این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


سگ زرد (ماجراهای مگره،کمیسر پلیس)
سگ زرد (ماجراهای مگره،کمیسر پلیس)
90,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1389 |
| تعداد صفحه |
199 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
90,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
در رمانهای سیمنون و از جمله سگ زرد، ترسهای پنهان و دسیسهها و اضطرابهای نهفته در پس پردة عادتهای روزانة زندگی و نظم حاکم بر آن توصیف شدهاند. که به ناگاه به لحظة انفجاری خویش میرسند و به بروز خشونت یا جنایت منجر میشوند. بهعلاوه رمانهای او آمیزهای هستند از روایتپردازی چیرهدستانه و بازشکافتن هوشمندانة روان انسانها، نقبی که سیمنون به لایههای زیرین شخصیتهایش میزند راه به تراژدی هستی انسانی میبرد و به گفتة فرانسوا موریاک «آثار او را به کابوسهایی بدل میسازد که هنرمندانه توصیف شدهاند و کمتر کسی جرأت آن را دارد تا به اعماقشان نظر بیفکند.» با اقتباس از رمانهای سیمنون، 44 فیلم سینمایی، 112 اثر تلویزیونی و شش نمایش تئاتری آفریده شدهاند.
| وزن | 198 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1389 |
| تعداد صفحه |
199 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
کتاب های مرتبط
- درموت اولیری
- الکس مایکلیدیس
- کاترین مک کنزی
- لوسی فولی
- درموت اولیری
- تی جی نیومن
- استیگ لارسون
- فاطمه استکی
- روزبه معین
- لارن ولک
- سردار ازکان
- جیمز پترسون
- 224256
بریده هایی از کتاب سگ زرد (ماجراهای مگره،کمیسر پلیس)
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
چند لحظه پس از آن، سه نفر به روی جسد که همچنان سر جای خودش مانده، خم شدهاند. شهرداری که پاسگاه پلیس توی آن استقرار یافته است، در دوقدمی است. مأمور گمرک ترجیح میدهد تکان بخورد.
نفسزنان، به طرف پاسگاه میدود، بعد، دستش را روی شستی زنگ در پزشکی میگذارد و پشت سر هم فشار میدهد.
و بدون آنکه بتواند صحنهای را که دیده است از سر واکند، پشت سر هم میگوید:
– مثل یک نفر مست تلوتلو خورد و به عقب رفت و دستکم سه قدم به این ترتیب برداشت.
- ارسال شده توسط: محسن
آقای سرویر حضور دارد. سرویر آدم کوتاهقد گوشتالودی است که پالتو قهوهای روشنی پوشیده است و همان کسی است که با آقای لو پومره توی کافۀ دریاسالار بوده است. عضو هیأت نویسندگان روزنامۀ فانوس دریایی برست است و از جمله، هر روز یکشنبه مقالۀ طنزآمیزی در آن روزنامه منتشر میکند.
یادداشتهایی برمیدارد و به دو کارآگاه -اگر دستورهایی نباشد- تعلیمهایی میدهد.
درهایی را که به طرف راهرو باز میشوند قفل کردهاند. دری که در ته راهرو هست و به حیاطی راه دارد، باز است. دور حیاط را دیواری گرفته است که یک متر و نیم ارتفاع ندارد. در آن سمت این دیوار، کوچۀ باریکی هست که به اگویون، همان خیابان لب دریا که گفتیم منتهی میشود.
ژان سرویر خبر میدهد:
– قاتل از آن راه در رفته است!
- ارسال شده توسط: محسن
مگره شیشۀ پرنو را از دستش گرفت. «اِما» بیاعتنا برمیگشت و صورت درازش را با آن چشمهای طوقانداخته و لبهای قیطانی و موهایش که خوب شانه نخورده بود و کلاه «پروتون»اش که اگرچه هر دم به سر جایش میآورد همیشه به سمت چپ سُر میخورد، بالای صندوق نشان میداد.
لو پومره با قدمهای تند میرفت و میآمد و برق کفشش را تماشا میکرد. ژان سرویر که بیحرکت مانده بود، به گیلاسها چشم دوخته بود و ناگهان با صدایی که هایهای گریۀ رعب و وحشت خفهاش میکرد، دشنام میداد:
– مردهشور برده!
سبیل دکتر آویزان میشد.
- ارسال شده توسط: محسن









نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.