ارمیا
ارمیا قیمت اصلی: 295,000 تومان بود.قیمت فعلی: 206,500 تومان.
بازگشت به محصولات
کفش باز
کفش باز 315,000 تومان
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

قیدار

قیدار

قیمت اصلی: 275,000 تومان بود.قیمت فعلی: 192,500 تومان.

(دیدگاه کاربر 10)
قیمت پشت جلد:275,000 تومان
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

هفدهم

سال انتشار

1391

تعداد صفحه

296

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 275,000 تومان بود.قیمت فعلی: 192,500 تومان.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

torobpay
هر قسط با ترب‌پی: 48,125 تومان
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
QR Code
قیمت پشت جلد:275,000 تومان

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 1,000,000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

در قرآن، اسم بعضی پیامبران آمده است؛ اسم بعضی غیرپیامبران هم، چه صالح و چه طالح آمده است… صلحا عاشق حضرت باری هستند… اما حضرتِ حق، بعضی را خودش هم عاشق است… عاشقی خدا توفیر دارد با عاشقی ما… خدا عاشقی است که حتی دوست ندارد، اسم معشوقش را کسی بداند… به او می‌گوید، رجل! همین… مرد!… همین…
از متن کتاب:
می‌فرماید و جاء من اقصی‌ المدینه رجل یسعی… جای دیگر می‌فرماید و جاء رجل من اقصی‌ المدینه‌ یسعی، یعنی این دو تا رجل با هم فرق می‌کنند… یکی می‌آید موسای نبی را نجات می‌دهد… قوم بنی‌اسرائیل را در اصل نجات می‌دهد… دیگری هم قومی را از عذاب نجات می‌دهد… اسم‌ش چیست؟ اسم‌شان چیست؟ نمی‌دانیم… رجل است…

وزن 343 گرم
نویسنده

ناشر

موضوع

قطع کتاب

نوبت چاپ

هفدهم

سال انتشار

1391

تعداد صفحه

296

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

4.8
10 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

10 دیدگاه برای قیدار

پاکسازی فیلتر
  1. پریسا

    کتاب‌های آقای امیرخانی واقعا جذاب هستن

  2. زهرا

    کتابای آقای امیرخانی نیاز به تعریف ندارن
    عالی ?

  3. علی

    میشه گفت یه نگاهی هست به زندگی تختی

  4. پریسا

    نگاهی به سبک زندگی پهلوانی، نگاهی که توان سکوت در مقابل ظلم رو نداره.

  5. علی

    رضا امیرخانی در کتاب خود، شخصیتی به نام قیدار را پرورانده است و تمام داستان پیرامون این شخصیت در گردش است. قیدار صفات و خصوصیات اخلاقی اعم از: لوطی‌گری، جوانمردی، گذشت، مرام، انسانیت و عاشق پیشگی را یکجا دارد.

  6. مصطفی

    به پیشنهاد یکی از دوستان، خریدم
    کتاب های آقای امیرخانی عالی هستن

  7. علی

    قدرت امیرخانی در روایتش است. حتی در بیوتن که تکنیکی ترین اثر امیرخانی است هرگز فرم و ساختار بر محتوا پیشی نمی گیرد و فرم صرفا ابزاری در جهت پیشبرد روایت است.

  8. محسن

    نویسنده کتاب یکی از بهترین خالقان آثار نثر فارسی هستند

  9. لیبل "خریدار محصول" خدیجه (این محصول را خرید کرده است.)

    قلم نویسنده و محور داستان بسیار جذابه.

  10. Mohammad

    عجب داستانی
    نگارش خاصی داره
    روند صعودی و مفهوم ارزنده!
    چه قلمی، احسنت.
    می‌فهمیم که هر کسی که دست به قلم شد که نویسنده نیست، نویسنده یعنی یکی مثل آقای امیرخانی. خدا قبول کنه، 🌸💕

دیدگاه خود را بنویسید

رضا امیرخانی؛ متولد 17 اردیبهشت ماه سال 1352 از نویسندگان شناختۀ شدۀ جریان انقلاب در داستان است.

پدر او کارخانه ‌دار بود و کودکیش را در محلۀ بیست و پنج شهریور تهران سپری کرد. دورۀ ابتدایی را در دبستان بهرستگان و دورۀ راهنمایی و دبیرستان را در دبیرستان سمپاد علامه حلی تهران گذراند و در سال ۱۳۷۰ وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و موفق به اخذ مدرک مهندسی مکانیک شد. او در سال ۱۳۷۱ زمانی که کمتر از بیست سال داشت موفق به دریافت گواهینامۀ خلبانی شد و جوان ترین خلبان ایرانی لقب گرفت. او در همین سال‌ ها بر روی یک پروژۀ هواپیمایی دو نفره آموزشی کار کرد و در هیأت مدیرۀ مؤسسۀ خصوصی هواپویان عضو شد. اما پروژۀ او در یک مزایدۀ داخلی و دولتی رد شد و دولت با یک شرکت خارجی همکاری خود را آغاز کرد. این اتفاق رضا امیرخانی را به شدت تحت تأثیر قرار داد و او را در دام افسردگی انداخت. به این ترتیب او به فعالیت ‌های فرهنگی در دبیرستان علامه حلی روی آورد. ورود جدی او به فضای ادبیات از شب‌ های شعر انقلاب اسلامی در دبیرستان علامه حلی شروع شد و از همان اواخر دوران دبیرستان نوشتن را آغاز کرد و اولین حاصل آن رمانی به نام «ارمیا» بود که در سال ۱۳۷۴ منتشر شد. در سال ۱۳۷۸ مشهوریترین اثر او با نام «مَنِ او» انتشار یافت. او برای نوشتن این رمان نزدیک به دو سال از عمرش را وقف مطالعۀ آثاری دربارهٔ تهران قدیم کرد. این رمان از پُرمخاطب ترین رمان‌های دههٔ هشتاد ایران بود. امیرخانی در در سال ۱۳۹۷ برای نگارش کتاب «ره‌ش» برندۀ جایزۀ سی ‌و ششمین دورۀ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش ادبیات شد. رضا امیرخانی در سال 1379 به آمریکا مهاجرت کرد و پس از چندی به ایران بازگشت. او در نویسندگی هم مثل دیگر جریانات زندگیش، جسور و ماجراجو و پُر جوش و خروش است. مدام انتقاد و اعتراض دارد و آرمان شهر خود را مطالبه می کند و سیاست برایش پُر رنگ است.

شناسه محصول: 45639 دسته: , برچسب:

بریده هایی از کتاب قیدار

اگر کتاب "قیدار " را مطالعه کرده اید، بریده هایی از متن آن را با دیگران به اشتراک بگذارید!

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیدار بعدها آرام به صفدر گفته بود که جون، خودش غلامِ رومی بوده است و اسم ش لاتین است. شعور داشت همان را به لاتین می نوشت و می فهمید که لاتی با لاتین هم جور درمی آید!

شیخ جلو می آید. به قیدار می گوید: ــ اخوی! ما با شما هم محل هستیم در قلهک… شنیده بودیم مسجدی هستید، اما در مسجد زیارت تان نکرده ایم… خیلی از اربابِ گاراژدار وجوهات شان را با ما صاف می کنند… ــ گاراژدار و گاراژندار یک ارباب دارند! آن ارباب هم بیش تر مالِ هیأتی ها است تا مسجدی ها!

تصمیمِ اولی که به ذهن ت می زند، با همه ی جان گرفته می شود. تصمیمِ دوم، با عقل، و تصمیمِ سوم با ترس… از تصمیمِ اول که رد شدی، باقی ش مزه ای ندارد

آخرِشب می روید و یک وانت کرا می کنید و می ایستید دمِ خانه ی خیابانِ کاخ. آن ها گله می کنند که جای وانت کم است و شما مدام گله می کنید که “چرا این همه بار”… ته بارشان را می گویید جا نداریم و صبح دوباره می روید خیابانِ کاخ و خانه ی مادرِ شهلاخانم برای ته بار! ــ والله در شأن شما نیست آقا… ــ گوش بگیر شامورتی نیم دقیقه! فردا در شأن می روید… بارِ وانت را که شب خالی کرده اید در گاراژ، صبح می ریزید در همان هجده چرخِ اتاق دار! بارها را جوری می چینید که فقط دو وجب تهِ تریلی خالی باشد برای ته بار… اگر دیدید لق می خورد، از تو گاراژ پالتِ چوبیِ خالی بگذارید جلوِ بارشان… برعکسِ شب رفتن، این بار، روز می روید و حسابی شلوغ می کنید و بوقِ کشتی می کشید و… جوری که هم سایه هاشان ببینند یک تریلیِ پرِ جهاز از خانه بیرون می رود… جوری بار را ببرید که رخ داشته باشد

قیدار! گیرم صاحبِ همه ی کامیون های زمین هم شدی، بالاتر، گیرم صاحبِ همه ی طیاره های عالم هم شدی، ثم ماذا؟ بعدش چه؟ به چه می نازی؟

من همیشه به تصمیمِ اول، احترام می گذارم. تصمیمِ اولی که به ذهن ت می زند، با همه ی جان گرفته می شود. تصمیمِ دوم، با عقل، و تصمیمِ سوم با ترس… از تصمیمِ اول که رد شدی، باقی ش مزه ای ندارد