

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


دویدن در میدان تاریک مین
دویدن در میدان تاریک مین
12,000 تومان قیمت اصلی: 12,000 تومان بود.10,200 تومانقیمت فعلی: 10,200 تومان.
نویسنده | |
---|---|
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | نهم |
سال انتشار | 1385 |
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
10,200 تومان | 9,600 تومان | 9,000 تومان | 8,400 تومان |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
12,000 تومان قیمت اصلی: 12,000 تومان بود.10,200 تومانقیمت فعلی: 10,200 تومان.
در انبار موجود نمی باشد
مشاهده QR CODE

با خرید این محصول 1 سکه معادل 204 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
انتشارات چشمه منتشر کرد: غروب بود. من زل زده بودم به پشت دستهاش، هر دو وحشت كرده بودیم. بس كه نزدیك شده بودیم به هم، بس كه معصومیت ریخته بود آنجا، پشت دستها. بعد، من با انگشت اشاره، خطی فرضی و مورب، درست از وسط ساعد تا انگشت كوچك دست راستاش كشیدم و به او گفتم كه عمیقا دوستش دارم. فروشگاه اینترنتی 30بوک
وزن | 75 گرم |
---|---|
نویسنده | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | نهم |
سال انتشار | 1385 |
تعداد صفحه | 48 |
جلد کتاب | شومیز |
زبان کتاب | فارسی |
شابک | 9789643622718 |
برای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.

مصطفی مستور؛ داستان نویس، پژوهشگر و مترجم ایرانی؛ یکم فروردین ماه سال ۱۳۴۳ در اهواز به دنیا آمد.
در سال ۱۳۶۷ در رشتۀ مهندسی عمران از دانشگاه شهید چمران اهواز فارغ التحصیل شد. اما علاقۀ او به ادبیات او را به سوی ادامۀ تحصیل در این رشته سوق داد. او مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی از همین دانشگاه اخذ کرد.
او جوایزی هم در عرصۀ داستان کسب کرده است از جمله؛
برگزیدۀ بهترین رمان سالهای ۷۹ و ۸۰ جشنواره قلم زرین، برندهٔ لوح تقدیر از نخستین مسابقه داستان نویسی صادق هدایت و برنده جایزۀ سوم مسابقۀ داستان کوتاه مجله ادبیات داستانی.
او علاوه بر نویسندگی داستان های بلند و کوتاه، دستی در ترجمه و پژوهش دارد و آثاری نیز در این زمینه از او منتشر شده است. او از دوران کودکی، فردی پرسشگر و کنجکاو بود و از همان دوران به کتاب های فلسفی و پرسش های عمیق علاقه نشان می داد.
اولین اثر او در قالب داستان کوتاه با نام «دو چشم خانۀ خیس» توسط مجله کیان در سال 1369 منتشر شد. این مجله متعلق به دهۀ شصت و هفتاد بود و به موضوعات فلسفی می پرداخت. نخستین کتاب خود را نیز با عنوان «عشق روی پیادهرو» که شامل ۱۲ داستان کوتاه بود در سال 1377 منتشر کرد. مستور دو سال بعد از انتشار اولین مجموعه داستان خود، رمان بلند و محبوب «روی ماه خداوند را ببوس» را منتشر کرد.
اغلب مخاطبان، مستور را در داستان نویسی با کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» می شناسند. این اثر پرافتخارترین اثر اوست و می توان آن را نقطۀ عطفی در کارنامۀ او دانست. نویسنده در این کتاب به فلسفۀ وجود خدا و شک در آن می پردازد. از این حیث نمی توان آن را کتابی عامه پسند تلقی کرد. این کتاب توانست توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب کند.
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
10,200 تومان | 9,600 تومان | 9,000 تومان | 8,400 تومان |
بریده هایی از این کتاب
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
-
خدیجه
کوهی: گفتی دوبار؟
مخمل: سهبار، قربان.
کوهی: سهبار؟ (برگهٔ توی دستش را تا نزدیک چشمش بالا میآورد) ولی اینجا نوشته شده دوبار.
مخمل: قربان، بار سوم رو دیشب اعتراف کرد.
کوهی: دیشب؟ پس چرا حالا داری به من میگی؟
مخمل: قربان، دیشب وقتی اقرار کرد، شما مشغول استراحت بودید.
نخواستم مانع استراحت شما بشم، قربان.
کوهی: ببینم، تو چند ساله اینجا کار میکنی؟
مخمل: هفده سال و نه ماه، قربان.
-
خدیجه
صحنه، اتاقی نسبتا بزرگ. یک میز دراز و سه صندلی چوبی، درست وسط اتاق زیر چراغی که از سقف تا روی میز پایین آمده، قرار دارند. نور این چراغ، اصلیترین منبع نور صحنه است. دوتا از صندلیها دو سر میز و صندلی سوم وسط میز، رو به تماشاچیها، گذاشته شده. انتهای سمت چپ صحنه، تهویهای بسیار بزرگ اما خاموش در دیوار مقابل تعبیه شده. کنار دیوار سمت راست، قفسهای پُر از پوشه قرار دارد و آشکارا پیدا است که حجم پوشهها بسیار بیشتر از ظرفیت قفسه است. مخمل پوشهای توی دستش گرفته و کنار قفسه ایستاده است. کمی دورتر، در قسمت نسبتا تاریک صحنه، کوهی با چند برگ توی دستش به موازات میز قدم میزند. گاهی به سمت میز میآید و ما لحظهای در اثر تابش نور چراغ بالای میز او را میبینیم اما بعد، باز به قسمت تاریک صحنه میرود و تنها سایهای محو و ناپیدا از او به چشم میخورد.
دیدگاهها
پاکسازی فیلترهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.