ملت عشق
ملت عشق قیمت اصلی: 420,000 تومان بود.قیمت فعلی: 357,000 تومان.
بازگشت به محصولات
باب اسرار
باب اسرار قیمت اصلی: 58,000 تومان بود.قیمت فعلی: 49,300 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

سال بلوا

سال بلوا

قیمت اصلی: 280,000 تومان بود.قیمت فعلی: 238,000 تومان.

(دیدگاه کاربر 7)
قیمت پشت جلد:280,000 تومان
نویسنده

ناشر

موضوع

، ،

قطع کتاب

نوبت چاپ

سی ام

سال انتشار

1400

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
238,000 تومان 224,000 تومان 210,000 تومان 196,000 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 280,000 تومان بود.قیمت فعلی: 238,000 تومان.

فقط 5 عدد در انبار موجود است

QR Code
قیمت پشت جلد:280,000 تومان

با خرید این محصول 24 سکه معادل 4,760 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

عباس معروفی در کتاب سال بلوا، از زبان نوشافرین، دختری که درگیر یک عشق عجیب شده است خاطراتی را نقل می‌کند. بدون نقل هیج حاشیه یک راست وارد داستان می‌شویم و با نوشافرین همراه می‌شویم. سبک نگارش داستان، جریان سیال ذهن است و راوی داستان گاه اول شخص و گاهی دانای کل است. نوشافرین به همراه پدرش که یک نظامی است به شهر سنگسر می‌رود. پدر برای دخترش آینده‌ی دیگری رقم زده است اما او وارد یک رابطه عاطفی با یک کوزه‌گر می‌شود و تمام عشقش را نثار او می‌کند. این بر خلاف چیزی است که پدر سخت‌گیرش انتظار دارد…

در کتاب سال بلوا جایگاه زنان در جامعه ایرانی و فشار لایه‌هایی از اجتماع برای فرونگاه داشتن آنان به تصویر کشیده شده است.

وزن 330 گرم
ابعاد 14 × 21 × 1 سانتیمتر
نویسنده

ناشر

موضوع

، ،

قطع کتاب

نوبت چاپ

سی ام

سال انتشار

1400

تعداد صفحه

342

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

شابک 9789643113742
5
7 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

7 دیدگاه برای سال بلوا

پاکسازی فیلتر
  1. محسن

    داستانی عجیب، زیبا و غم انگیز. همانند دیگر داستانهای عباس معروفی هیچ کدام از شخصیتهای داستان به رستگاری نمی رسند و سرنوشت غم انگیزی دارند.

  2. علی

    تلخیِ شیرینی که به شما با خوندن این کتاب تزریق میشه غیرقابل توصیفه چند باری شاید باید تحمل کنید اما نمیتونید رها کنید این کتاب رو که سرشار از متد قوی و اصولی ادبیات هست و بسیار بسیار جذاب! استاد معروفی قلمی دارند که لازم به تعریف و تشویق نیست

  3. محمد

    عالیست کتاب های عباس معروفی که همه خوب

  4. محمد

    کتاب های عباس معروفی مثل اثر سمفونی مردگان شون هم عالی هست

  5. خانم (این محصول را خرید کرده است.)

    این کتاب عالیه ولی ای کاش موجود میشد

  6. F_b (این محصول را خرید کرده است.)

    عباس معروفی و کتابهای خیلی خوبش
    مرسی موجود شد

  7. بهنام مؤمنی (این محصول را خرید کرده است.)

    یک داستان عاشقانۀ عالی از عباس معروفی. معروفی در این داستان هم از شخصیت‌های اسطوره‌ای استفاده کرده که نشان می‌دهد نویسنده حتی در انتخاب اسم شخصیت‌ها هم باید دقیق شود.

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
238,000 تومان 224,000 تومان 210,000 تومان 196,000 تومان
شناسه محصول: 69839 دسته: , برچسب: , , , , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

چرا فرار می‌کنی؟
می‌ترسم.
از من؟ نه، از عشق.

وقتی سر قدرت دعوا دارند، با همه چیز مردم بازی می‌کنند، ساده نباش

خیال می‌کردم دارم درست بازی می‌کنم، دو تا اسب‌هام را می‌برم جلو، وزیر را می‌کشم بیرون، یک سرباز می‌دهم، با سه حرکت، کیش، مات. امّا سربازم را دادم، اسب‌هام را دادم، وزیر و فیل و قلعه را هم دادم و در این پس‌قلعه متروک جا ماندم.»

گفت که در زمان‌های بسیار قدیم زن و مردی پینه‌دوز یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دست‌هاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند، به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بینداز. زن هم دست‌هاش به سوزن و وصله بود، آمد که نخ را از لب‌های مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کار کنم. ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند.

وقتی سر قدرت دعوا دارند، با همه چیز مردم بازی می‌کنند، ساده نباش.»

چرا یاغی شده‌اند؟ هیچ فکر کرده‌اید؟ از گشنگی، ناامنی، بی‌سوادی، همین پاسبان‌های شما کم مردم را غارت نمی‌کنند. آن وقت شما آمده‌اید دار ساخته‌اید؟ روی هیتلر را سفید کرده‌اید!» «ما که کسی را دار نمی‌زنیم.» «مردم از ترس دارند می‌میرند، آقا