این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سی و پنجم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
160 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
59,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کتاب «اول شخص مفرد» مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی «هاروکی موراکامی» است که نخستین بار در سال 2021 وارد بازار نشر شد. هشت داستان جذاب در این مجموعه، همگی از دیدگاه اول شخص و توسط راویان کلاسیک «موراکامی» روایت می شوند. از خاطرات نوستالژیک جوانی، تأملاتی درباره ی موسیقی، و عشقی عجیب به بیسبال گرفته تا سناریوهایی رویاگونه، مواجهه با میمونی سخنگو، و آلبوم های جاز خیالی، «موراکامی» در این داستان ها یک بار دیگر، مرز میان ذهن انسان و جهان پیرامون را به چالش می کشد. گاه و بیگاه، راوی ای که ممکن است خود «موراکامی» باشد، در داستان به چشم می خورد. آیا این یک شرح حال است یا داستانی خیالی؟ مخاطبین باید در این مورد تصمیم بگیرند. کتاب «اول شخص مفرد» با داستان های فلسفی و اسرارآمیز خود، به موضوعاتی همچون عشق، تنهایی، کودکی و خاطرات می پردازد و پیچ و خم های داستانی ای را ارائه می کند که مختص جهان «موراکامی» است.
| وزن | 155 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سی و پنجم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
160 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
کتاب های مرتبط
- هاروکی موراکامی
- لئو تولستوی
- آکیرا میزوبایاشی
- هکتور هیو مونرو
- ارنست همینگوی
- حنیف قریشی
- فرانتس کافکا
- پائولین قلدس, خالد مطاوع
- 219146
بریده هایی از کتاب اول شخص مفرد (مجموعه داستان)
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
منتظر بودم تا ماشین تبلیغ مسیحیت در خیابان مقابلم نمایان شود و بیشتر از داوری پس از مرگ بگوید. فکر میکردم جای امیدواری است که سخنانی میشنوم ـ فارغ از محتوایشان ـ با صدایی دلگرمکننده و قاطعانه بیان میشوند. اما ماشین پیدایش نشد، از جایی به بعد هم صدا رفتهرفته ضعیفتر و نامفهومتر شد و طولی نکشید که دیگر اصلاً نمیتوانستم چیزی بشنوم. ماشین حتماً به جهت دیگری رفته بود، جهتی دور از جایی که من نشسته بودم. ماشین که ناپدید شد، حس کردم در جهان تک افتادهام. بعد فکری ناگهانی تکانم داد: شاید همهی اینها نیرنگی بود که دختر ترتیب داده بود. این فکر ـ یا بهتر است بگویم این شک ـ پایه و اساسی نداشت؛ اما به دلیلی که نمیتوانستم درک کنم، دختر عامدانه به من اطلاعات غلط داده و مرا عصر تعطیلی به سر کوه کشانده بود. شاید قبلاً کاری کرده بودم که موجب شده بود از من کینه به دل بگیرد.
- ارسال شده توسط: محسن









نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.