این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
آقا رشید
آقا رشید
150,000 تومان قیمت اصلی: 150,000 تومان بود.120,000 تومانقیمت فعلی: 120,000 تومان.
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| نوبت چاپ |
2 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| قطع کتاب | |
| تعداد صفحه |
48 |
| موضوع | |
| سال انتشار |
1405 |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
150,000 تومان قیمت اصلی: 150,000 تومان بود.120,000 تومانقیمت فعلی: 120,000 تومان.
فقط 2 عدد در انبار موجود است
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
غلامعلی رشید علینور در مهر سال ۱۳۳۲ در شهر دزفول و در خانوادهای سنتی و با گرایش مذهبی زاده شد. آقا رشید از همان دوران نوجوانی علاقه بسیاری به درس و بحث و کتاب داشت و تحصیلات خود را تا دکتری جغرافیای سیاسی، آن هم از دانشگاه تربیت مدرس، ادامه داد.
آقا رشید یک مبارز انقلابی بود و زندان ساواک را در دوره دبیرستان خود تجربه کرد. او در طول جنگ ایران و عراق یکی از فرماندهان کلیدی ایران بود و در عملیاتهایی چون عملیاتهای مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر ۲، والفجر ۳، والفجر ۴، خیبر، بدر، والفجر ۸، کربلای ۴، کربلای ۵ و والفجر ۱۰ حضور داشت. این سردار مقتدر ایران پاداش عمری رشادت را در سن 72 سالگی، در روزهای آغاز جنگ 12 روزه، گرفت و مدال شهادت را به گردن آویخت.
برشی از کتاب آقا رشید:
کمی بعد صدای اذان ظهر از گلدستههای مسجد محل در فضا پیچید تعدادی از بستگان نزدیک که از آمدن غلامعلی باخبر شده بودند خود را به خانه رساندند. همه وضو گرفتند و پشت سر او برای نماز ایستادند پس از نماز، غلامعلی دوباره کنار مادر نشست و گفت برام یه ناخن گیر و کمی پماد بیارین میخوام به دست و پای حضرت مادر رسیدگی کنم.
با حوصله ناخنهای مادر را گرفت. سپس پماد را به دستها و پاهایش مالید و روسریاش را مرتب کرد. در چهرهاش شوقی کودکانه دیده میشد؛ انگار از انجام این کار بیشتر از هر چیز دیگری لذت میبرد. خواهر که این صحنه خاص را دید از جایش بلند شد تا از هر دوتایشان فیلم بگیرد. غلامعلی که متوجه شد گفت داری «از ما فیلم میگیری؟» بله. غلامعلی گفت: «حالا اینجوری که میگم یه عکس بگیر.» مادر را در آغوش گرفت. سرش را به سر مادر نزدیک کرد و گفت: «این قاب قشنگتره. حالا عکس بگیر».
| وزن | 74 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| نوبت چاپ |
2 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| قطع کتاب | |
| تعداد صفحه |
48 |
| موضوع | |
| سال انتشار |
1405 |
برای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب های مرتبط
- سیده رقیه آذرنگ
- سیده رقیه آذرنگ
- داوود امیریان
- زینب مولایی
- زینب مولایی
- فاطمه سادات افقه
- فرهاد خضری
- نصرت الله محمود زاده
- مونا اسکندری
- فاطمه دولتی
- زهرا آقا زاده
- افسر فاضلی شهر بابکی
- 565136
بریده هایی از کتاب آقا رشید
اگر کتاب "آقا رشید " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
با ارسال بریده کتاب، سکه دریافت کنید!









دیدگاهها
پاکسازی فیلترهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.