این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
304 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
245,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کابل اکسپرس نامی است که به شبکهی افغانستان داعش داده میشود. دولت اسلامی از این راه جنگجویان کارکشته را از منطقهی خراسان – سرزمینی که به ویژه افغانستان و مناطق قبایلی پاکستان را در برمیگیرد – به سوریه و عراق وارد میکند.
یکی از کسانی که در این راه پا میگذارد «زواک» نوجوانی هفده ساله،عاشق بازیهای کامپیوتری و نابغهی ریاضی است. او از کابل راهی سرزمین شام میشود تا برای سران داعش از اجرای عملیاتی انتحاری در پاریس سخن بگوید که میتواند یازده سپتامبر فرانسویها را رقم بزند. طرح پسرک چنان شگفتانگیز است که او را به دیدار رودررو با ابوبکرالبغدادی سرکردهی داعش نیز میرساند. درحالی که در فرانسه «نیکول لاگونا» و گروهش و در کابل «اسامه قندار» و مردانش در پی یافتن سر نخی از طرح انتحاری داعش هستند، زواک به دوم مه فکر میکند که در صورت موفقیتش فرانسه بزرگترین عزای ملی خود را تجربه خواهد کرد. پسرک اصرار دارد حمله در همین روز صورت بگیرد اما کسی نمیداند چرا. هیچ کس از راز بزرگ او خبر ندارد.
| وزن | 295 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
304 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
کتاب های مرتبط
- آسنه سیرستاد
- مهدی دریاب
- سعاد مخنت
- هاجر عبدالصمد
- آزاده معاونی
- زهرا اسعد بلند دوست
- محمدعلی جعفری
- علی اصغر عزتی پاک
- محمد رضا حداد پور جهرمی
- زهراسادات ثابتی
- سید حسین مرکبی
- مرضیه اعتمادی
- 251669
بریده هایی از کتاب کابل اکسپرس
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
در فرودگاه کابل هیچکس نگران نوجوانی نیست که ظاهر کودکی عاقل را دارد و زواک بدون مشکل و با گذرنامه ی کاملا نوی خود از کنترل های امنیتی عبور می کند. در تنها سالن کثیف ترمینال، همراه دیگر مسافران و نزدیک فرش های فرسوده ای منتظر می ماند که صدها مسلمان ذکرگویان پیشانیشان را روی آن ها قرار می دهند. زواک خودش نماز نمی خواند. در واقع کاملا مطمئن نیست که به خدا باور دارد یا نه. نبرد او جای دیگری است.
- ارسال شده توسط: محسن
تا لحظاتی دیگر، فرستاده ی داعش وسایل ضروری سفرش را به سرزمین شام _ آن طور که تروریست ها، سوریه را می نامند _ برایش خواهد آورد. فرقه ی داعش رو به نابودی است اما بدون مبارزه از بین نخواهد رفت و زواک، نقشه ای را که لازم است در اختیار دارد تا از کفار انتقام بگیرد. ناگهان مردی کنارش می نشیند. زواک تردید دارد. آیا همان کسی است که منتظرش است؟ برای این که همدیگر را بشناسند رمزی پیش بینی شده است. سپس دستی به سوی او می خزد و رانش را لمس می کند. جا می خورد و با بیزاری به مردی که کنارش نشسته نگاه می کند.
- ارسال شده توسط: محسن









نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.