

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


تبصره ی 22
تبصره ی 22
420,000 تومان قیمت اصلی: 420,000 تومان بود.357,000 تومانقیمت فعلی: 357,000 تومان.
نویسنده | |
---|---|
مترجم | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | هفتم |
سال انتشار | 1400 |
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
357,000 تومان | 336,000 تومان | 315,000 تومان | 294,000 تومان |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
420,000 تومان قیمت اصلی: 420,000 تومان بود.357,000 تومانقیمت فعلی: 357,000 تومان.
در انبار موجود نمی باشد
مشاهده QR CODE

با خرید این محصول 36 سکه معادل 7,140 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
معرفی کتاب تبصره 22 اثر جوزف هلر
در قلب داستان تبصره ی 22، شخصیتی بی همتا به نام یوساریان قرار دارد. او که در نیروی ارتش، توپچی است و همیشه از زیر کارها در می رود، قهرمانی زیرک است که برای نجات جانش از خطرات بی پایان جنگ، به هوشمندانه ترین شکل ممکن از خلاقیت خود استفاده می کند. مشکل او، سرهنگی است که مدام، تعداد مأموریت های موردنیاز برای تکمیل دوره ی خدمت سربازان را افزایش می دهد. یوساریان، حتی اگر هم بتواند به هر طریقی از انجام این مأموریت های مرگ بار شانه خالی کند، از قانونی همنام با عنوان کتاب، راه گریزی ندارد. این قانون بیان می کند که اگر کسی با تمایل خود به شرکت در مأموریت های خطرآفرین و مرگبار ادامه دهد، دیوانه و مجنون تلقی خواهد خواهد شد، اما اگر این شخص، درخواست رسمی و مورد نیاز برای معاف شدن از این مأموریت ها را ارائه دهد، دقیقا همین ارائه ی درخواست، ثابت می کند که او دیوانه نیست و بنابراین، شرایط لازم برای معاف شدن از مأموریت ها را ندارد!
وزن | 490 گرم |
---|---|
ابعاد | 14 × 21 × 1 سانتیمتر |
نویسنده | |
مترجم | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | هفتم |
سال انتشار | 1400 |
تعداد صفحه | 518 |
جلد کتاب | جلد سخت (گالینگور) |
زبان کتاب | فارسی |
6 دیدگاه برای تبصره ی 22
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
357,000 تومان | 336,000 تومان | 315,000 تومان | 294,000 تومان |
بریده هایی از این کتاب
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
-
خدیجه
در میان باندپیچی دو آرنجش زیپی مثل لب دوخته شده بود که از میانش با ظرفی شفاف به او مایعی شفاف میخوراندند. لولهٔ بیصدایی از جنس روی از گچِ کشالهٔ رانش بیرون زده و وصل شده بود به شلنگ باریک لاستیکیای که ضایعات کلیههایش را حمل میکرد و به طرز کارآمدی میچکاند توی ظرف شفاف تشتکداری که روی زمین قرار داشت. وقتی ظرف کف زمین پُر بود، یا ظرف غذادهندهٔ روی بازوهایش خالی بود، بلافاصله جای این ظرفها را عوض میکردند تا آن املاح بتوانند دوباره به داخل بدن برگردند. راستش کل آن چیزی که از این سرباز سفیدپوش میدیدند حفرهٔ سیاه ساییدهشدهای جای دهانش بود.
-
خدیجه
امواج مزاحمی میفرستاد که لرزههایی ظریف به جان آدم میانداخت، و همه ازش گریزان بودند ــ همه جز سربازی سفیدپوش که چارهٔ دیگری نداشت. سرباز سفیدپوش سرتاپا باندپیچی و گچگرفته شده بود. دو پای ازکارافتاده داشت و دو دست ازکارافتاده. او را یواشکی نصفهشب به این بخش آورده بودند، و هیچکس از حضور او میانشان خبر نداشت تا اینکه صبحش بیدار شدند و دو پای عجیب دیدند از ماتحتْ بالاکشیدهشده، دو دست عجیب قایمنگهداشتهشده، در مجموع چهار دستوپا که به طرز غریبی در هوا معلق نگه داشته شده بود، به وسیلهٔ وزنههایی سربی که به شکل حزنانگیزی بالای سر سرباز سفیدپوش آویزان بودند و بههیچوجه تکان نمیخوردند.
-
خدیجه
افسر نیمهوظیفهٔ سمت چپ یوساریان محلشان نگذاشت. با حالتی خسته پرسید «کی عین خیالشه؟» و به پهلو غلت زد تا بخوابد.
تگزاسی آدم خوشذات بخشندهٔ دوستداشتنیای از کار درآمد. هنوز سه روزنشده دیگر هیچکس تحملش را نداشت.
-
خدیجه
یوساریان در جواب داد زد «راست میگی، راست میگی، راست میگی، راست میگی. هاتداگ، بروکلین داجرز، پایسیب مامانجون. اینا چیزاییه که همه دارن براش میجنگن. ولی کی واسه مردم شریف میره جنگ؟ کی واسه حق رأی بیشتر برای آدمهای شریف میجنگه؟ دیگه خبری از میهنپرستی نیست، قضیه همینه. حتا خبری از مهینپرستی هم نیست دیگه.»
-
خدیجه
دانبر مثل گلوله جست زد و نشست. هیجانزده فریاد کشید «خودشه، یه چیزی کم بود ــ تماممدت میدونستم که یه چیزی کمه ــ و حالا میدونم چیه.» مشتش را کوبید کف دستش. اعلام کرد «وطنپرستی.»
-
خدیجه
آن روزی که تگزاسی را آوردند در بخش، یوساریان مشغول بههم ریختن آهنگ موجود در نامهها بود. یکی دیگر از آن روزهای آرام، گرم و بیدغدغه بود. گرما مثل لحافی روی سقف افتاده بود و هر صدایی را خفه میکرد. دانبر دوباره بیحرکت به پشت دراز کشیده بود و چشمانش مثل چشمان عروسک خیره شده بودند به سقف. سخت تلاش میکرد طول عمرش را زیاد کند. به خاطر همین میکوشید ملالش را پروبال دهد. دانبر چنان سخت میکوشید طول عمرش را زیاد کند که یوساریان فکر کرد شاید مُرده. تگزاسی را روی تختی در وسط بخش گذاشتند، و چیزی نگذشت که عقایدش را پیشکش کرد.
محسن –
این کتاب یکی از کتابهای پرچمدار ضد جنگ است. داستان در زمان جنگ جهانی دوم می گذرد و شخصیت اصلی آن، یوساریان، بمب انداز یک هواپیما است که معتقد است همه شلیک های ضد هوایی می خواهند او را بکشند و او فقط به دنبال اتمام پروازهای موظف و ترخیص از خدمت است. اما تبصره 22 مانع است. یک رمان زیبا با داستانی عجیب و روایتی غیر مستقیم و متفاوت.
احمدی –
داستان جذاب با یه موضوع جذاب که از خوندن کتاب پشیمون نمی شوید ،،????
علی –
کتابی ضد جنگ با موضوع جذاب هست
محمد….. –
رونده داستان جذابه و اصلا خسته کننده نیست و با خوندن این کتاب با انواع روش های شانه خالی کردن از انجام کار ها آَشنا میشید و البته این کتاب واقعا زیباس
علی –
رمان ساختاری درست و دقیق داره. طنزی نسخورکننده داره . عالی
حامد –
کتاب در کل داستان جالبی داره که نقدای به جا و زیرکانش قابل تامله اما ریتم روایت در جاهایی خیلی کند و کسل کننده میشه.