کتاب تئوری موسیقی
تئوری موسیقی قیمت اصلی: 195,000 تومان بود.قیمت فعلی: 165,750 تومان.
بازگشت به محصولات
کتاب سعادت زناشویی
سعادت زناشویی قیمت اصلی: 150,000 تومان بود.قیمت فعلی: 127,500 تومان.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

زل آفتاب

زل آفتاب

قیمت اصلی: 120,000 تومان بود.قیمت فعلی: 102,000 تومان.

(دیدگاه کاربر 2)
قیمت پشت جلد:120,000 تومان
نویسنده

ناشر

موضوع

، ،

قطع کتاب

نوبت چاپ

دوم

سال انتشار

1399

قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
102,000 تومان 96,000 تومان 90,000 تومان 84,000 تومان

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی: 120,000 تومان بود.قیمت فعلی: 102,000 تومان.

در انبار موجود نمی باشد

QR Code
قیمت پشت جلد:120,000 تومان

با خرید این محصول 10 سکه معادل 2,040 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

کادوپیچ

برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)

معرفی کتاب زل آفتاب اثر سروش چیت ساز
سروش چیت ساز (1357) از داستان نویسان متفاوت معاصر است. او در آثاری که منتشر کرده تلاش داشته تا با استفاده از زبان، سوژه های بدیع و نوع روایتی تازه ، مخاطب را غافلگیر کند. چیت ساز پیش از این دو کتاب بارش سفره ماهی و نوبت سگها را منتشر کرده بود که دومی برنده ی جایزه ی بهترین مجموعه داستان جایزه ی مهرگان ادب شد. اولین رمان او، زل آفتاب، برآمده از جهانی است که در آن همه چیز در سایه ای از اضمحلال و غبار فرورفته و حالا باید این غبار زدوده شود.

این کتاب داستان آدم هایی است داخل یک قاب عکس، عکسی که محور اثر میشود و راوی را بر آن می دارد تا در دالانهای مخوف زمان و مکان حرکت کند. داستان کشف عکس ها و مردگان و نیم زندگان است. اثری مکاشفه گونه در زیرزمینها و در کشف آدمهایی که نمی توان با قطعیت از بودن یا نبودنشان سخن گفت. رمان «زل آفتاب» اثری تودرتو و مملو از ارجاعات تاریخی است برای مخاطبی که می خواهد اثری متفاوت بخواند، با انواع رازها و نشانه ها. برای همین این رمان را برای مخاطب ماجراجوتر ادبیات میدانیم، که می خواهد بداند پشت این همه زمان مرده چه کس یا روایتی ایستاده است.

وزن 265 گرم
ابعاد 14 × 21 × 1 سانتیمتر
نویسنده

ناشر

موضوع

، ،

قطع کتاب

نوبت چاپ

دوم

سال انتشار

1399

تعداد صفحه

262

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

5
2 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
0
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
0
محتوای مفید و آموزنده
0

2 دیدگاه برای زل آفتاب

پاکسازی فیلتر
  1. علی

    داستان جالبی داره کتاب

  2. علی

    به جامعه نگاه می‌کند، زندگی شخصیت‌های کتابش را در نظر دارد و به دوراهی‌های زندگی هم نگاه می‌کند تا بتواند گسست‌های ارزشی را در همین ده سال اخیر بررسی کند. او به گذشته و آینده نامعلوم این جوانان می‌نگرد و از مواجهه‌شان با نظام‌های ارزشی و تضادهایی می‌گوید که مدام پیش روی شخصیت‌های داستانش قرار می‌گیرد.

دیدگاه خود را بنویسید
قیمت بر اساس تعداد خرید
1-10 11-20 21-100 101+
102,000 تومان 96,000 تومان 90,000 تومان 84,000 تومان
شناسه محصول: 75363 دسته: , برچسب: , , , , , , , , , ,

بریده هایی از این کتاب

برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

یادم می‌آید بچه‌تر که بودم چه‌قدر دلم می‌خواست می‌شد از درِ حیاط اصلی که ته بن‌بست بود بروم خانه، اما آن حیاط راهی به طبقه دوم که ما می‌نشستیم نداشت. اگر هم از آن در داخل می‌شدم، برای رفتن به حیاط دیگر باید از میان طبقه اول می‌گذشتم که با بودن قَدَرقَدْر نمی‌شد. حالا جز چند تصویرِ محو چیزی از خانه قَدَرقَدْر در ذهنم نمانده. از وقتی عقل‌رس شده‌ام دیگر کنجکاو دیدن توی خانه نیستم اما هربار از درِ یال کوچه که به حیاطِ کوچکِ نیاز باز می‌شود می‌روم تو، نگاهی هم به ته بن‌بست می‌اندازم و یاد دخترکی می‌افتم که آن حیاط را یک باغ مخفی می‌پنداشت.

خانه برای ما سرنخِ یک کلاف بلند بود که در تمام زندگی‌مان، هر جا که می‌رفتیم، دور جهان می‌پیچیدیم. یک نخ آریادنه که ما را از چنگِ مینوتورِ گاوسرِ هزارتوها به جهان امن بازمی‌گرداند. من از وقتی چشم باز کرده بودم توی همین خانه بودم، پدر و عمه هم چشم‌شان را همین جا باز کرده بودند و مادر و عمه و خیلی‌های دیگر هم همین جا چشم‌های‌شان را برای همیشه بستند. در همین عمارت درندشت دوطبقه، حوالی پارک لاله، با دو در توی یک کوچه فرعیِ بن‌بست که هر کدام به یک حیاط مجزا می‌رسید.

مُردن پدر دور از دایره حضور ما رخ داده بود. مدت‌ها پیش از آن‌که تصویر واضحی از او در حافظه‌ام ثبت شود، از مدار زندگی ما خارج شده بود و من او را به خاطر نمی‌آوردم. در خانه هم جز سپهر، که آن روزها پنج شش سالی داشته و چند جمله‌ای از او را هرازچندی بلغور می‌کرد، کسی از مُرده یا زنده‌اش حرف نمی‌زد. مادر جوری پدر را در طبقهٔ «مَگو» ها جا داده بود که صحبت از او، حتی برای عمه، ناممکن بود.

اسم درخت را همان موقع، یا شاید بعدها، گذاشته بودند نیاز و هنوز اسمش همان بود. وقتی جدِ بزرگ نهال را می‌کاشته لابد نهری هم از کنارش می‌گذشته و مرد خیالش بابت پا گرفتن و ماندن درخت راحت بوده. بعدها هم که شهر شروع کرد به بلعیدن زمین‌ها و روستاهای دوروبر، پدربزرگ دورتادورِ زمینِ اطرافِ درخت حصاری کشید و قبل از آمدن متفقین، خانه را در آن عَلَم کرد. حالا درخت، بی‌آن‌که در تمام زندگی‌اش ثمری داشته باشد، با تمام عظمتش از بیخ بیرون آمده و افتاده بود. در آن تاریکیِ دم غروب، انگار بار اولی بود که می‌دیدمش؛ شبیه انسان کهن‌سالی که تا پیش از مرگش کسی متوجهِ بودنش نیست ــ نه مثل پدر که ناپدید شدنش خاطره‌اش را هم برده بود. عمه می‌گفت چیزی که مُردگان را در خاطره زنده نگه می‌دارد چندوچونِ مُردن‌شان است.

مدت‌ها بود می‌خواستم برای سهراب از خانه‌مان بگویم؛ خانه‌ای که پدربزرگ دورِ همین درخت ساخته بود. چنار را سال‌های سال پیش، پدرِ پدربزرگش به نشانه نذری مرموز نشانده بود که هنوز هم برآورده نشده، جایی حوالی روستایی که حالا فقط کوچه و خیابان بود. آن قدیم‌ها درخت جایی قرار داشت بیرونِ امیرآباد و بعد نصرت‌آباد و بعد افتاد توی محله جلالیه، نزدیک میدان مشق، و بعد اسمش باز چرخید به امیرآباد و باز اسم عوض کرد تا برسد به این‌که الآن هست.