی بود آکنده از زجر و عذاب، اما همین در عین حال جذاب بود و شیرین؛ در واقع گونهای سرکشی و خوشباشیگری، زندگی و روح را در خود داشت. بک، متهورانه، سنگینیام را بر دوش کشید. هرچند سرزنشکنان و با زبانی گزنده، ناشی تازهکار مینامیدم، مرا افتان و خیزان به خانه حمل کرد. موفق شدیم از پنجرهای نیمهباز در راهرو، پنهانی به داخل بخزیم.
| وزن | 290 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
ششم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
288 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای دمیان
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب های مرتبط
- جیمز وود
- هرمان هسه
- رافائل ژیوردانو
- آنتوان دوسنت اگزوپری
- ارنست همینگوی
- ان اچ کلاین بام
- الیف شافاک
- بلیک کراوچ
- میچ آلبوم
- 179635
بریده هایی از کتاب دمیان
اگر کتاب "دمیان " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
- عطیه
خودم را مانند تبهکاری یافتم که به سبب دزدی تکهنانی محاکمهاش کنند، حال آنکه او مرتکب قتل شده باشد. احساسی بود نفرتانگیز و ناجور، اما قوی و بهشدت گیرا که مرا محکمتر از دیگر اندیشهها به راز و گناهم گره میزد. فکر کردم شاید اکنون دیگر کرومر نزد پاسبان رفته و مرا لو داده باشد و در همان حال که اینجا مرا به چشم بچهای کوچک مینگرند، توفان بر فراز سرم در حال تکوین باشد.
- عطیه
مردمان بسیاری مرگ و از نو زاده شدن را که سرنوشت ماست تنها یکبار در زندگی تجربه میکنند، زمانی که بنای کودکیشان پوسیده میشود و به آهستگی از هم فرومیپاشد، آنگاه است که هرآنچه دوستشان میداشتیم ترکمان میگویند و ما ناگهان تنهایی و سردی مرگبار جهان گرداگرد خویش را حس میکنیم. چه بسیاری که برای همیشه در این تنگنا گیر میافتند و سراسر زندگیشان را به نحو دردناکی در حسرت گذشتهی بازگشتناپذیر و در رویای پردیس گمشده که بدترین و کشندهترین رویاهاست، سرمیکنند.
- عطیه
نخستین بار مزهی مرگ را چشیدم و مزهی مرگ تلخ است زیرا مرگ زاده شدن است.
- عطیه
هنگامی که ما از کسی بیزاری میجوییم، در واقع از چیزی بیزاری میجویی که آینهی وجود ماست. چیزى که در درونمان نباشد، نمیتواند ما را برانگیزد.
- عطیه
برای انسانی بیدار ذهن هیچ، هیچ و هیچ وظیفهای وجود ندارد مگر جست و جوی خویشتن، در خویشتن استواری یافتن و کورمال کورمال به راه خویش رفتن، حال این راه به هرکجا که بینجامد.
- عطیه
همهی آدمیان هرگاه آرمانهایشان به خطر افتد، آمادهاند به باورنکردنیترین کارها دست زنند، اما هنگامی که آرمانی نو، جنبشی نو و شاید خطرناک و شگفت ظهور میکند و بر در میکوبد، هیچکس پیدایش نمیشود.









عطیه –
این کتاب اولین اثری بود که از هرمان هسه مطالعه کردم و میتونم بگم واقعا عاشقش شدم کتابی کم نظیر که خیر و شر رو به شکل جالبی به تصویر کشیده مسیری که برای رشد توسط شخصیت اول کتاب طی میشه و برخوردش با دمیان و مادرش و تاثیری که توی زندگیش میذارن بند بند این کتاب پر از زیباییه و جای تفکر داره