

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


سفیر عشق
سفیر عشق
140,000 تومان قیمت اصلی: 140,000 تومان بود.112,000 تومانقیمت فعلی: 112,000 تومان.
نویسنده | |
---|---|
مترجم | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | اول |
سال انتشار | 1401 |
1-20 | 21-50 | 51-100 | 101+ |
112,000 تومان | 105,000 تومان | 98,000 تومان | 91,000 تومان |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
140,000 تومان قیمت اصلی: 140,000 تومان بود.112,000 تومانقیمت فعلی: 112,000 تومان.
موجود در انبار
مشاهده QR CODE

با خرید این محصول 11 سکه معادل 2,240 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
رمان سفیر عشق اثری بدیع در عرصه ادبیات عاشورایی است که خواننده را از عصر جانکاه عاشورا تا قصه خرابه شام، هم غُصه می کند و از طرفی تجربه ناب را از این حادثه عالم سوز با دیگران به اشتراک می گذارد.
رمان حاضر براساس داستانی از احمد تورگوت نویسنده شهیر ترک، به زیبایی ترجمه و سپس متناسب با فرهنگ و ادبیات عاشورایی پارسی زبانان، بازآفرینی شده است.
این متن زنده، گاهی خواننده را با اشک و آه و سوز حسینی همراه می کند و گاهی حس حماسی رسالت زینبی را در جان خواننده می نشاند…
سفیر عشق را بی اغراق می توان یکی از نمونه های خوب ادبیات عاشقانه و البته عاشورایی دانست
وزن | 265 گرم |
---|---|
نویسنده | |
مترجم | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | اول |
سال انتشار | 1401 |
جلد کتاب | شومیز |
زبان کتاب | فارسی |
ویژگی | |
تعداد صفحه | 284 |
شابک | 9786226837996 |
برای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
1-20 | 21-50 | 51-100 | 101+ |
112,000 تومان | 105,000 تومان | 98,000 تومان | 91,000 تومان |
بریده هایی از این کتاب
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
-
خدیجه
سر پاکی را که حبیب خدا میبوسید و پسرم صدایش میکرد، در اوج آسمان، به پهنه سرخرنگ شرق چقدر زیبا دلبری میکند. موهایش چون تکههای کوچک ابر به آرامی در حرکتاند. پیشانی برآمدهاش شبیه انار سرخ ترکخورده و قطرههای خون تا زیر چانهاش به قشنگی یاقوت دلمه بسته است. به زحمت، لبخند روی لبانش هنوز حفظ شده و جای زخم خارها روی لبان شریفش _ بعد از این که سر مطهر بارها روی زمین افتاده _ با خاک پر شده است. از آن بالا، هفتاد و دو مرد قطعه قطعه، در چشمان بیجان حسین (ع) دیدنیتر شدهاند! و درست مثل ستارههای یک شب صاف در سینهٔ دشت سوسو میزنند.
-
خدیجه
با طلوع خورشید کربلا بر نیزهها، خورشید از شرم، انگار میخواهد زودتر از همیشه غروب کند.
-
خدیجه
کمی آنطرفتر حسین (ع) دیگری در میان سوز ستم، به تماشا ایستاده، حسین (ع) مکرر شده و این بار روی نیزه تابیدن گرفته است.
-
خدیجه
این آب، تاریخی است. مهریهٔ کوثر (س) است؛ عجین است با صدای مادری که جگر گوشهاش شهید عشق را صدا میزند: پسر شهیدم! شیرم حلالت!
-
خدیجه
زمان که چند لحظهای از حوادث عقب افتاده، حالا خیرهخیره دارد طفل لبان ترکخورده حسین (ع) را نگاه میکند که تشنه، در آغوش گشودهٔ مادر فرات جان داده است.
-
خدیجه
زمین از این سنگینی به خود میلرزد و کوچکتر از آن است که بتواند این پیکر را در میان بگیرد و حالا این پسر ابوتراب است که زمین را در حجاب خویش گرفته است.
دیدگاهها
پاکسازی فیلترهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.