

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


گوهر شب چراغ
گوهر شب چراغ
122,000 تومان قیمت اصلی: 122,000 تومان بود.97,600 تومانقیمت فعلی: 97,600 تومان.
نویسنده | |
---|---|
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | اول |
سال انتشار | 1401 |
1-20 | 21-50 | 51-100 | 101+ |
97,600 تومان | 91,500 تومان | 85,400 تومان | 79,300 تومان |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
122,000 تومان قیمت اصلی: 122,000 تومان بود.97,600 تومانقیمت فعلی: 97,600 تومان.
موجود در انبار
مشاهده QR CODE

با خرید این محصول 10 سکه معادل 1,952 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
مظفر سالاری که پیش از این با آثار پرفروشی چون رویای نیمه شب، قصه های من و ننه آغا و داستان های رو به رو را به نگارش درآورده بود، در جدیدترین اثر خود به سراغ یکی از شخصیت های برجسته تاریخ معاصر ایران رفته است.
حاج شیخ غلامرضا یزدی، از مراجع بزرگ تقلید ایران در ابتدای قرن چهاردهم هجری شمسی است. نویسنده در داستان های پیوسته به زندگی این روحانی والامقام پرداخته است.
گوهر شب چراغ روایتگر مردی است که سیر و سلوک او را از مردم باز نداشت و اشتغال به زندگی روزمره و فعالیت اجتماعی، او را از یاد خدا غافل نکرد. ایشان در فضای خفقان آور دوره پهلوی اول و دوم، تمام تلاشش را به کار بست تا نور خدا، در دل های مردم زنده بماند.
گوهر شب چراغ روایتی است که عنصر خیال به آن افزوده شده است اما با کلیت حوادث مغایرتی ندارد. گوهر شب چراغ، برای شناخت الگویی نزدیک و در دسترس برای زندگی امروز ما است.
وزن | 190 گرم |
---|---|
نویسنده | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | اول |
سال انتشار | 1401 |
تعداد صفحه | 144 |
جلد کتاب | شومیز |
زبان کتاب | فارسی |
شابک | 9786227808179 |
6 دیدگاه برای گوهر شب چراغ
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.

دنیای نویسندگی دنیای بزرگ و سیالی است حتی بزرگتر از آنچه که در خیال و وهم ما است. کسی در این دنیای شیرین و عجیب محدود نمیشود. یاد دارم که روحانی نویسندهای گفت: صبر داروی بسیار تلخی است که بسیاری از مصیبتها و رنج ها را مداوا میکند. نام این نویسندهی روحانی، مظفر سالاری است.
مظفر سالاری متولد سال ۱۳۴۱ در یزد است، شهر بادگیرها، شهری که در شبهای پرستارهاش هر ستاره قصهای میشود قصهای به شیرینی شیرینیهای معروف یزد.
خودش میگوید از دوم دبستان که با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آشنا شد عشق به ادبیات هم دروجودش روشن شد و باعث شد دوست داشته باشد روزی بنویسد اما بعد از اینکه دیپلم گرفت و وارد حوزهی علمیه شد همکاریش با نشریات کودک و نوجوان جدیتر شد.
وقتی به قم رفت به کتابخانهی بزرگ شهر رفت و خواست که کتابها را مجانی برایشان فهرست کند به شرطی که فقط در کتابخانه کتاب بخواند مسئولان کتابخانه جلوی فعالیتش را نگرفتند و اینگونه بودکه اوقاتش را در بین کتابها گذراند.
آقای سالاری که ترجیح خود را نوشتن برای کودکان و نوجوانان میداند از بچگی کار نویسندگی خود را از نوشتن انشا برای دوستان و نوشتن خلاصهی کتابهایی که میخوانده شروع کرده اما کتاب محبوب و معروفش با نام «رویای نیمه شب» بیشتر یک کتاب خانوادگی محسوب میشود و نمیتوان آن را صرفا در دسته کتابهای کودک و نوجوان قرار داد. مظفر سالاری برای کتاب « نیمه شبی در حله » درسال ۸۳ نامزد ﮐﺘﺎب ﺳﺎل جمهوری اﺳﻼﻣﯽ و ﺑﺮﮔﺰﯾﺪه ﮐﺘﺎب ﺳﺎل وﻻﯾﺖ و همچنین برگزیده ﮐﺘﺎب ﺳﺎل ﺳﻼم ﺑﭽﻪها وپوپک شد. بارها داور ﮐﺘﺎب ﺳﺎل ﺑﻮده و ﺑﺎ ﻋﻨﺎوﯾﻦ ﮐﺎرﺷﻨﺎس، ﻋﻀﻮ هیئت ﻋﻠﻤﯽ، ﻣﺸﺎور و ﻣﺪﯾﺮ در اﻣﻮر ادﺑﯽ و هنری دﻋﻮت ﺑﻪ ھﻤﮑﺎری ﺷﺪ. ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺧﺪﻣﺎت ﻓﺮهنگی و ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﺗﺪرﯾﺲ داﺳﺘﺎن، طﯽ ﺳﺎلها، در دهمین ﮐﻨﮕﺮه ﺷﻌﺮ وﻗﺼﻪ طﻼب ، ﺑﺮﮔﺰﯾﺪه وﯾﮋه ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه است. از ﺳﺎل ۸۳ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﻮرای ﻓﺮهنگ ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﺣﮑﻢ وزﯾﺮ ﻓﺮھﻨﮓ و ارﺷﺎد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﻀﻮ هیئت ﻧﻈﺎرت ﺑﺮ ﮐﺘﺎب ﮐﻮدک و ﻧﻮﺟﻮان، در ﺗﺪوﯾﻦ آﯾﯿﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﻈﺎرت، ھﻤﮑﺎری ﻣﻮﺛﺮ داﺷﺘﻪ است.
ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺟﻠﺪ از ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﭘﻨﺞ ﺟﻠﺪی داﺳﺘﺎن ﻧﻮﯾﺴﯽ ﻗﺪم ﺑﻪ ﻗﺪم ﺑﺎ ﻧﺎم «ﮔﺸﺎﯾﺶ داﺳﺘﺎن» در ﺳﺎل ۸۳ ازمظفر سالاری ﺑﻪ ﭼﺎپ رﺳﯿﺪ و ﻣﻮرد اﺳﺘﻘﺒﺎل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ . در ﮐﻨﺎر ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖهایی ﭼﻮن ﻣﻌﺎوﻧﺖ ﻓﺮهنگی هنری دﻓﺘﺮ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت، ﺳﺮ دﺑﯿﺮی ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ «آﻓﺮﯾﻨﻪ» را ﻧﯿﺰ ﺑﻪ عهده دارد و ﺑﻪ ﺗﺮﺟﻤﻪ و ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻗﺮآن ﺑﺮای ﺑﭽﻪها و ﻧﮕﺎرش داﯾﺮة اﻟﻤﻌﺎرف ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﻗﺮآن ﺑﺮای اﯾﺸﺎن ﻧﯿﺰ ﻣﯽاندیشد.
سالاری نخستین رمان را در دورهی راهنمایی و تحت تاثیر نوشتههای «چارلز دیکنز» نوشت ونام آن را «سفرنامهی الیزابت » گذاشت. این کتاب دربارهی دختری است که ازانگلیس با کشتی به استرالیا میرود. درسالهای جنگ ایران و عراق مظفری نیز مثل بسیاری از هم نسلهایش به جنگ رفت در جبهههای جنگ خاطراتش را مینوشت و برای بچهها چاپ میکرد به گفتهی خودش : یک دنیا نامه برای خودم و دیگران مینوشتم و جبهه را روی کاغذ میآوردم.
او نخستین روحانی فیلمنامه نویس کشور است و در سال ۱۳۷۵ فیلمنامهای با مضمون دینی تدوین نمود که در آن زمان نمره "الف" آثار سینمایی را از آن خود کرد.
وی همچنین کتاب "قایق راندن به اقیانوس" را در شرح سفر سال ۱۳۸۶ رهبر معظم انقلاب اسلامی به استان یزد تالیف کرد.
نویسندگانی که عموما با کودک و نوجوان سرکار دارند قلم سادهای دارند از این نظر که از پیچیدگیهای گفتاری پرهیز میکنند و سعی میکنند مقدمه و مواخرهای در حد فهم کودک یا نوجوان بنویسند مظفر سالاری هم از این قاعده مستثنا نبوده است داستانهایش را معمولا حول داستانهای عاشقانه مذهبی مینویسد برای مثال به کتاب «دعبل و زلفا» اشاره میکنم که سرگذشت شاعری به نام دعبل است که زبانی تیز و صریح و حقگو دارد او در سفری به عشق( زلفا) که کنیزی شیعه است و سیرت وصورت زیبایی دارد گرفتار میشود در راه عشقش از نماز دور میشود و به شراب روی میآورد و اشعاری عاشقانه میسراید اشعار دعبل باعث میشود تا به قصر هارون راه یابد اما در نهایت یکی از عمال امام کاظم او را از اوضاع بدی که گرفتار شده نجات میدهد.
1-20 | 21-50 | 51-100 | 101+ |
97,600 تومان | 91,500 تومان | 85,400 تومان | 79,300 تومان |
بریده هایی از این کتاب
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
-
خدیجه
من پیشکار آقا سید نورالدین بودم. ایشان مأمورم کرد که هر روز بعدازظهر، درشکهای کرایه کنم و حاج شیخ را به آن روستا ببرم و بیاورم. روز اول، درشکهای کرایه کردم و به دنبال حاج شیخ رفتم. ایشان منزل یکی از آشنایان یزدیاش بود. سوار شدیم و رفتیم. به حافظیه که رسیدیم، اشاره کرد درشکه را نگه دارم. پیاده شد و در قبرستانی که آنجا بود، فاتحهای برای مرحوم اصطهباناتی خواند. دوباره سوار شدیم. راه زیاد بود و جادهٔ خاکیای که از بین مزارع و باغها میگذشت، پرپیچوخم بود و پستیوبلندی زیادی داشت. سنگهای کوچکی که در دل جاده نشسته بود، زیر چرخ میرفت و درشکه را تکان میداد. حاج شیخ گفت: «صد رحمت به الاغ خودم!»
-
خدیجه
حاج شیخ شبها آنجا نماز میخواندند و منبر میرفتند. شیرازیها از آن نماز و منبر استقبال پرشوری کردند! همزمان از روستایی نزدیک شهر نیز که زمانی حاج شیخ برای تبلیغ به آنجا رفته بودند، دعوت به منبر شدند. آقا سید نورالدین نظرشان این بود که حتی اگر حاج شیخ با درشکه به آن روستا برود، رفتوبرگشتشان چهار ساعت طول میکشد. خسته میشوند و ممکن است به نماز مسجد وکیل نرسند یا برای سخنرانی حال نداشته باشند. حاج شیخ گفت: «یکی دو روز امتحان میکنیم. اگر پیشبینی شما درست از آب درآمد، دیگر نمیروم.»
-
خدیجه
ما شیرازیها حاج شیخ را از زمانی که آیتالله اصطهباناتی از نجف به شیراز و اصطهبانات بازگشت، میشناختیم و به ایشان ارادت داشتیم. آنموقع حاج شیخ که شاگرد ایشان بود، استاد را همراهی کرد و مدتی را در شیراز ماند. پس از آنکه آقای اصطهباناتی در دفاع از مشروطه کشته شد، حاج شیخ به احترام استاد شهیدش، پیاده از یزد به شیراز آمد تا تربت ایشان را که کنار حافظیه است، زیارت کند. آخرین باری که در سالخوردگی به شیراز آمد و دو هفتهای ماند، آقا سید نورالدین، که از علمای برجسته شهر بود، با اصرار فراوان، امامت مسجد وکیل را به ایشان سپرد.
-
عطیه
هرکس با خدا معامله کند، بیشتر از آنچه فکر کند، گیرش میآید.
-
عطیه
خدا گذشتگان تو را و پدر و مادر مرا رحمت کند! سه چهار سالم بود. از مشهد آمده بودیم یزد. من روی چینهٔ باغهای کوچهبیوک راه میرفتم و گاهی میافتادم. مادرم میدوید، بلندم میکرد و گردوخاک لباسم را میتکاند. دوباره میرفتم بالا و مثل بندبازها دستهایم را باز میکردم و لبهٔ باریک دیوار راه میرفتم. مادرم پرسید: «چرا اینقدر بدی میکنی؟» گفتم: «بدی نمیکنم. دارم تمرین میکنم که روز قیامت بتوانم روی پل صراط راه بروم و نیفتم.» حالا میبینم در هر کاری که میکنیم باید حواسمان باشد که از چینه، از پل صراط نیفتیم. اینجا که درست راه بروی، آنجا نمیافتی.
-
عطیه
درس میخوانم که آدم شوم، دلم نرم شود، تربیت شوم، تسلیم خدا باشم، دست افتاده و گرفتار را بگیرم، نه اینکه درس بخوانم برای درس. درس میخوانم که توحیدم کامل شود، نه اینکه درس برایم بشود هدف و بت.
لیبل "خریدار محصول" Hossein (این محصول را خرید کرده است.) –
کتاب خیلی خوبیه ، بنده قبل از آیت که کتاب را بخوانم حاج شیخ را نمی شناختم واقعا شخصیت بی نظیری است
امیر –
کتابی زیبا ومتنی روان که حاج شیخ را به صورتی منحصر به فرد بیان داشته
محمدسعید –
جزو کتابهای وزینی است که امکان ندارد مطالعه کنی و تاثیر نپذیری، این؛ هم بخاطر عظمت شخصیت آشیخ غلامرضا یزدی هست و هم بخاطر شیرینی و زیبایی قلم استاد مطفرسالاری.
با اطمینان بخوانید و لذت ببرید…
لیبل "خریدار محصول" motahareh (این محصول را خرید کرده است.) –
کتابی گیرا که با لحظاتش همراه میشی
هر چقدر از بزرگواری و عظمت حاج شیخ بگیم کمه!
مانی (این محصول را خرید کرده است.) –
کتابی عالی و مفید
با قلمی ساده و روان
فاطمه –
قندِ این کتاب شیرینه عجیب.من این کتاب رو بخاطر قلم استاد مظفرسالاری خریدم و حاج شیخ غلامرضا رو نمیشناختم ولی خیلی خیلی خیلی خوشحالم از انتخاب و خرید این کتاب .خدا به جناب سالاری خیرکثیر عطا کنه .