

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


بر جاده های آبی سرخ (تک جلدی)
بر جاده های آبی سرخ (تک جلدی)
470,000 تومان قیمت اصلی: 470,000 تومان بود.399,500 تومانقیمت فعلی: 399,500 تومان.
نویسنده | |
---|---|
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | دوم |
سال انتشار | 1398 |
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
399,500 تومان | 376,000 تومان | 352,500 تومان | 329,000 تومان |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
470,000 تومان قیمت اصلی: 470,000 تومان بود.399,500 تومانقیمت فعلی: 399,500 تومان.
در انبار موجود نمی باشد
مشاهده QR CODE

با خرید این محصول 40 سکه معادل 7,990 تومان در باشگاه مشتریان دریافت کنید!
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 500,0000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کادوپیچ
برای اینکه سفارش رو کادوپیچ براتون ارسال کنید، باید بعد از اضافه کردن کتاب ها به سبد خرید ، وارد سبد خرید بشید و دکمه "کتاب رو براتون کادو کنیم؟" رو بزنید.
حتی میتونید در ادامه آدرس کسی رو که مایلید براش سفارش کادوپیچ شده ارسال بشه رو وارد کنید ;)
میرمهنا دغابی از قبیله عرب زعاب و ساکن بندر ریگ بود که در زمان حکومت زندیه میزیست. او در آن زمان با هلندی هایی که قصد ورد به جزیره خارک را داشتند جنگید و انها را بیرون راند.
ابراهیمی درباره میرمهنا و داستان او در ابتدای کتابش نوشته است: « داستان، نمیتواند عینِ واقعیت باشد، و هیچ واقعیتی هم نمیتواند عینِ واقعیتِ دیگر؛ امّا «بر جادههای آبی سرخ»، تا آنجا که مدارک و منابعِ تاریخی رخصت دادهاند، بر پایهٔ مجموعهٔ بزرگی از واقعیات و مُستَنَداتِ قابل اعتنای تاریخی بِنا شده است، و بیش از این، با سرسپردگی کامل بهنَفْسِ حقّ و حقیقت.
سخت کوشیدم که هیچ اثری را __ که در ارتباط با این مجموعه حوادث وطن ماست و امکان دسترسی بهآنها وجود داشته است __ نادیده نگذارم؛ امّا البته این داستانْ، بایگانی جمیعِ آن اسناد و آثار نیست و نمیبایست هم باشد. تخیلِ نویسنده، در بسیاری از دقایق، راهْ بر برخی واقعیات مُبهمِ مغشوشْ میبندد تا بتواند از حقایق و حَقّانیتی باشکوهْ دفاع کند.
میر مَهنای دُغابی، اصلیترین شخصیتِ این داستان، سردارِ بیپروای دریای جنوب بود: زِبَرْ مردی که ایران، فراوانْ بدهکارِ اوست؛ بدهکاری که تا این لحظه، فرصتِ پرداختنِ بخشِ ناچیزی از دِینِ خود را بهاو نداشته است؛ چرا که استعمار، در طول دو قرن، خیرهسرانه کوشید که نام این سالارِ پیکارگرانِ با ایمان را آنچنان پنهان نگهدارد که گویی هرگز وجود نداشته است، و اگر داشته هم جُز یک راهزن دریایی جسور چیزی نبوده است…
میرمَهنا، یک جریان است نه یک شخصیت. میرمَهنا، یک حادثهٔ عظیم و پِیدارِ تاریخیست نه فقط سردارِ بیپروای دریای جنوب.
«برجادههای آبی سُرخ»، تصویریست کمْرنگ و کمْجلا از مردی که قامتِ بلند، سینهٔ ستبر، قدرت مقاومت، تیزهوشی شگفتانگیز، اندیشههای شیرینِ بشری، حدِّ قناعت، زیبایی مَنِش و خشونت اخلاقی و منطقیاش، قلم را جواب میکند…
«بر جادههای آبی سُرخ»، سلامیست مُحبّانه __ سرشار از شرمساری __ که از دهانِ طفلی درمیآید؛ طفلی که آرزومند است بار دیگر و بار دیگر، مردانی چون میرمهنا را در حیاتِ میهن خود ببیند __ چنانکه در نبردِ دلاورانِ ایران در مقابلِ عراقِ خادمِ بدکارانِ جهان دید __ حتّی بهبهای گلگون شدنِ تمامی خطوطِ دریایی این وطن که همچون دستْ نِوشتههای کتابِ بزرگِ مصائبِ ملّی ماست، و باز هم حافظانهترین غزل از دیوانِ زندگی سرشار از مبارزهٔ یک ملّتِ همیشه بیدار؛ و این طفلِ خجل، در نهایتِ رؤیاهای خود جُز این نمیخواهد که در چنین راهی، دانگِ ناچیز و بهحسابْ نیامدنی خود را بگذارد…
ابراهیمی برای نگارش این اثر در طول پانزده سال پژوهشهای زیادی انجام داده و منابعی تاریخی بسیاری را خوانده است.
از متن کتاب :
سلیمه!
یادت هست که یک بار برایت شعری گفتم؟ و گفتم:” ما اینجا زاده شدیم و اینجا روییدیم، و اینجا با خاک و آب آشنا شدیم، و اینجا دل به عشق سپردیم.
پس بر ماست که از این آب و این خاک، با تمامی توان خویش حفاظت کنیم.
و بر ماست که تن خاکی مان، همین جا، زیر و زِبر همین خاک ها، کنار همین دریا، خاک شود و خاکسترش بر باد رَوَد…؟”
یادت هست؟
اینک ای سلیمه، وقت، وقت اثبات است.
من مجموع خاطرات ملت خویش از این دریا هستم.
دریایی که از آن ماست و همیشه ی خدا از آنِ ما بوده است.
و خداوندِ خدا هنگامی که آن کوچ بزرگ
اتفاق افتاد
و حتی بسیار پیش از آن، این دریا را به ما بخشیده بود.
و به ما آموخته بود که پای برهنه، راهی بس دراز را بپیماییم و
به اینجا برسیم.
وزن | 600 گرم |
---|---|
نویسنده | |
ناشر | |
موضوع | |
قطع کتاب | |
نوبت چاپ | دوم |
سال انتشار | 1398 |
تعداد صفحه | 680 |
جلد کتاب | شومیز |
زبان کتاب | فارسی |
شابک | 9786001741937 |
7 دیدگاه برای بر جاده های آبی سرخ (تک جلدی)
پاکسازی فیلتربرای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.

نادر ابراهیمی؛ زادۀ ۱۴ فروردین ماه سال 1315 در تهران؛ داستان نویس شناخته شدۀ ایرانی بود که فعالیت هایی هم در عرصۀ فیلم سازی، ترانه سُرایی، ترجمه و روزنامه نگاری داشت و از مشهورترین آثار او می توان به «آتش بدون دود»، «یک عاشقانۀ آرام»، «چهل نامۀ کوتاه به همسرم»، «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» و «مردی در تبعید ابدی» اشاره کرد.
از وی بیش از صد اثر منتشر شده است که دربرگیرندهٔ داستان بلند و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمایش نامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینه های گوناگون است، همچنین تعدادی از آثارش به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده اند.
ابراهیمی در زمینهٔ ادبیات کودک، جایزهٔ نخست براتیسلاوا، جایزهٔ نخست تعلیم و تربیت یونسکو و جایزهٔ کتاب برگزیدهٔ سال ایران را کسب کردهاست. او همچنین عنوان «نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی ۲۰ سال پس از انقلاب را به خاطر داستان بلند «آتش بدون دود» به دست آورده است.
به جز فضاهای ادبی و هنری، او در مسیر پُر فراز و نشیب زندگی خود فعالیت های مختلف ورزشی را هم تجربه کرد و یکی از قدیمی ترین گروه های کوهنوردی به نام اَبَرمرد را تأسیس کرد و در توسعهٔ کوهنوردی و اخلاق کوهنوردی، تأثیرگذار بوده است.
او در طول زندگی خود فضاهای مختلفی را نیز از نظر شغلی تجربه کرد از جمله؛ کمک کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمنصحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحهبندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجرهٔ فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایرانشناسی عملی و چاپ مقالههای ایرانشناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتابهای کودکان، مدیریت یک کتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاهها و…
ابراهیمی در کتاب های «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» به شرح جذاب همین پراکندگی های شغلی پرداخته است که بسیار خواندنی است.
نادر ابراهیمی پس از سال ها درگیری با بیماری، در 16 خرداد ماه 1387 مسافر ابدیت شد و کمیته نام گذاری معابر شورای شهر تهران در سال۱۳۹۰، خیابان هفدهم کارگر شمالی (امیرآباد) تهران که منزل وی در بیست سال پایانی عمرش در آن واقع شده بود را به خیابان نادر ابراهیمی تغییر نام داد.
1-10 | 11-20 | 21-100 | 101+ |
399,500 تومان | 376,000 تومان | 352,500 تومان | 329,000 تومان |
بریده هایی از این کتاب
متن ارسال بعد از بررسی تایید و منتشر خواهد شد.
برای ارسال بریده کتاب، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
-
مریم
باید فرهنگِ ایرانی را عوض کنیم؛ یعنی همان کاری را بکنیم که با هندیها کردیم. ما باید، حتی اگر هزار سال هم طول بکشد، یک قشرِ باسواد و اهل کتاب، در ایران و همهٔ سرزمینهای مورد علاقهٔ خود در آسیا بهوجود بیاوریم؛ قشری که نسبت بهواژههای تعصّبآمیز مثل میهن، ملّت، مردم، ناموس، شرف و این حرفها، هیچ حساسیتی نداشته باشد، و حتی، بهصراحت میگویم، ایرانی بودن، آسیایی بودن، و شرقی بودن را شرمآور تلقی کند، و در عین حال، بفهمد و اعتقاد پیدا کند که ما اروپاییها، نمونهٔ انسانِ واقعی هستیم. هرچه میگوییم، درست است، هرچه میکنیم درست. این آدمهای باسواد، باید مثل ما لباس بپوشند، مثل ما «بندِ گردن» آویزان کنند، مثل ما راه بروند، مثل ما چُپُق بکشند و مثل ما بهدنیا نگاه کنند __ و نهایتاً مجذوب و مغلوب عظمتِ ما باشند…
-
مریم
تعصّبِ مثبت __ یعنی تعصّب ملّی و معنوی __ از سمِّ قتّاله هم برای ما خطرناکتر است؛ اما تعصّبِ منفی، قطعاً بیش از یک سپاه بزرگ بهما خدمت میکند. تعصّبْ در خدمتِ ایجاد اختلاف، کاری خواهد کرد که مغول هم با این سرزمین نکرده است.
-
مریم
وطن، آواز است؛ آوازی که بلوچ میخواند، لرستانی میخواند، ترکمن میخواند، آذری میخواند، بندری میخواند، خراسانی میخواند، گیلک و مازندرانی میخواند، کُرد و کویری میخواند، اصفهانی و شیرازی میخواند، خرمشهری و دامغانی میخواند، افغانی و سیستانی میخواند….
-
مریم
وطن، یک کلافِ مهربانی درهم بافتهٔ تاریخیست، یک حسِّ عطوفتِ انسانی، یک قطعه سنگِ مرمرِ خُرد ناشدنی، پولادِ آبدیده، پَر نرمِنرمِ سینهٔ مرغانِ نوروزی، صدای خندهٔ بیدغدغهٔ یک کودک __ که طنینش از این سو تا آن سوی خاک میرود. وطن، عشق است، نَفْسِ عشق، ذاتِ عشق، بلورِ عشق.
-
مریم
غارتِ اموالِ مردُم، کُشتن، سوزاندن، ویران کردن، راهِ خداست بانو؟ __ من که نمیدانم پسرِ با دیانتِ ما این کارها را کرده است و میکند یا خیر؛ امّا اگر کرده است و میکند و همگان میدانند و قاضی سعید میداند و با وجود این رأی بهبرائتِ او میدهد، عیب از میرمهنای ما نیست، عیب از آن کسانیست که کشته میشوند، و از آن چیزهاییست که میسوزد، و از آن کشتیهاییست که غارت میشود، نه آن عاشقِ بیپروای جان برکفی که آمده است تا بهخاطر چیزی کشته شود که عزیز است نزد مردُم، نزدِ قاضی، و نَزْدِ خدا، و نیامده است که بار ببندد و بیدغدغه بخورد، بیاشامد، بپوشد و فساد کند.
-
مریم
میرمَهنا، یک رزمجوی حرفهیی بود. کسی نبود که برای درهم کوبیدهشدن یا بهزانو درآمدن یا تحت شرایطی دست از مبارزه کشیدن، بهراه افتاده باشد __ یا حتّی برای پذیرش صلحی بهظاهر عادلانه و مقبول. مردهٔ میرمَهنا هم علیه بیگانگانِ متجاوز بهخاک وطن میجنگید، چنانکه هم الان، این ذرهیی از اوست که در روحِ راوی این داستان حضور یافته و خوابِ راحت از چشمانش گرفته است.
لیبل "خریدار محصول" 9911789597 (این محصول را خرید کرده است.) –
رمانی بسیار زیبا با قلم عالیه آقای نادر ابراهیمی ????
محمد امین –
این رمان خیلی عالیه
فوق العاده است✔️
علی –
رمان “بر جاده های آبی سرخ” رمانی حماسی و ملی و میهنی است که به هیچ نهاد و جمعیتی وابستگی ندارد جز به مردم که قدرت واقعی اند.
محمد –
واقعا قلم استاد نادر ابراهیمی عالیست
محدثه –
وای خدایا..عالیه عالی….نادر ابراهیمی عزیز و تکرار نشدنی…..قلم زییا و بی نظیر
امیررضا فرامرز قراملکی –
میر مهنا دغابی! کسی که نادر ابراهیمی بخوووبی تونسته به قلم بیاره اونو
maryam.khoshnejat69 –
آخه بفرمایید کدوم کتاب نادرِجان بی نظیر نیست آخه؟اصلا قلم نادر جان ابراهیمی به تعریف و تمجید نیاز نیست.
هرچی بنویسم در حق قلم زیبای نادر ابراهیمی جفا است.بهتره شما دوستان راترغیب کنم به خواندن تک تک جملات….نه! نوشیدن و یا بلعیدن تک تک جملات و به خاطر سپردن آن برای همیشه در عمق دل و جان.
عالی عالی عالییییه. بخونین و نوش روحتون کنید