چهره به چهره 2
چهره به چهره 2: گفت و گو با چهل چهره اهل فرهنگ، هنر و رسانه قیمت اصلی: 70,000 تومان بود.قیمت فعلی: 56,000 تومان.
بازگشت به محصولات
افعی کشی
افعی کشی قیمت اصلی: 32,000 تومان بود.قیمت فعلی: 25,600 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

مسافر جمعه

مسافر جمعه

قیمت اصلی: 55,000 تومان بود.قیمت فعلی: 44,000 تومان.

(دیدگاه کاربر 8)
قیمت پشت جلد:55,000 تومان
نوبت چاپ

اول

نویسنده

سال انتشار

1395

قطع کتاب

موضوع

ناشر

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-20 21-50 51-100 101+
44,000 تومان 41,250 تومان 38,500 تومان 35,750 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 55,000 تومان بود.قیمت فعلی: 44,000 تومان.

در انبار موجود نمی باشد

QR Code
قیمت پشت جلد:55,000 تومان

با خرید این محصول 4 سکه معادل 880 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

این رمان که یک عاشقانه سیاسی است داستان پسری اهل یکی از روستاهای سبزوار است. پدرش را مدت ها پیش ازدست داده است و حالا تصمیم گرفته است به خواستگاری دخترخاله اش برود و با او ازدواج کند.

حال و هوای این رمان در دوره اصلاحات ارضی و سال های 41 و 42 می گذرد و نویسنده اطلاعات تاریخی که به مخاطب می دهد کاملاً غیرمستقیم و بدون شعارگویی است.

وزن 254 گرم
نوبت چاپ

اول

نویسنده

سال انتشار

1395

تعداد صفحه

234

قطع کتاب

موضوع

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

ناشر

شابک 9786008460053
4.6
8 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
5
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
5
محتوای مفید و آموزنده
5

8 دیدگاه برای مسافر جمعه

پاکسازی فیلتر
  1. m.m.arabi2009.ir

    خیلی قشنگ بود.

  2. زهرا

    کتاب جذابی بود ممنون از کتابستان⁦❤️⁩

  3. محمد…..

    واقعا جالب بود در عین حال نکات تاریخی جالبی داشت

  4. آیدا

    کتاب خیلی جذابی بود

  5. Mohammad

    خلاصه کتاب و نظرات بقیه دوستان درسته،
    از چاپ گرفته تا قلم و موضوع کتاب خوبه، قیمتشم مناسبه،
    وقت آزاد داشتم تو نیمروز خوندم، توقعم بالا نبود و قشنگ توصیفش میکنم.

  6. خانم (این محصول را خرید کرده است.)

    داستان زیبا و شیرینی داره

  7. نور

    کتاب وجه تاریخی هم داره و در کل خوبه

  8. هانیه معتمدی (این محصول را خرید کرده است.)

    ین داستان یک عاشقانه سیاسی و درباره پسری، اهل یکی از روستاهای سبزوار است که پدرش را مدت‌ها پیش از دست‌ داده و حالا تصمیم گرفته است به خواستگاری دخترخاله‌اش برود و با او ازدواج کند

  9. دیدگاه شما پس از تایید نمایش داده می شود

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    لطفاً کتاب زودتر موجود کنید ممنون

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-20 21-50 51-100 101+
44,000 تومان 41,250 تومان 38,500 تومان 35,750 تومان
شناسه محصول: 66024 دسته: , برچسب: ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

برای چندمین بار چشم چرخاند و ته کوچه را نگاه کرد. هیچ‌چیز به چشم رسول آشنا نمی‌آمد. انگار کوچه را خراب کرده باشند و خاکش را به سرند کشیده و از نو ساخته باشند. اگر خرابه را پیدا می‌کرد، بقیه‌ی راه را بلد بود.

مردی که از پنجره‌ی راه‌پله‌ی خانه‌اش، رسول را می‌پایید، صدایش را بلند کرد: -پی چی می‌گردی؟ رسول وانمود کرد متوجه مرد نبوده، سرش را بالا گرفت و بلندتر گفت: «خرابه! … همون که اینجا رو به کوچه بغل وصل می‌کرد». مرد دستش را از پنجره بیرون آورد و به زنی که با آفتابه جلوی خانه‌اش را خیس می‌کرد اشاره کرد: «همینه دیگه؛ فقط راهش رو بستن. تیغه کشیدن نامردا. بپا هم گذاشتن برا محل». بوی خاک نم‌خورده، حال رسول را جا آورد. مرد به دیوار اشاره کرده بود. زن، کمر راست کرد و چادر دور کمرش را سفت کرد. مرد، خودش را تا کمر از پنجره بیرون آورد و دستش را دراز کرد: «برگرد سر کوچه. دوتا کوچه‌ی بن‌بست رو رد کنی، سومین کوچه همون جاییه که تو می‌خوای بری». رسول دوباره همه‌ی ماجرا را یادآوری کرد؛ نشانه‌های کوچک و بزرگ. معطل نکرد، خودش را از دیوار بالا کشید.

برای چندمین بار چشم چرخاند و ته کوچه را نگاه کرد. هیچ‌چیز به چشم رسول آشنا نمی‌آمد. انگار کوچه را خراب کرده باشند و خاکش را به سرند کشیده و از نو ساخته باشند. اگر خرابه را پیدا می‌کرد، بقیه‌ی راه را بلد بود. دهمین باری بود که تا ته کوچه می‌رفت و بی‌نتیجه برمی‌گشت. چشم‌هایش را بست. دوباره حرف‌ها و صداهای آن روز، همه‌ی چیزهایی که به چشمش خورده بود را در ذهن دوره کرد. دوباره به مغزش فشار آورد شاید نشانه‌ی تازه‌ای یادش بیایید. دری، پیکری که از آن روز جایی از ذهنش باقی مانده باشد؛ هیچ اثری از آن‌همه نبود.