غول مدفون
غول مدفون قیمت اصلی: 135,000 تومان بود.قیمت فعلی: 114,750 تومان.
بازگشت به محصولات
یادداشت های زیر زمینی
یادداشت های زیر زمینی قیمت اصلی: 190,000 تومان بود.قیمت فعلی: 161,500 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

کوتوله

کوتوله

قیمت اصلی: 70,000 تومان بود.قیمت فعلی: 59,500 تومان.

(دیدگاه کاربر 1)
قیمت پشت جلد:70,000 تومان
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

هشتم

سال انتشار

1384

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
59,500 تومان 56,000 تومان 52,500 تومان 49,000 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 70,000 تومان بود.قیمت فعلی: 59,500 تومان.

در انبار موجود نمی باشد

QR Code
قیمت پشت جلد:70,000 تومان

با خرید این محصول 6 سکه معادل 1,190 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

رمان کوتوله در سال 1944 به بازار آمد. این رمان به شرح زندگی کوتوله ای در دربار یکی از سلاطین قرون وسطای ایتالیا می پردازد. لاگرکویست داستان را از زاویه دید او و به صورت یادداشت های روزانه کوتوله بیان می کند. البته بیان مطالب به صورت یادداشت های روزانه کوتوله و به زبان اول شخص مفرد روش موثری برای بیان افکار ضمنی و برداشت های او از جزئیات امور است، هرچند که گاهی تا مرز تصنع و غیرواقعی بودن نیز پیش می رود. کوتوله را می توان تجسم خباثت دانست. او از هرچه که عشق نامیده شود بیزار است و از شادی دیگران متنفر. عشق و شادی و خنده برای او چیزهایی دروغ و تهوع آورندد. جنگ را دوست دارد و می خواهد لذت غیرقابل توصیف ناشی از فرو بردن دشنه اش در سینه دشمن را بچشد

وزن 216 گرم
نویسنده

مترجم

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

هشتم

سال انتشار

1384

تعداد صفحه

212

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

5
1 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

1 دیدگاه برای کوتوله

پاکسازی فیلتر
  1. علی

    شوکه کننده و تفکر برانگیز.
    انسان به چاپلوسی نیازمند است، چون بدون آن حتی در نظر خود چیزی که قرار است باشد، نمی شود.

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
59,500 تومان 56,000 تومان 52,500 تومان 49,000 تومان
شناسه محصول: 76067 دسته: , برچسب: , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

ارنستو پالمر در اصل برای این اسمش شد چیلی که وقتی هنوز سنی نداشت خیلی آتشی‌مزاج بود. بابایش این اسم را رویش گذاشت. پدرش وقت‌هایی که مشروب نمی‌خورْد توی بارانداز برای شرکت بول لاین کار می‌کرد. تامی کارلو گفت حالا او چیلی است، چون آرام شده بود و نیازی نبود آتشی‌مزاج باشد. تنها کاری که باید انجام می‌داد این بود که وقتی به یک بدهکار نگاه می‌کند چشم‌هایش را بی‌حالت کند و سه کلمه بیش‌تر نگوید تا طرف ماشین زنش را بفروشد و پول را بدهد. چیلی می‌گفت رازش در این است که چه‌طور آن کسی را که برای نزول گرفتن می‌آید آماده کنی.

وقتی داشت از پله‌ها می‌رفت طبقهٔ سوم، دستکش‌های چرمی مشکی‌اش را پوشید. سه‌بار در زد. منتظر شد. دستکشِ دست راستش را محکم کرد و وقتی رِی بونز در را باز کرد یک مشت زد تو صورتش. یک مشت، نیازی ندید از دست چپش هم استفاده کند. کتش را از روی صندلی‌ای که تو اتاق‌نشیمن بود برداشت. نگاهی به رِی بونز انداخت که خم شده بود و بینی و دهانش را گرفته بود و دست‌ها و لباسش پُر از خون بود و رفت بیرون. حتی یک کلمه هم با او حرف نزد.

توی ماشین که بودند چند ساختمان مانده به هتل ویکتور در خیابان اوشن تامی کارلو گفت «کتت رو بگیر، اما طرف رو عصبانی نکن، خب؟ ممکنه قضیه پیچیده شه و مجبور شیم زنگ بزنیم به مومو تا اوضاع رو راست‌وریس کنه. خب؟ اون وقت مومو از این‌که وقتش رو تلف کردیم عصبانی می‌شه و نمی‌خوایم این‌جوری بشه. خب؟»
چیلی تو این فکر بود که اگر همیشه او قرص‌های دِبی را برایش می‌برد، قرص‌ها چه‌طور بعدش برمی‌گشتند به آشپزخانه؟ اما حرف تامی را شنید و گفت «نگرانش نباش. اگه این‌جوریه، همون‌قدر که لازمه حرف می‌زنم.»

یک عمر طول می‌کشید بپرسد ساعت چند است، درحالی‌که اگر سرش را می‌چرخاند ساعت شماطه‌دار، سی سانت آن‌ورتر، روی پاتختی بود. آن‌ها از زمان دبیرستان همدیگر را می‌شناختند. آن وقت‌ها چیلی بسکتبال بازی می‌کرد و دِبی ژیمناست بود و هیکل خوبی داشت. چیلی گفت ساعت سه و نیم است، برای رسیدن سر قراری دیرش شده و خداحافظ. شنید که دِبی گفت «عزیزم! می‌شه…» اما چیلی دیگر از آن‌جا رفته بود.

دِبی از اتاق‌خواب گفت «ارنی، تویی؟» هیچ‌وقت به او نمی‌گفت چیلی. اگر چیزی می‌خواست با صدای ضعیفی او را «عزیزم» صدا می‌کرد. «عزیزم! می‌شه حالا که وایستادی لطفاً قرص‌هام رو از روی سینک آشپزخونه با یه لیوان آب برام بیاری؟» مکث. «یا نه، عزیزم! به جاش یه لیوان شیر به‌م بده با چندتا از اون کلوچه‌ها، همون‌هایی که از فروشگاه وین‌دیکسی خریدی. می‌دونی کدوم‌ها، همون‌ها که توش خُرده‌شکلات داره.» بعد از سقط‌جنینِ سه ماه پیشش حرف‌هایش را با صدای خسته‌ای کِش می‌داد.

بعد از اون سقط‌جنین هنوز تو تخته. نمی‌شه باهاش حرف زد. منظورم اینه که اگه مجبور باشی توضیح بدی، نمی‌تونی باهاش منطقی حرف بزنی.»
تامی گفت «هی، چیل! پس اصلاً به‌ش نگو.»
چیلی گفت «یارو کتم رو برداشته، نمی‌تونم ازش بخوام اون رو به‌م پس بده؟»
تامی کارلو جلوِ رستوران سوارش کرد و آن‌ها دَم آپارتمان چیلی، در مِریدیان، آن موقع خانه‌اش آن‌جا بود، ایستادند تا چیلی برود تو و یک چیزی بردارد. سعی کرد سروصدا نکند، یک جفت دستکش از تو گنجهٔ جلویی برداشت و آمد بیرون، اما دِبی صدایش را شنید.